دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، از نهم اسفند تا نوزدهم فروردین، دستکم ۲۵۷ زن غیرنظامی در ایران در پی حملات موشکی، هوایی و پهپادی کشته شدهاند؛ آماری که در هر نقطهای از جهان میتواند زنگ خطر نقض جدی قوانین جنگ را به صدا درآورد. کنوانسیونهای ژنو، اساسنامه رم و قطعنامههای شورای امنیت صراحتاً حمله به غیرنظامیان را ممنوع کردهاند، اما با وجود این چارچوبهای روشن حقوقی، هنوز واکنش قاطعی از نهادهای بینالمللی دیده نمیشود. پرسش ساده این است، وقتی زنان غیرنظامی قربانی جنگ میشوند، نظام حقوقی جهان دقیقاً چه زمانی قرار است وارد عمل شود؟
رکنا،چهل روز جنگ، ۲۲۰ کودک کشته شده؛ آماری که تنها یک عدد نیست، بلکه آزمونی برای نظام حقوق بشردوستانه جهانی است. از این میان، ۱۵۶ کودک در یک حمله موشکی به مدرسهای در میناب جان باختهاند؛ جایی که طبق کنوانسیونهای ژنو و حقوق بینالملل باید امنترین نقطه برای کودکان باشد. حالا در حالی که قوانین جنگ از «حفاظت ویژه کودکان» سخن میگویند، نگاهها به سوی نهادهای بشردوستانه بینالمللی دوخته شده است؛ نهادهایی که مأموریتشان مستندسازی، هشدار و پیگیری چنین فجایعی است، اما پرسش اصلی باقی مانده، وقتی در چهل روز ۲۲۰ کودک کشته میشوند، این سازوکارهای جهانی دقیقاً کجا ایستادهاند؟
چهل روز از جنگ گذشته و حالا روایت آن را میتوان در میان عددها خواند؛ بیش از ۳۰ هزار مجروحی که از مرز مرگ گذشته و به خانه بازگشتهاند، هزاران زن و کودک که در میان مصدومان دیده میشوند و صدها خانوادهای که عزیزانشان را از دست دادهاند. در میان این آمار، ۲۲۰ کودک و ۲۵۷ زن نیز قرار دارند؛ عددهایی که هر کدام پشت خود داستان ناتمام یک زندگی را پنهان کردهاند.
آزاده مختاری - دبیر اجتماعی رکنا
رکنا، آمار رسمی وزارت بهداشت نشان میدهد در جریان جنگ ۴۰روزه از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۳۰ هزار و ۲۰۵ مجروح در مراکز درمانی کشور درمان و ترخیص شدهاند و تیم ملی سلامت با انجام ۱۲۵۲ عمل جراحی و فعالیت بیوقفه در بیمارستانها و اورژانسها، بار اصلی امدادرسانی را بر دوش کشیده است؛ تلاشی که در کنار آن ۲۶ شهید مدافع سلامت و ۱۱۸ مصدوم از میان کادر درمان به ثبت رسیده است.
رکنا، چهل روز از آغاز حملات به شهرها و زیرساختهای صنعتی ایران میگذرد؛ حملاتی که علاوه بر تلفات انسانی، آسمان برخی شهرها را با دود سنگین پالایشگاهها و پتروشیمیها پوشانده است. کارشناسان هشدار میدهند پیامد این آتشها تنها در لحظه انفجار خلاصه نمیشود و میتواند موجی از بیماریهای تنفسی، قلبی و سرطان را در سالهای آینده رقم بزند. در چنین شرایطی این پرسش جدی مطرح است که سازمان جهانی بهداشت چه مسئولیتی در برابر چنین بحران سلامتمحوری دارد و چرا واکنش آن تا این اندازه کمرنگ است؟
رکنا، سه موشک، ۱۶۳ کودک، یک مدرسه و چهل روز سکوت. فاجعه میناب تنها مرگ دانشآموزان نبود؛ فرو ریختن اعتماد به نهادهای بینالمللی بود که باید در برابر حمله به مدارس و کودکان میایستادند، اما حتی نتوانستند واکنشی در اندازه این درد از خود نشان دهند.
دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، با اشاره به پیامدهای زیستمحیطی بمباران تأسیسات نفتی و پتروشیمی گفت انتشار موادی مانند بنزن، تولوئن، ذرات معلق، فلزات سنگین و دود ناشی از آتشسوزی میتواند به آلودگی گسترده هوا، خاک و آبهای زیرزمینی منجر شود و اثرات آن حتی تا سالها پس از پایان جنگ در محیط باقی بماند.
رکنا، سخن گفتن از «نابودی یک تمدن» شاید ساده به نظر برسد، اما تاریخ نشان داده است تمدنها با تهدید و حمله از میان نمیروند. جنگ پیش از آنکه شهرها را ویران کند، دل مردم عادی را نشانه میگیرد، اما ملتی که ریشههایش در هزاران سال فرهنگ، زبان و حافظه جمعی تنیده شده باشد، با تهدید خاموش نمیشود. ایران بارها طوفانهای تاریخ را پشت سر گذاشته و هر بار استوارتر از پیش از دل خاکستر برخاسته است.
رکنا، حمله موشکی آمریکا و اسرائیل به مجتمعهای پتروشیمی ایران تنها یک حادثه صنعتی نیست؛ این اتفاق زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و انسانی را ایجاد میکند که زندگی هزاران کارگر و خانوادههایشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این تأسیسات بخشی از زیرساختهای تولیدی غیرنظامی هستند که مواد اولیه صنایع مختلف و بخشهایی از کشاورزی را تأمین میکنند. آسیب دیدن آنها میتواند به کاهش تولید، فشار بر اشتغال و افزایش هزینههای زندگی منجر شود. چنین رخدادهایی باید مورد توجه جامعه جهانی و نهادهای بشردوستانه قرار گیرد، زیرا پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی غیرنظامیان اثر میگذارد.