دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، در حالی که دولت برای کاهش فشار اقتصادی پس از جنگ چهلروزه و سال تورمی، بانکها را به تعویق اقساط و حذف جریمهها ملزم کرده بود، گزارشهای میدانی از اجرای ناقص این سیاستها حکایت دارد؛ روندی که نهتنها وامگیرندگان را با جریمه مواجه کرده، بلکه با انتقال بدهی به ضامنان، بازنشستگان را نیز به حلقه جدیدی از آسیب اقتصادی وارد خواهند شد.
رکنا، شناسایی ۲۷ یوز آسیایی شامل ۲۱ فرد بالغ و ۶ توله در زیستگاههای ایران اگرچه نشان میدهد این گونه هنوز در دشتهای مرکزی کشور حضور دارد، اما از منظر بومشناسی جمعیت، این عدد همچنان در محدوده «جمعیت بحرانی» قرار میگیرد. در شرایطی که کل جمعیت جهانی یوز آسیایی به چند ده فرد محدود شده، خطر کاهش تنوع ژنتیکی، تکهتکه شدن زیستگاهها و تلفات جادهای همچنان آینده سریعترین پستاندار خشکی را در ایران با عدم قطعیت جدی روبهرو کرده است.
رکنا، امروز در ایران روز دختر است؛ روزی که قرار بود جشن معصومیت و امید باشد، اما امسال بر شانههای زخمی نسلی ایستاده که تنها چند هفته پیش صدای موشک را به جای زنگ مدرسه شنید. در جنگ چهلروزهای که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ ادامه داشت، بنا بر آمار رسمی دستکم صد دانشآموز دختر جان باختند؛ کودکانی که برخی از آنها در همان جایی کشته شدند که باید امنترین نقطه زندگیشان باشد یعنی مدرسه. با این حال، در جهانی که مدام از حقوق کودک سخن میگوید، مرگ و وحشت این دختران با سکوتی سنگین پاسخ داده شد؛ سکوتی که این پرسش تلخ را پررنگتر میکند که آیا رنج کودکان ایرانی دیده میشود؟
رکنا، در شرایطی که اقتصاد کشور زیر فشار تورم، شوکهای جنگی و اختلالهای گسترده ارتباطی قرار گرفته و این مجموعه عوامل به تعطیلی و تضعیف کسبوکارهای کوچک، رسانههای مستقل و بخش خدمات منجر شده است، موجی از تعدیل نیرو و توقف فعالیت در حال گسترش است. در این وضعیت، بازتعریف مسئولیت اجتماعی صنایع بزرگ بهعنوان یک ابزار هدفمند برای حفظ اشتغال و جلوگیری از فروپاشی بنگاههای کوچک، به یکی از معدود مسیرهای قابل اتکا برای کاهش سرعت بحران در بازار کار و کنترل فشار بر نظام تأمین اجتماعی تبدیل شده است.
رکنا، آمارهای رسمی از آسیب گسترده به زیرساختهای آموزشی کشور، ابعاد تازهای از خسارات جنگ را آشکار کرده است؛ تخریب و آسیب به ۱۱۹۵ مدرسه در حالی برآوردی معادل ۴ همت برای بازسازی به همراه دارد که این حجم از خسارت، نهتنها چالش مالی سنگینی ایجاد کرده، بلکه نشانهای از عبور حملات از اصول حقوق بینالملل و هدف قرار گرفتن مستقیم فضاهای غیرنظامی به شمار میرود.
رکنا، چهل روز اختلال در صنایع پایه—از پتروشیمیها تا کارخانههای فولاد—زنجیره تولید کشور را دچار رکود ناگهانی کرده و کارگاههای وابسته را در کمبود مواد اولیه، افزایش هزینهها و توقف سفارشات فرو برده است. نتیجه این بحران، سیلی از حقوقهای پرداختنشده، تعدیل نیروهای کارگاههای کوچک و فشار فزاینده بر کارگرانی است که امروز با دستمزدهای معوق و آینده شغلی نامعلوم، بیش از همیشه زیر بار بحران اقتصادی خم شدهاند.
رکنا، در ارتفاعی که باد فرمان میراند و زمین دهها متر پایینتر بیرحمانه دهان باز کرده، گروهی از کارگران خط برق هر روز کاری را آغاز میکنند که در جهان مهارتها، از خطرناکترینهاست. سیمبانان، مردانی که با تجهیزات سنگین از دکلهای فلزی بالا میروند، زیر کابلهایی میایستند که هزاران ولت برق در آنها جریان دارد، و در طوفان، کولاک، گرمای پنجاهدرجهای یا رگبار موشک و ترکش، لحظهای اجازه توقف ندارند. فشار کاریِ نفسگیر، وزن ابزارهایی که ساعتها روی شانه میماند، احتمال لغزش روی دکل خیس، برقگرفتگیهای مرگبار، سقوطهای بیرحمانه، و کارهایی که گاهی باید در دل تاریکی مطلق نیمهشب انجام شود، بخشی از واقعیت روزانه زندگی این قشر است. روز سیمبان تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور شغلی است که هر ثانیه آن روی مرز خطر و مسئولیت راه میرود، و کارگرانی که با وجود مخاطرات بیپایان، اجازه نمیدهند روشنایی خانهها حتی یک لحظه در هم بشکند.
رکنا، زلزلهای با بزرگای 4.1 ساعتی پیش بومهن را لرزاند؛ زمینلرزهای که تهران و البرز نیز آن را حس کردند و زنجیره لرزشهای خُرد اما پیدرپی امسال را وارد مرحله تازهای کرد. این رخداد در حالی ثبت شد که به گفته دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، بومهن تنها یکی از ۴۹ زمینلرزه بیش از ۴ ریشتر طی دو ماه گذشته است؛ رخدادهایی کاملاً طبیعی و همخوان با میانگین سالانه لرزهخیزی ایران، اما یادآور توسعه شهری پرریسکی که زیر پای ۳۵۰ هزار نفر در دل پهنه گسله پردیس، مشا و شمال تهران ادامه دارد.
رکنا، در سایه رکود گسترده و کسادی بازار، کارگاهها و واحدهای صنفی کوچک به سمت شیوههای غیرقانونی برای کاهش هزینهها رفتهاند؛ شیوههایی که بار اصلی بحران را بر دوش کارگران میگذارد. از حذف اضافهکار و توقف پورسانت گرفته تا اجبار کارگران به حضور شیفتی و پرداخت نصف پایه حقوق، مجموعهای از تصمیمات غیررسمی و خارج از قانون این روزها زندگی هزاران کارگر شهری را در تنگنا گذاشته و آنها را میان بیکاری، بیحقوقی و مهاجرت به مشاغل غیررسمی سرگردان کرده است.
رکنا، با وجود خاموشی توپخانهها و سکوتی که بر شهرها نشسته، روان مردم هنوز از آوار دو جنگ پیاپی بیرون نیامده است. در خیابانهای آسیبدیده، در کلاسهای درس، در خانههای نیمهویران و حتی در شهرهای دور از خط درگیری، اضطراب، سوگهای پیچیده و ترومای مزمن در جریان است. تجربه تلخ رهاشدگی پس از کرونا دوباره تکرار شده؛ این بار نه در قالب یک اپیدمی، بلکه در شکل زخمی عمیق بر روان ملی. در حالی که جامعه از کودک تا سالمند نیازمند برنامههای واقعی درمان و توانبخشی است، وزارت بهداشت تنها به تکرار شعارهای کلی بسنده کرده و بزرگترین بحران سلامت روان دهههای اخیر را بدون نقشه مداخله عملی و فقط با حرف و حرف و شعار به حال خود گذاشته است.