دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، در نخستین روزهای سال ۱۴۰۵، بازار کار ایران با پیامدهای تجمعی یک سال تورمی، شوک جنگ اسفند و سه دوره اختلال گسترده اینترنت بینالملل مواجه است؛ ترکیبی از بحرانها که نهتنها ساختار اشتغال را برهم زده، بلکه موجب فرسایش جدی سرمایه انسانی در بنگاهها شده است. کسبوکارهای کوچک و متوسط که ستون اصلی اشتغال کشورند، توان مالی و عملیاتی خود را از دست دادهاند و موجی از تعدیل نیرو، توقف فعالیت و افزایش تقاضا برای بیمه بیکاری سراسر کشور را دربر گرفته است؛ شرایطی که هشدار میدهد منابع انسانی ایران وارد مرحلهای از آسیب ساختاری و کاهش ظرفیت حرفهای شده که احیای آن نیازمند مداخلات فوری و سیاستهای بازسازیمحور است.
رکنا، با وجود ثبت میانگین بارش در محدوده نرمال، ایران همچنان در دل خشکسالی پیش میرود؛ بحرانی که پشت نقاب آمارهای ظاهراً امیدوارکننده پنهان شده و یکسوم کشور را وارد وضعیت کمبارشی و تنش شدید منابع آب کرده است. فشار بر سفرههای زیرزمینی، هشدارهای جدی درباره تأمین آب استانهای بزرگ و چشمانداز ناپایدار ماههای آینده، نشان میدهد کشور در مسیر «کمبود گسترده» قرار گرفته؛ مسیری که هیچ نشانی از ترسالی در آن دیده نمیشود.
رکنا، آب دوباره به پای کاظیمداشی رسیده و تصویر آبی فراموششده سالهای دور در ذهن مردم آذربایجان در ایران زنده شده است؛ صحنهای که هرچند امید میآفریند، اما هنوز نشانی از احیای کامل دریاچه ارومیه ندارد. پهنهای که روزگاری بیش از ۳۰ میلیارد مترمکعب آب در خود داشت، امروز تنها با حدود دو میلیارد مترمکعب سرپا ایستاده و هر قدم رو به جلو در آن بیشتر محصول بارشهای مقطعی است تا حاصل یک احیای پایدار. این بازگشت آب، هرچند دلگرمکننده، همچنان روی مرز شکنندگی حرکت میکند.
رکنا،هر روز قطع اینترنت یعنی نابودی ۳۶ میلیون ساعت یادگیری؛ هزار ساعت خاموشی، یک میلیارد ساعت آموزش را بلعید. اگر تنها یک روز تعطیلی اینترنت باعث از دست رفتن ۳ ساعت آموزش مؤثر برای هر دانش پژوه شود، و در یک نظام آموزشی ۱۲ میلیونی این اتفاق رخ دهد، هر روز ۳۶ میلیون ساعت یادگیری از بین میرود. در بازه هزار ساعته قطعی، این عدد به بیش از یک میلیارد ساعت از دسترفته آموزشی تبدیل میشود؛ عددی که در هیچ نظام آموزشی قابل جبران کامل نیست.
رکنا، افزایش ناگهانی آگهیهای واگذاری حیوانات خانگی و رشد موارد رهاشدگی آنها در خیابان ، به گفته رئیس بیمارستان دامپزشکی پایتخت، نشانه روشنی از اثرات پنهان روزهای بحرانی از جنگ بر خانوادههاست؛ جایی که هزینههای روانی و اقتصادی، نخست بار سنگینش را بر دوش حیوانات میگذارد.
رکنا، در سایه دود، آتش و انفجار، فاجعهای خاموش در حال گسترش است؛ زمین ایران نفسش بریده، خاک و هوا آلوده و اکوسیستمهای شکننده کشور زیر بار موجی از تخریبهای ترکیبی خم شدهاند. تازهترین گزارش سازمان حفاظت محیطزیست نشان میدهد که جنگ تنها یک رویداد نظامی نبود، بلکه ماشهای برای وقوع یکی از گستردهترین بحرانهای زیستمحیطی و اقلیمی در تاریخ معاصر ایران است.
رکنا، طبق آمارهای تأییدشده، ۷۷ بنای تاریخی پایتخت در هفتههای اخیر آسیب دیدهاند؛ آثاری شامل ۳۸ اثر ثبت ملی و ۲۷ بنای دوره قاجار که ۱۰ درصد آنها دچار تخریب جدی شده است. با وجود این حجم خسارت، هیچ سازوکار بینالمللی ارزیابی اضطراری یا هشدار تخصصی صادر نشده و اکنون درخواست برای ورود نهادهای جهانیِ مسئول در حوزه میراث فرهنگی به روند پایش و حفاظت اضطراری افزایش یافته است.
رکنا، این گزارش روایتی است از شهرهایی که میایستند و مردمی که با وجود روزهای سنگین، ستونهای اصلی دواماند. جنگ از تهران تا دورترین روستاها کشیده شد، اما آنسوی مرزها تنها دغدغهای که جهان را بیقرار کرد، گشایش یک تنگه است. حالا آمارها زبان باز کردهاند؛ آماری که از وسعت فاجعه بر غیرنظامیان و مراکز غیرنظامی می گوید، یک روایت به ابعاد ملی و انسانی که نهادهای بشردوستانه جهان چشم بر آن بسته یا واکنش خنثی دارند.
رکنا، پایان مذاکرات بدون توافق اسلام آباد، تنها یک خبر نبود؛ یادآوری بود از اینکه جامعهای که زیر بار ویرانی حملات جنگی همچنان ایستاده، حق دارد بپرسد چرا سازوکارهای جهانی در برابر این حجم از آسیب هنوز فعال و مؤثر عمل نکردهاند.
رکنا،تنها در دو هفته نخست جنگی که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، حدود ۵ میلیون تن گاز گلخانهای وارد جو زمین شده است؛ حجمی از آلودگی که با مجموع انتشار سالانه دهها کشور برابری میکند. رقمی که نشان میدهد در حالی که جهان سالها برای کاهش کربن مذاکره و برنامهریزی میکند، جنگ میتواند در چند روز ضربهای به سامانه اقلیمی زمین وارد کند که اثرات آن بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش مییابد.