در گفت و گوی رکنا با استاد تمام زمین شناسی مطرح شد
زلزله ۴.۶ ریشتری در تهران؛ زنگ خطر برای شهری با ۲۵۰ هزار پلاک ناپایدار / خاک نرم، گسل فعال و بافت فرسوده؛ سهضلعی خطر در تهران
رکنا، زمینلرزهای به بزرگی ۴.۶ ریشتر در ساعت ۲۳:۴۶ دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ حوالی پردیس در شرق استان تهران رخ داد؛ لرزهای کمعمق که در بخشهای وسیعی از تهران و حتی مازندران احساس شد. دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، با اشاره به قرارگیری کانون این زمینلرزه در نزدیکی پهنه برخورد گسلهای مشا و شمال تهران، آن را هشداری جدی درباره تجمع تنش لرزهای در شرق پایتخت میداند؛ هشداری که در کنار بافتهای فرسوده، شبکههای آسیبپذیر گاز و خاک نرم دشتهای جنوبی، تابآوری تهران در برابر زلزلهای بزرگتر از ۶ ریشتر را به چالشی جدی تبدیل کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، زمینلرزهای به بزرگی ۴.۶ ریشتر در واپسین دقایق شامگاه دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، بار دیگر اضطراب زلزله را به تهران بازگرداند؛ لرزهای که کانون آن حوالی پردیس و در ۳۵ کیلومتری شرق تهران ثبت شد و به دلیل عمق کم، در بخشهای وسیعی از تهران، البرز و حتی مازندران احساس شد. این رخداد اگرچه خسارت گستردهای برجای نگذاشت، اما از نگاه کارشناسان زمینشناسی، نشانهای جدی از فعال بودن پهنههای لرزهخیز شرق استان تهران است؛ پهنهای که در مجاورت دو گسل مهم و خطرناک «مشا» و «شمال تهران» قرار دارد.
پاشنه آشیل پایتخت در برابر زلزله کجاست؟
دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا، این زمینلرزه را «هشداری جدی برای تهران» توصیف کرد و گفت موقعیت خاص زمینساختی منطقه، اهمیت این رخداد را دوچندان کرده است.
شرق تهران؛ کانون تازه تنشهای لرزهای
به گفته زارع، زلزله اخیر در فاصله حدود ۱۰ کیلومتری جنوب پهنه برخورد گسل مشا و گسل شمال تهران و در محدوده روستای کلان لواسان رخ داده است؛ محدودهای که طی ماههای اخیر بیشترین تمرکز ریزلرزهها را در استان تهران به خود اختصاص داده است.
او توضیح داد که قطعه شرقی گسل مشا و همچنین گسل ارجمند در شرق استان تهران طی ماههای گذشته فعالتر از گذشته ظاهر شدهاند و تداوم زمینلرزههای کوچک و متوسط در این ناحیه، نشاندهنده تجمع تنش در ساختارهای زمینساختی منطقه است.
زارع تاکید کرد: سامانه گسل مشا با طولی حدود ۲۰۰ کیلومتر، توان لرزهزایی تا بزرگای ۷.۸ را دارد و گسل شمال تهران نیز که از مناطق شمالی پایتخت عبور میکند، قادر است زلزلهای تا بزرگای ۷.۵ ایجاد کند.
او افزود: «زمینلرزههای ۴ تا ۵ ریشتری الزاماً به معنای وقوع فوری زلزله بزرگ نیستند، اما یادآور این واقعیتاند که شرق تهران در یکی از فعالترین پهنههای لرزهای کشور قرار دارد و وقوع زلزلهای با بزرگای بیش از ۶ در اثر جنبایی این گسلها کاملاً محتمل است.»
پاشنه آشیل تهران؛ شهری فرسوده روی خاک نرم
در حالی که تهران طی دهههای گذشته با برجسازی گسترده و توسعه مناطق شهری مواجه بوده، اما بخش بزرگی از پایتخت همچنان از منظر تابآوری لرزهای در وضعیت شکننده قرار دارد.
زارع با اشاره به وجود حدود ۲۵۰ هزار پلاک در بافتهای متراکم و ناپایدار تهران گفت: «تابآوری این ابنیه معمولاً برای زلزلههای بیش از ۵.۵ ریشتر تضمینشده نیست.»
او شبکه گاز تهران را یکی از خطرناکترین نقاط آسیبپذیر شهر دانست و هشدار داد که تراکم خطوط انتقال و احتمال شکستگی لولهها در زمان زلزله میتواند آتشسوزیهای ثانویه گسترده ایجاد کند؛ بحرانی که در کنار قطع برق، انسداد معابر و اختلال در امدادرسانی، ابعاد فاجعه را چند برابر خواهد کرد.
به گفته این استاد زمینشناسی، مناطق مرکزی تهران بهویژه مناطق ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۷ و ۱۸ به دلیل معابر تنگ، تراکم بالای جمعیت و فرسودگی ساختمانها، در برابر زلزله بزرگ با بحران جدی مواجه خواهند شد.
اثر پنهان خاک؛ خطری که زلزله را تشدید میکند
یکی از مهمترین نکاتی که زارع بر آن تاکید دارد، مسئله «اثر ساختگاه» یا تشدید امواج لرزهای در مناطق دارای رسوبات نرم است؛ پدیدهای که میتواند شدت تخریب را بهمراتب بیشتر کند.
او توضیح داد که دشتهای جنوب و شرق تهران به دلیل وجود رسوبات آبرفتی نرم، مستعد بزرگنمایی امواج زلزله هستند؛ مسئلهای که حتی ساختمانهای نسبتاً نوساز اما غیراستاندارد را نیز در معرض آسیب جدی قرار میدهد.
زارع در این باره هشدار داد: «در چنین شرایطی ساختمانهایی مانند برخی پروژههای مسکن مهر پردیس در برابر زلزلههای بزرگتر با ریسک بالایی روبهرو هستند.»
نقشه آسیبپذیری تهران؛ کدام مناطق در خطر بیشتری هستند؟
بر اساس تحلیل ارائهشده از سوی این زمینشناس، آسیبپذیری تهران تابع دو عامل اصلی است؛ نزدیکی به گسل و کیفیت ساختوساز.
او مناطق ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۲۱ و ۲۲ را در معرض خطر مستقیم گسلش دانست؛ مناطقی که روی حریم گسلهای اصلی قرار گرفتهاند و در صورت وقوع زلزله شدید، احتمال تخریب گسترده در آنها وجود دارد.
همزمان مناطق ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۴، ۱۷ و ۱۸ نیز به دلیل فرسودگی بافت، تراکم جمعیت و دشواری امدادرسانی، جزو پهنههای بسیار پرخطر محسوب میشوند.
زارع همچنین از مناطق ۱۶ تا ۲۰ به عنوان نواحی دارای خطر مضاعف نام برد؛ مناطقی که علاوه بر خاک نرم و فرونشست زمین، دارای سفرههای زیرزمینی و مستعد تشدید امواج لرزهای هستند.
سایه دماوند بر شرق تهران
زارع در بخش دیگری از اظهاراتش، به ارتباط تنشهای لرزهای شرق تهران با فعالیتهای احتمالی ماگمایی دماوند اشاره کرد؛ موضوعی که طی سالهای اخیر بارها از سوی متخصصان علوم زمین مورد توجه قرار گرفته است.
او گفت: «زلزله ۴.۶ پردیس نشان داد که شرق تهران همچنان تحت فشار استرسهای لرزهای قرار دارد و نمیتوان نقش فرآیندهای عمیقتر زمینساختی در این منطقه را نادیده گرفت.»
این استاد دانشگاه در پایان هشدار داد که هرچند بخشی از سازههای مهندسیساز مدرن در تهران ممکن است در برابر تکانهای اولیه مقاومت کنند، اما تابآوری کلی پایتخت به دلیل درهمتنیدگی بافتهای فرسوده با شبکههای حیاتی گاز و برق، در برابر زلزلهای بزرگتر از ۷ ریشتر همچنان «بسیار نگرانکننده» است.
ارسال نظر