فشار روانی خبر
ترندترین خبرهای روز زیر ذره بین گروه روانشناسی رکنا / از بیمارانی که درمان را عقب می اندازند تا پرستاران خانه نشین و سالمندانی که نباید از زندگی حذف شوند
رکنا: خبرهای امروز فقط درباره دارو، کالابرگ، پرستار، واکسن، میراث فرهنگی، شوینده ها و سالمندی نیستند. پشت این تیترها هفت مسئله روانشناختی متفاوت پنهان شده است: درماندگی مالی، امنیت موقت، احساس بی عدالتی، بحران اعتماد، سوگ جمعی، توهم کنترل و حذف نقش اجتماعی.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، در فشار روانی خبر تلاش می کند از تکرار یک تحلیل ثابت برای همه اتفاق ها فاصله بگیرد. هر خبر مکانیسم روانی خودش را دارد. فقر ممکن است انسان را از درمان منصرف کند، کمک مالی کوتاه مدت می تواند برای چند روز احساس امنیت بسازد، بی عدالتی شغلی انگیزه را نابود کند و حتی کنار گذاشتن سالمند از تصمیم های ساده خانوادگی می تواند احساس بی فایده بودن را در او تقویت کند. پرسش امروز همان پرسش همیشگی است: هر خبر با روان مردم چه می کند و مسئولان برای کاهش هزینه روانی آن چه باید بکنند؟
![]()
خبر اول / وقتی بیمار پول درمان ندارد؛ فقط سفره را کوچک نشده، فرد را از درمان منصرف می کند
خطرناک ترین مرحله فشار اقتصادی زمانی است که فرد میان سلامت و بقای مالی خانواده یکی را انتخاب کند
یک عضو کمیسیون بهداشت مجلس از کاهش مراجعه برخی بیماران و نیازمندان به مراکز درمانی به دلیل افزایش هزینه دارو، تجهیزات پزشکی و خدمات درمانی خبر داده است. گزارش های دیگر نیز از افزایش سهم پرداخت بیماران همزمان با بالا رفتن تعرفه های درمان حکایت دارند.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
اینجا فقط با گرانی روبرو نیستیم؛ با چیزی مواجهیم که در روانشناسی اقتصادی به کاهش احساس کنترل نزدیک می شود. بیماری معمولا انسان را آسیب پذیر می کند. حالا اگر بیمار بداند درمان وجود دارد اما توان خرید آن را ندارد، یک لایه دیگر به رنج اضافه می شود: درماندگی.
فرد شروع به چانه زنی با بدن خودش می کند. شاید درد خودش خوب شود. شاید این آزمایش ضروری نباشد. شاید بتوان دارو را کمتر مصرف کرد. این شایدها گاهی مکانیسم دفاعی ذهن در برابر واقعیتی هستند که فرد توان مالی تغییر آن را ندارد.
حتی شرم می تواند وارد ماجرا شود. پدر یا مادری ممکن است بیماری خود را از خانواده پنهان کند چون نمی خواهد هزینه درمانش از اجاره خانه، غذای فرزند یا شهریه او کم شود. در این نقطه فقر دیگر فقط مسئله اقتصاد نیست؛ به تصمیم پزشکی تبدیل شده است.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
وقتی هزینه باعث تعویق درمان می شود، مسئله از قدرت خرید عبور کرده و وارد حوزه سلامت عمومی شده است. شاخص مهم فقط قیمت دارو نیست؛ باید سنجید چند بیمار به علت هزینه، نسخه را کامل نمی کند، آزمایش را عقب می اندازد یا اصلا مراجعه نمی کند.
راهکار برای خانواده ها
دارو را خودسرانه کم یا قطع نکنید. اگر هزینه مانع درمان است، مسئله را صریح با پزشک، مددکاری بیمارستان یا بیمه مطرح کنید تا شاید امکان جایگزین درمانی یا حمایتی بررسی شود.
تلنگر روانشناختی
فقر زمانی بی رحمانه تر می شود که انسان مجبور شود برای حفظ سفره، دردش را تحمل کند.
![]()
خبر دوم / کالابرگ یک میلیون تومانی؛ آرامش کوتاه مدت با امنیت اقتصادی فرق دارد
کمک معیشتی می تواند فشار امروز را کم کند، اما مغز برای احساس امنیت به قابل پیش بینی بودن فردا نیاز دارد
اعتبار کالابرگ خانوارهای مشمول بر اساس رقم پایانی کد ملی مرحله بندی شده و برای گروه های تعیین شده امکان خرید کالاهای مشمول فراهم شده است.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
این خبر را نباید فقط با این سوال سنجید که مبلغ کمک چقدر است. در روانشناسی، امنیت اقتصادی فقط مقدار پول موجود نیست؛ قابلیت پیش بینی زندگی نیز هست.
خانواده ای که نمی داند ماه بعد قیمت مواد غذایی چقدر می شود، اجاره خانه چه تغییری می کند یا قدرت خریدش چقدر کاهش پیدا خواهد کرد، حتی پس از دریافت کمک ممکن است همچنان در حالت آماده باش مالی باقی بماند.
کمک کوتاه مدت می تواند فشار فوری را کاهش دهد و این مهم است. اما اگر فاصله درآمد و هزینه همچنان بزرگ شود، ذهن دوباره به همان چرخه محاسبه برمی گردد: چه چیزی را حذف کنیم؟ گوشت؟ میوه؟ تفریح کودک؟ درمان؟ لباس؟
تکرار این انتخاب های اجباری چیزی ایجاد می کند که می توان آن را خستگی تصمیم نامید؛ خانواده هر روز انرژی روانی خود را صرف انتخاب میان نیازهای ضروری می کند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
اثر یک سیاست حمایتی فقط با تعداد دریافت کنندگان سنجیده نمی شود. باید دید آیا توانسته سهم هزینه های ضروری خانواده را واقعا پوشش دهد و امکان برنامه ریزی را بیشتر کند یا نه.
راهکار برای خانواده ها
کالابرگ را تا حد امکان برای نیازهای اصلی مصرف کنید، اما احساس فشار مالی را به شکست شخصی تبدیل نکنید. وقتی قیمت ها سریع تر از درآمد حرکت می کنند، بودجه بندی به تنهایی قادر به حل تمام مسئله نیست.
تلنگر روانشناختی
آرامش یعنی فقط امروز چیزی برای خوردن داشته باشی؟ یا بدانی ماه آینده هم می توانی برای زندگی ات برنامه بریزی؟
![]()
خبر سوم / ۶۰ تا ۷۰ هزار پرستار خانه نشین؛ وقتی بیمارستان نیرو می خواهد اما نیروی آموزش دیده نمی خواهد برگردد
این تناقض فقط بحران نیروی انسانی نیست؛ نشانه شکستن قرارداد روانی میان فرد و شغل است
در حالی که نظام درمان با کمبود نیروی پرستاری روبروست، دبیرکل خانه پرستار به رکنا گفته حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار فارغ التحصیل پرستاری بیکار یا خانه نشین هستند. شرایط کاری، میزان دریافتی و خروج نیروهای باتجربه از حرفه از دلایل مطرح شده برای این وضعیت است.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
این خبر نمونه روشنی از تفاوت میان توانستن و خواستن است. این افراد آموزش دیده اند. بیمارستان به آنها نیاز دارد. جامعه به آنها نیاز دارد. اما بخشی حاضر نیستند با شرایط موجود وارد حرفه شوند یا در آن بمانند. در روانشناسی کار مفهومی به نام قرارداد روانی وجود دارد؛ مجموعه انتظارهای نانوشته میان فرد و سازمان.
من کار سخت انجام می دهم، مسئولیت می پذیرم، شب بیدار می مانم و با رنج انسان ها مواجه می شوم؛ در مقابل انتظار دارم دستمزد، احترام، امنیت و شرایط کاری متناسب دریافت کنم. وقتی این مبادله برای مدت طولانی ناعادلانه احساس شود، مسئله فقط خستگی نیست. احساس خیانت سازمانی و بی عدالتی می تواند شکل بگیرد.
بعد از آن افزایش ظرفیت دانشگاه لزوما مشکل را حل نمی کند. شما می توانید نیروی بیشتری تربیت کنید، اما اگر محیط کار همان محیطی باشد که نیروهای قبلی از آن گریخته اند، ورودی بیشتر بدون اصلاح خروجی شبیه ریختن آب در ظرف سوراخ است.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
قبل از افزایش تعداد دانشجوی پرستاری باید پرسید چرا نیروهای موجود نمی مانند. نگهداشت نیروی انسانی باید به اندازه تربیت نیرو جدی گرفته شود.
راهکار برای مدیران بیمارستان ها
فرسودگی را ضعف فردی تلقی نکنید. اضافه کاری اجباری، بی عدالتی ادراک شده و فقدان حمایت مدیریتی می توانند نیروی حرفه ای را از شغلی که برای آن سال ها آموزش دیده خارج کنند.
تلنگر روانشناختی
وقتی ده ها هزار نیروی آموزش دیده ترجیح می دهند شغل تخصصی خود را انجام ندهند، شاید مشکل کمبود نیرو نباشد؛ باید شرایط ماندن آنها را بررسی کرد.
![]()
خبر چهارم / جنجال کیفیت واکسن آنفلوآنزا؛ وقتی مردم نمی دانند به چه کسی اعتماد کنند
اطلاعات متناقض درباره سلامت می تواند حتی از خود خطر، اضطراب بیشتری تولید کند
سخنگوی سازمان غذا و دارو امروز در واکنش به مطالب منتشر شده درباره کیفیت واکسن های وارداتی آنفلوآنزا اعلام کرد مرجع قانونی ارزیابی کیفیت واکسن، سازمان غذا و دارو است و ارزیابی محموله ها بر اساس ضوابط و مستندات فنی انجام می شود.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
در بحران سلامت، مردم فقط به واکسن نیاز ندارند؛ به یک مرجع قابل اعتماد هم نیاز دارند.وقتی یک منبع می گوید واکسن مناسب است و منبع دیگری درباره کیفیت آن تردید ایجاد می کند، شهروند عادی ابزار آزمایشگاهی برای تشخیص حقیقت ندارد. مغز در این وضعیت وارد تعارض می شود. اگر واکسن بزنم و کیفیت آن مناسب نباشد چه؟ اگر نزنم و بیمار شوم چه؟
این همان نقطه ای است که ابهام می تواند به اضطراب تصمیم تبدیل شود. اگر این تجربه بارها تکرار شود، خطر بزرگ تری شکل می گیرد: فرسایش اعتماد نهادی. بعد از آن حتی پیام درست نیز ممکن است با تردید دریافت شود.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
برای بازسازی اعتماد، گفتن واکسن مورد تایید است کافی نیست. معیار ارزیابی، نحوه کنترل کیفیت و پاسخ روشن به ادعاهای مطرح شده باید با زبان قابل فهم برای مردم توضیح داده شود.
راهکار برای مردم
تصمیم پزشکی را بر اساس ویدئوهای بی منبع، پیام های شبکه های اجتماعی یا تجربه یک فرد ناشناس نگیرید. درباره ضرورت واکسن برای شرایط شخصی خود از پزشک و منابع رسمی سلامت اطلاعات بگیرید.
تلنگر روانشناختی
وقتی اعتماد آسیب ببیند، مردم فقط درباره یک واکسن شک نمی کنند؛ کم کم به کل پیام سلامت شک می کنند.
![]()
خبر پنجم / بازسازی میراث آسیب دیده؛ بعضی ویرانه ها فقط سنگ و دیوار نیستند
پس از بحران، بازسازی مکان های نمادین می تواند بخشی از بازسازی هویت و حافظه جمعی باشد گزارش های تازه از مستندسازی خسارت های وارد شده به بخش هایی از میراث فرهنگی و پیگیری حمایت برای بازسازی حکایت دارند.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
بعد از جنگ، حادثه یا بحران بزرگ معمولا نخست درباره جان انسان ها، خانه ها و زیرساخت ها صحبت می کنیم و طبیعی هم هست. اما انسان فقط در ساختمان زندگی نمی کند؛ در معنا زندگی می کند.
یک بنای تاریخی، مدرسه قدیمی، میدان شهر یا مکان فرهنگی ممکن است بخشی از حافظه جمعی یک جامعه باشد. مردم با آن عکس دارند، خاطره دارند و بخشی از هویت شهرشان را با آن تعریف می کنند. آسیب به چنین مکان هایی می تواند نوعی سوگ جمعی ایجاد کند.
بازسازی آنها بنابراین فقط عملیات عمرانی نیست. پیام روانی بازسازی این است: چیزی از ما آسیب دید، اما همه چیز از بین نرفت. در مطالعات مربوط به تاب آوری اجتماعی، بازگشت نشانه های زندگی عادی و احیای فضاهای مشترک می تواند به بازیابی احساس تداوم کمک کند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
بازسازی پس از بحران نباید فقط بر بتن و بودجه متمرکز شود. مردم باید بدانند چه چیزی آسیب دیده، چه چیزی قابل احیاست و روند بازسازی چگونه پیش می رود. مشارکت جامعه محلی نیز می تواند خود بخشی از ترمیم باشد.
راهکار برای خانواده ها
اگر کودکان درباره خرابی های ناشی از بحران سوال می کنند، فقط تصاویر ویرانی را نشان ندهید. درباره بازسازی، ادامه زندگی و چیزهایی که حفظ شده اند نیز صحبت کنید.
تلنگر روانشناختی
جامعه بعد از بحران فقط خانه هایش را نمی سازد؛ باید دوباره احساس کند هنوز همان جامعه ای است که پیش از بحران بوده است.
![]()
خبر ششم / خانه بوی تمیزی می دهد؛ اما آیا واقعا سالم تر شده است؟
وسواس پاکیزگی می تواند از مراقبت عبور کند و به تلاشی برای کنترل اضطراب تبدیل شود بحث درباره آلودگی هوای داخل خانه و استفاده از شوینده ها و مواد معطر دوباره توجه ها را به یک تصور رایج جلب کرده است: هرچه بوی شوینده بیشتر باشد، خانه تمیزتر و سالم تر است.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
این خبر برای روانشناسی یک نکته جذاب دارد: رابطه تمیزی و کنترل. وقتی جهان بیرون پر از آلودگی، بیماری و تهدیدهای غیرقابل کنترل است، خانه یکی از معدود فضاهایی است که انسان احساس می کند می تواند آن را کنترل کند.
برای بعضی افراد، تمیز کردن اضطراب را موقتا کاهش می دهد. مشکل از جایی شروع می شود که مغز یاد می گیرد هر بار اضطراب آمد، باید دوباره تمیز کنم تا آرام شوم.
اگر این چرخه شدید شود، رفتار دیگر فقط نظافت نیست؛ می تواند به رفتار اجباری نزدیک شود. فرد چند بار سطحی را پاک می کند، مقدار زیادی ضدعفونی کننده مصرف می کند یا بدون بوی شوینده احساس می کند محیط هنوز آلوده است. این همان تله روانی مهم است: احساس پاکیزگی همیشه معادل پاکیزگی واقعی نیست.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
آموزش درباره مصرف ایمن مواد شوینده باید ساده و عمومی باشد. مردم باید بدانند کدام مواد را نباید با هم ترکیب کنند و تهویه هنگام استفاده از مواد شیمیایی چرا اهمیت دارد.
راهکار برای خانواده ها
تمیزی را با بوی تند مواد شیمیایی اندازه نگیرید. اگر نظافت بخش بزرگی از روز را گرفته یا انجام ندادن آن اضطراب شدید ایجاد می کند، مسئله ممکن است از نظافت معمول فراتر رفته باشد.
تلنگر روانشناختی
گاهی انسان خانه را بارها تمیز می کند، نه چون خانه هنوز کثیف است؛ چون اضطراب هنوز پاک نشده است.
![]()
خبر هفتم / سالمندی پایان فعالیت نیست؛ مراقبت بیش از حد چگونه سالمند را وابسته می کند؟
گاهی خانواده برای مراقبت از سالمند، کارهایی را از او می گیرد که انجام همان کارها به حفظ استقلالش کمک می کند گزارش امروز درباره سالمندی فعال تاکید دارد که افزایش سن لزوما به معنای پایان فعالیت نیست و سالمندان می توانند همچنان در خانواده و جامعه نقش فعال داشته باشند.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
یکی از خطرهای کمتر دیده شده سالمندی، وابستگی ناشی از مراقبت بیش از حد است. وقتی خانواده خرید، امور مالی، رفت و آمد و حتی تصمیم های ساده را بدون نیاز واقعی به جای سالمند انجام می دهد، فرصت استفاده از توانایی های باقی مانده او کمتر می شود.
از نظر روانشناختی، تکرار این وضعیت می تواند خودکارآمدی را کاهش دهد؛ یعنی سالمند به تدریج اعتماد کمتری به توانایی خودش پیدا کند. چرخه از همین جا آغاز می شود: فعالیت کمتر، اعتماد کمتر و وابستگی بیشتر بنابراین کمک بیشتر همیشه به معنای مراقبت بهتر نیست. اگر سالمند هنوز قادر به انجام کاری است، گرفتن آن کار از او می تواند ناخواسته روند وابستگی را سرعت دهد.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
سالمندی فعال فقط با توصیه ساخته نمی شود. حمل و نقل، فضای شهری و خدمات عمومی باید به شکلی طراحی شوند که سالمند بتواند تا جای ممکن مستقل بماند.
راهکار برای خانواده ها
قبل از انجام دادن کاری به جای سالمند بپرسید: واقعا نمی تواند یا ما از ترس اینکه نتواند، اجازه نمی دهیم؟
تلنگر روانشناختی
گاهی سالمند را بیماری وابسته نمی کند؛ ما با انجام دادن همه کارها به جای او، آرام آرام وابستگی را می سازیم.
جمع بندی گروه روانشناسی رکنا
هفت خبر امروز هفت شکل متفاوت از فشار روانی را نشان می دهند. بیماری که درمان را عقب می اندازد با درماندگی مالی روبروست. خانواده دریافت کننده کالابرگ بیش از یک کمک کوتاه مدت به قابلیت پیش بینی آینده نیاز دارد. پرستاری که حرفه اش را ترک می کند ممکن است فقط خسته نباشد؛ احساس بی عدالتی کرده باشد. شهروند مردد درباره واکسن گرفتار بحران اعتماد است. تخریب یک مکان تاریخی می تواند سوگ جمعی ایجاد کند. نظافت افراطی ممکن است تبدیل به توهم کنترل بر اضطراب شود و سالمندی که اختیارش آرام آرام گرفته می شود، ممکن است پیش از ضعف جسمی با حذف نقش اجتماعی روبرو شود. این تفاوت ها مهمند.
نمی توان برای همه مشکلات جامعه یک نسخه روانشناختی نوشت و گفت مردم کمتر نگران باشند. گاهی مشکل در ذهن مردم نیست؛ شرایطی که مردم در آن زندگی می کنند واقعا فشارزاست.
در چنین شرایطی توصیه به تاب آوری بدون اصلاح عامل فشار می تواند حتی آزاردهنده باشد. نمی توان به بیماری که پول دارو ندارد فقط مدیریت استرس آموزش داد، از پرستاری که احساس بی عدالتی می کند فقط مراقبت از خود خواست یا از سالمندی که اختیارش گرفته شده انتظار داشت با تنهایی سازگار شود.
مطالبه گروه روانشناسی رکنا از مسئولان این است که سلامت روان را پیامد حاشیه ای تصمیم های اقتصادی و اجتماعی نبینند.
روان مردم جایی جدا از زندگی آنها نیست؛ همان جایی آسیب می بیند که درمان غیرقابل دسترس، کار بی ارزش، آینده غیرقابل پیش بینی، اطلاعات غیرقابل اعتماد و انسان بی نقش می شود.
-
خطر یک جرقه بیخ گوش بازار تهران؛ فقط ۳۰ تا ۴۰ درصد سیمکشیها ساماندهی شده است / فیلم
ارسال نظر