گنج سیاه زیر زمین بود، قاتلان دور سفره /  خانواده ای که مرگ یکی یکی سراغش آمد

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، اول آنا ناپدید شد. چند روز بعد، جسدش را در دره ای دورافتاده پیدا کردند؛ گلوله ای به پشت سرش شلیک شده بود. هنوز خانواده از شوک این جنایت بیرون نیامده بود که مادرش، لیزی، در شرایطی مشکوک جان باخت. دو سال بعد، انفجاری مهیب خانه خواهر دیگرش را ویران کرد. همسر آن زن نیز چند روز بیشتر زنده نماند. در این میان، مولی برکهارت، یکی از دختران خانواده، به بیماری عجیبی مبتلا شده بود که آرام آرام توانش را می گرفت.

این روایت، بخشی از پرونده مشهور قتل های اوسیج در آمریکا است؛ جنایت هایی که در دهه ۱۹۲۰، جامعه ای بومی را در ترس فرو برد و به یکی از پرونده های مهم تاریخ اداره تحقیقات فدرال آمریکا، FBI، تبدیل شد.

شهر تاریخی نفت

نفتی که ثروت آورد و قاتلان را به دنبال خود کشاند

در اواخر قرن نوزدهم، نفت در سرزمین مردم بومی اوسیج در ایالت اوکلاهما کشف شد. اعضای این جامعه از حقوق درآمدی مشخصی از منابع معدنی برخوردار بودند که به آن ها سهم درآمد نفتی یا هد رایت گفته می شد. با رونق بازار نفت، این حقوق درآمدی ثروتی چشمگیر ایجاد کرد و اوسیج ها در شمار ثروتمندترین جوامع آن زمان قرار گرفتند.

اما همه نمی خواستند این ثروت را از راه کار، تجارت یا سرمایه گذاری به دست آورند. برخی به دنبال راهی بودند تا درآمد صاحبان اصلی را تصاحب کنند. ازدواج با اعضای خانواده های ثروتمند، دسترسی به دارایی ها و انتظار برای انتقال ارث، می توانست در این مسیر نقش داشته باشد.

در کنار این وضعیت، نظام سرپرستی مالی نیز به تبعیض دامن می زد. شماری از اعضای اوسیج، با وجود برخورداری از ثروت، از اختیار کامل برای اداره دارایی های خود محروم بودند و دادگاه برای آن ها سرپرست مالی تعیین می کرد. در چنین ساختاری، قدرت تصمیم گیری درباره پول گاهی در اختیار کسانی قرار می گرفت که خود می توانستند از این وضعیت سود ببرند.

ثروت وجود داشت، اما اختیار آن همیشه در دست صاحبانش نبود. همین شکاف میان مالکیت و قدرت، زمینه را برای سوءاستفاده فراهم می کرد.

مولی و خواهرانش؛ چهره های واقعی خانواده در مرکز روایت5

آنا براون؛ زنی که به خانه برنگشت

در مه ۱۹۲۱، آنا براون، یکی از دختران خانواده اوسیج، ناپدید شد. چند روز بعد، جسد او را در دره ای دورافتاده در شمال اوکلاهما پیدا کردند. بررسی های بعدی نشان داد او با شلیک گلوله به پشت سر کشته شده است.

در ابتدا، پرونده به نتیجه روشنی نرسید. خانواده نمی دانست چه کسی آنا را کشته و چرا. در منطقه ای که افراد ثروتمند بسیاری زندگی می کردند، قتل یک زن بومی می توانست به پرونده ای حل نشده تبدیل شود و برای مدتی در میان خبرهای دیگر گم شود اما دو ماه بعد، مادر آنا، لیزی کیو، نیز درگذشت. مرگ او در شرایطی مشکوک رخ داد و خانواده بار دیگر با فقدانی روبرو شد که توضیح روشنی برای آن نداشت.

آنا براون

در آن زمان، هنوز نمی شد با قطعیت گفت این مرگ ها بخشی از یک توطئه واحد هستند. با این حال، وقتی بعدها سرنخ ها کنار هم قرار گرفتند، روشن شد که مرگ اعضای این خانواده با یکدیگر ارتباط داشته است.

ویلیام هیل، ارنست برکهارت و تصاویر تاریخی تحقیقات4

انفجاری که خانه را به صحنه جنایت تبدیل کرد

در فوریه ۱۹۲۳، هنری روآن، از خویشاوندان خانواده و یکی از اعضای جامعه اوسیج، با شلیک گلوله کشته شد. تحقیقات بعدی نشان داد مرگ او نیز به شبکه جنایت های مرتبط با ویلیام هیل ارتباط داشته است؛ مردی که در منطقه نفوذ زیادی داشت و به پادشاه تپه های اوسیج شهرت یافته بود.

یک ماه بعد، در مارس ۱۹۲۳، جنایت دیگری رخ داد. خانه ریتا اسمیت، خواهر آنا و مولی، و همسرش بیل، با انفجار ویران شد. ماده منفجره در زیر خانه قرار داده شده بود. ریتا و خدمتکار هفده ساله خانواده، نتی بروکشایر، در همان انفجار جان باختند. بیل اسمیت از میان آوار بیرون کشیده شد، اما چند روز بعد بر اثر جراحات درگذشت.  پیش از مرگ، بیل به دو مرد مشکوک شده بود: ویلیام هیل و ارنست برکهارت، همسر مولی.

در آن زمان، هنوز همه جزئیات توطئه آشکار نشده بود. اما رشته ای از مرگ های مشکوک، انفجار و ترس از تهدید، فضای زندگی را برای مردم منطقه تغییر داده بود. افراد نمی دانستند چه کسی ممکن است هدف بعدی باشد و آیا گفتن آنچه می دانند، جان خودشان یا خانواده شان را به خطر می اندازد.

ویلیام هیل

ویلیام هیل؛ مردی که در مرکز شبکه قرار داشت

ویلیام هیل دامدار و چهره ای بانفوذ بود. او در منطقه روابط گسترده ای داشت و توانسته بود از نفوذ اجتماعی و اقتصادی خود برای گسترش قدرتش استفاده کند. در ظاهر، مردی شناخته شده بود؛ اما تحقیقات بعدی، تصویری کاملا متفاوت از نقش او در قتل های اوسیج نشان داد.

ارتباط هیل با خانواده از طریق برادرزاده اش، ارنست برکهارت، شکل می گرفت. ارنست با مولی، خواهر آنا و ریتا، ازدواج کرده بود. به این ترتیب، هیل از طریق نزدیک ترین حلقه خانوادگی به زنانی دسترسی داشت که حقوق درآمد نفتی در اختیارشان بود.

بر اساس شواهدی که بعدها در تحقیقات و دادگاه مطرح شد، نقشه این بود که با حذف اعضای خانواده، حقوق درآمدی آن ها به ارنست منتقل شود و هیل بتواند از این ثروت بهره ببرد. در پرونده هنری روآن نیز بیمه عمر انگیزه مالی دیگری بود.

موضوع تنها به قتل یک نفر محدود نمی شد. مرگ هر عضو خانواده می توانست مسیر ارث را تغییر دهد و سهم بیشتری از درآمد نفتی را به وارثی دیگر برساند. در چنین محاسباتی، پیوند خانوادگی که باید بر پایه مراقبت و وفاداری شکل می گرفت، به ابزاری برای دسترسی به ثروت تبدیل شده بود.

ویلیام هیل، ارنست برکهارت و تصاویر تاریخی تحقیقات2

مولی برکهارت؛ زنی که باید آخرین قربانی می شد؟

مولی برکهارت در میان مرگ های خانواده اش با وضعیت عجیبی روبرو بود. او از بیماری مداومی رنج می برد و حالش رو به وخامت می رفت. بعدها، مأموران تحقیق به این نتیجه رسیدند او نیز احتمالا در معرض مسمومیت تدریجی قرار گرفته بود.

طبق روایت تاریخی FBI، وقتی مولی از نفوذ و کنترل ارنست و هیل خارج شد، وضعیت سلامتی اش بهبود یافت. این موضوع در کنار شواهد دیگر، ظن مأموران را درباره تلاش برای مسموم کردن او تقویت کرد.

در طرحی که محققان بازسازی کردند، مرگ آنا، مادرش لیزی و خواهرانش می توانست حقوق درآمد نفتی خانواده را به ارنست منتقل کند. در نهایت، مولی نیز در مسیر همین نقشه قرار داشت. اگر او هم می مرد، ارنست می توانست به حقوق درآمدی بیشتری دست پیدا کند و هیل نیز از این انتقال سود ببرد.

این بخش از پرونده، هولناک ترین تضاد آن را آشکار می کند: مولی با مردی زندگی می کرد که باید شریک زندگی و تکیه گاه او می بود، اما همان رابطه در مرکز توطئه ای قرار داشت که خانواده اش را هدف گرفته بود.

با این حال، باید میان آنچه در دادگاه اثبات شد و آنچه در تحقیقات به عنوان تلاش برای مسموم کردن مولی مطرح شد، تفاوت گذاشت. نقش هیل در توطئه قتل ها و محکومیت او مستند است؛ جزئیات مربوط به مسمومیت مولی در گزارش های تاریخی به عنوان بخشی از یافته های تحقیقاتی روایت شده است.

ویلیام هیل، ارنست برکهارت و تصاویر تاریخی تحقیقات3

تحقیق در سرزمینی که شاهدان می ترسیدند

با افزایش مرگ های مشکوک، شورای اوسیج از دولت فدرال درخواست کمک کرد. در سال ۱۹۲۳، گروهی از مأموران اداره تحقیقات فدرال به سرپرستی تام وایت وارد پرونده شدند.

تحقیقات ساده نبود. برخی شاهدان از صحبت کردن می ترسیدند، برخی افراد بانفوذ تلاش می کردند مسیر رسیدگی را منحرف کنند و مأموران باید میان شایعات، اطلاعات ناقص و سرنخ های واقعی تمایز می گذاشتند.

تام وایت برای پیش بردن تحقیقات از مأموران مخفی استفاده کرد. اعضای گروه در نقش هایی مانند فروشنده بیمه، خریدار دام، جوینده نفت و پزشک گیاه درمانی فعالیت کردند تا بتوانند به جامعه نزدیک شوند و اطلاعات بیشتری به دست آورند.

بتدریج، اعتراف ها و شواهد، ارتباط میان هیل، ارنست برکهارت و دیگر همدستان را آشکار کرد. تحقیقات نشان داد که قتل ها صرفا مجموعه ای از حوادث جداگانه نبودند، بلکه بخشی از شبکه ای از خشونت و منفعت مالی به شمار می رفتند.

در ژانویه ۱۹۲۹، هیل به دلیل قتل هنری روآن محکوم شد. جان رمزی، از همدستان او، نیز به حبس ابد محکوم شد. ارنست برکهارت هم به دلیل مشارکت در جنایت ها مجازات شد. روند رسیدگی قضایی پرونده پیچیدگی های فراوانی داشت و محکومیت های مرتبط با جنایت های مختلف در دادگاه های جداگانه پیگیری شدند. مولی از این توطئه جان سالم به در برد. او بعدها از ارنست جدا شد و دوباره ازدواج کرد. با این حال، در سال ۱۹۳۳، در پنجاه و چهار سالگی بر اثر دیابت درگذشت.

مولی و خواهرانش؛ چهره های واقعی خانواده در مرکز روایت1

وقتی نزدیک ترین رابطه به منبع خطر تبدیل می شود

پرونده اوسیج فقط درباره طمع و قتل نیست؛ درباره موقعیتی نیز هست که در آن، اعتماد به نزدیکان می تواند تشخیص خطر را دشوار کند.  در روابط صمیمی، افراد معمولا رفتار همسر یا اعضای خانواده را بر پایه شناخت گذشته تفسیر می کنند. مراقبت، همراهی و حضور روزمره به آن ها احساس امنیت می دهد. به همین دلیل، وقتی فردی از همین اعتماد برای پنهان کردن هدفی آسیب رسان استفاده می کند، تشخیص تناقض میان ظاهر رابطه و واقعیت آن دشوارتر می شود.

این موضوع به معنای آن نیست که باید به نزدیکان بدگمان بود یا هر رفتار مبهمی را نشانه خیانت دانست. نکته این است که اعتماد سالم، در کنار صمیمیت، به امکان پرسشگری، استقلال و دسترسی به حمایت بیرونی نیز نیاز دارد. رابطه ای که فرد را از منابع دیگر کمک و اطلاعات جدا می کند، می تواند آسیب پذیری او را افزایش دهد.

در پرونده اوسیج، این مسئله فقط در سطح خانواده باقی نماند. ترس از تهدید و قتل، اعتماد اجتماعی را نیز فرسوده کرد. وقتی افراد نمی دانستند چه کسی اطلاعات را پنهان می کند و چه کسی از مرگ دیگری سود می برد، حتی درخواست کمک هم می توانست با تردید همراه شود.

از سوی دیگر، این جنایت ها را نمی توان صرفا به ویژگی های شخصیتی یک فرد نسبت داد. تبعیض علیه مردم بومی، محدودیت اختیار مالی، نفوذ افراد قدرتمند و ضعف پاسخگویی در برابر جنایت ها، شرایطی ایجاد کرده بود که سوءاستفاده بتواند گسترش پیدا کند.

مولی و خواهرانش؛ چهره های واقعی خانواده در مرکز روایت3

مولی برکهارت

ثروتی که باقی ماند، خانواده ای که فروپاشید

قتل های اوسیج یادآور این واقعیت تلخ است که پول، به تنهایی امنیت نمی آورد. خانواده ای می توانست از درآمد نفتی برخوردار باشد، اما در برابر شبکه ای از قدرت، فریب و خشونت آسیب پذیر بماند.

مرگ آنا، لیزی، ریتا و بیل، زندگی مولی را برای همیشه تغییر داد. تحقیقات سرانجام بخشی از حقیقت را آشکار کرد و عاملان اصلی توطئه به مجازات رسیدند، اما تمام مرگ های مشکوک آن دوره به طور قطعی حل نشدند. برآوردهای تاریخی نشان می دهند که شمار قربانیان احتمالا از افرادی که در پرونده های اثبات شده ثبت شدند بیشتر بوده است.

در این پرونده، زیر زمین نفت جریان داشت و روی زمین، انسان ها برای تصاحب درآمد آن حذف می شدند تلخ ترین بخش ماجرا این است که برای رسیدن به ثروت، کسانی هدف قرار گرفتند که قرار بود نزدیک ترین حلقه امنیت و اعتماد یکدیگر باشند.

ثروت می توانست از راه ارث به دیگری منتقل شود؛ چیزی که با مرگ صاحبانش از بین نمی رفت. آنچه بازنمی گشت، زندگی انسان هایی بود که به خانواده، خانه و آینده خود اعتماد کرده بودند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257124
  • مردم بیش از یکسال در انتظار خودرو / شرکت نگین تندیس الماس در پی واردات تاکسی است!