درگذشت ابراهیم گرجی در پشت صحنه دایره طلایی/ چرا فقدان یک نیروی پشت دوربین جامعه را متاثر می کند؟ / تحلیل روانشناسی خبر ترند
رکنا: درگذشت ناگهانی ابراهیم گرجی، تصویربردار باسابقه صداوسیما، هنگام پوشش مسابقات جهانی کشتی و در پشت صحنه برنامه دایره طلایی، نام این برنامه و همکاران رسانه ای او را به یکی از موضوعات پرجست وجوی کاربران تبدیل کرد. این اتفاق، افزون بر اندوه ناشی از مرگ ناگهانی، پرسشی روانشناختی درباره ارزش کارهای کمتر دیده شده، هویت شغلی و نحوه مواجهه جامعه با فقدان افرادی مطرح می کند که سال ها در ساختن تجربه جمعی ما نقش داشته اند، اما معمولا در قاب تصویر دیده نمی شوند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، حامد غفاری، تهیه کننده برنامه دایره طلایی، در گزارشی که رسانه ها در پنجم آبان ۱۴۰۵ منتشر کردند، درگذشت ابراهیم گرجی را تایید کرد. به گفته او، گرجی که از تصویربرداران باسابقه و بازنشسته صداوسیما بود و به صورت پاره وقت همکاری می کرد، روز دوشنبه چهارم آبان در پشت صحنه پوشش مسابقات جهانی کشتی دچار بدحالی شد و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت. در گزارش های منتشرشده، علت درگذشت ایست قلبی اعلام شده است.
این خبر در پیوند با برنامه ای منتشر شد که مخاطبان آن را با تصاویر مسابقات کشتی می شناسند. با این حال، اطلاعات عمومی موجود برای نتیجه گیری درباره علت پزشکی دقیق، شرایط کاری لحظه حادثه یا نقش احتمالی عوامل شغلی کافی نیست. بنابراین، تحلیل روانشناختی این رویداد باید بر تجربه فقدان و جایگاه کار پشت صحنه متمرکز بماند، نه بر فرضیه سازی درباره علت مرگ.
چرا فقدان یک همکار قدیمی اثر عمیقی می گذارد؟
جورج بونانو، روانشناس بالینی و پژوهشگر سوگ و تاب آوری، در مطالعات خود نشان داده است واکنش انسان به فقدان یک شکل واحد ندارد. بعضی افراد در روزهای نخست اندوه شدیدی تجربه می کنند، بعضی دیگر بر انجام وظایف روزمره متمرکز می مانند و گروهی نیز در گذر زمان با نوسان میان غم و فعالیت عادی، فقدان را پردازش می کنند. هیچ یک از این واکنش ها به تنهایی معیار میزان علاقه یا احترام فرد به متوفی نیست.
برای همکاران گرجی، فقدان ممکن است فقط از دست دادن یک نیروی حرفه ای نباشد؛ بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از تاریخ مشترک کاری، خاطرات ضبط برنامه ها و تجربه سال های همکاری باشد. محیط کار جایی است که افراد در کنار وظایف رسمی، عادت ها، شوخی ها، اعتماد و مهارت های مشترک می سازند. وقتی یکی از اعضای قدیمی این شبکه از دست می رود، دیگران ممکن است ناگهان متوجه اهمیت پیوندهایی شوند که تا پیش از آن بخشی عادی از روزمرگی بوده اند.
کار پشت دوربین و دیده نشدن نقش های ضروری
در تولید تلویزیونی، توجه عمومی معمولا به ورزشکار، مجری یا چهره ای جلب می شود که در قاب قرار دارد. در مقابل، تصویربردار، صدابردار، نورپرداز و نیروهای فنی اغلب زمانی به چشم می آیند که مشکلی در پخش رخ دهد یا خبر فقدان یکی از آنان منتشر شود. این تفاوت در میزان دیده شدن، لزوما به معنای تفاوت در ارزش واقعی نقش ها نیست.
از منظر روانشناسی اجتماعی، ارزش گذاری بر افراد گاهی تحت تاثیر میزان حضور قابل مشاهده آنها قرار می گیرد. کارهایی که نتیجه شان در قاب نهایی دیده می شود، ممکن است بیشتر به یاد بمانند؛ در حالی که مهارت های پشتیبان برای شکل گیری همان تجربه ضروری اند. مرگ یک تصویربردار باسابقه می تواند توجه جامعه را به این واقعیت جلب کند که پشت هر برنامه زنده، شبکه ای از افراد با تخصص ها و مسئولیت های متفاوت وجود دارد.
چرا خبرهای مرگ ناگهانی بازتاب گسترده پیدا می کنند؟
مرگ ناگهانی فرصت ذهنی کمتری برای آمادگی و خداحافظی باقی می گذارد. وقتی خبر در محیطی آشنا مانند مسابقه ورزشی یا برنامه تلویزیونی رخ می دهد، فاصله میان فضای معمول سرگرمی و واقعیت مرگ ناگهان از بین می رود. این تضاد می تواند توجه را افزایش دهد و مخاطب را وادار کند درباره آسیب پذیری انسان و ارزش رابطه های روزمره فکر کند.
با این حال، افزایش جست وجوی نام دایره طلایی به تنهایی میزان سوگ عمومی را نشان نمی دهد. برخی کاربران ممکن است به دنبال شناخت هویت متوفی باشند، برخی خبر را برای نخستین بار دیده باشند و برخی دیگر بخواهند درباره شرایط حادثه اطلاعات بیشتری پیدا کنند.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
این رویداد فرصتی است برای بازنگری در نحوه دیده شدن نیروهای پشت صحنه و شیوه حمایت از همکاران در زمان فقدان. سازمان ها می توانند با قدردانی مستمر از تخصص افراد، ثبت تجربه حرفه ای آنان و فراهم کردن فضای مناسب برای سوگواری، از تبدیل شدن احترام به همکاران به واکنشی صرفا پس از مرگ جلوگیری کنند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
ارزش نیروی انسانی نباید فقط هنگام وقوع حادثه یا انتشار خبر درگذشت آشکار شود. توجه به شرایط کار، آموزش های ایمنی، دسترسی به خدمات درمانی و بررسی دقیق حوادث در محیط های حرفه ای اهمیت دارد؛ البته درباره این حادثه خاص، بدون اطلاعات رسمی بیشتر نمی توان از وجود قصور یا نقص ایمنی سخن گفت.
راهکار برای خانواده ها
اگر خبر مرگ ناگهانی فردی آشنا یا چهره ای مرتبط با خاطرات خانوادگی موجب اندوه شد، لازم نیست احساس خود را بی اهمیت بدانیم. گفت وگو درباره خاطرات، ابراز همدردی با نزدیکان و پرهیز از انتشار جزئیات تاییدنشده، راه هایی برای مواجهه محترمانه با فقدان هستند.
تلنگر روانشناختی
گاهی کسی که کمتر در قاب دیده می شود، سهم بزرگی در خاطرات جمعی ما دارد؛ آیا برای قدردانی از آدم های پشت صحنه زندگی خود نیز منتظر یک خبر تلخ می مانیم؟
-
فیلم/ مهران مدیری اجازه نمیداد از نزدیک او را ببینیم! / ناگفتههای همکار خانم از بداخلاقی های مهران مدیری
ارسال نظر