دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، شاید دور ریختن چند دانه برنج در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما وقتی همین رفتار در مقیاس جمعیت کشور تکرار میشود، ابعاد آن شگفتآور است. برآوردها نشان میدهد اگر هر ایرانی تنها یک دانه برنج در روز دور بریزد، روزانه حدود ۸۷ میلیون دانه برنج هدر میرود؛ میزانی که میتواند غذای هزاران نفر را تأمین کند. کارشناسان میگویند همین مثال ساده نشان میدهد که کاهش اسراف غذایی بیش از هر چیز به تغییر عادتهای روزمره و تقویت فرهنگ مصرف مسئولانه در خانوادهها وابسته است.
رکنا،بیش از دو ماه پس از قطع اینترنت بینالملل در آغاز جنگ و در حالی که کشور اکنون در مرحله آتشبس و مسیر مذاکرات قرار دارد، محدودیت دسترسی عمومی همچنان ادامه یافته و بخش بزرگی از جامعه دیجیتال با انتظار برای تصمیمگیری نهایی در سطحهای بالادستی، روزهای خود را در بلاتکلیفی ارتباطی و اقتصادی سپری میکند در این میان طبق اخبار رئیس جمهور نیز به اندازه مردم از محدودیت های اینترنتی ناراضی است و خواستار رفع آن است.
رکنا، در روزهایی که از نهم اسفند تا نوزدهم فروردین بر تقویم کشور خط خورد، ایران صحنه جنگی بود که مرز نمیشناخت و از شمال تا جنوب، رد دود و آوارش را گسترانید. هنوز آتشبس روی کاغذ برقرار است، اما سکوت سنگین شهرها از تلفات انسانیای میگوید که هر رقم آن روایتی ناتمام است. سه هزار و ۴۶۸ کشته در چهل روز، و سهم تکاندهنده ۴۵ درصدی قربانیان غیرنظامی؛ زنانی، مردانی، کودکان و سالمندانی که در مسیر زندگی روزمره هدف حملات قرار گرفتند و نامشان بهناحق در فهرست کشته شدگان ثبت شد. این جنگ، پیش از آنکه میدانهای نظامی را درنوردد، خانهها و خیابانهای مردم را بلعید.
رکنا، بررسیهای هیدرولوژیک نشان میدهد دریاچه ارومیه که اکنون با حجم ۲.۸۹ میلیارد مترمکعب و تراز ۱۲۷۰.۷۰ متر وارد اردیبهشت ۱۴۰۵ شده است، در صورت تداوم الگوی تبخیر و نبود ورودی جدید، تا پایان تابستان بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون مترمکعب از حجم خود را از دست خواهد داد و به محدوده ۲ تا ۲.۲ میلیارد مترمکعب میرسد؛ رقمی که همچنان فاصلهای بیش از ۱۱ میلیارد مترمکعب با تراز اکولوژیک پایدار دریاچه دارد.
رکنا، با گذشت ۵۶ روز از قطع اینترنت بینالملل در ایران ، محدودیتی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با شرایط جنگی آغاز شد و با وجود اعلام آتشبس در نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ همچنان ادامه دارد ،بخش قابلتوجهی از زنان فعال در اقتصاد دیجیتال با توقف یا فروپاشی کسبوکارهای خود مواجه شدهاند؛ وضعیتی که اکنون این پرسش را پیش روی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری قرار داده است که در قبال این اختلال گسترده در اشتغال زنان و اقتصاد خانواده چه برنامهها، پیگیریها و رایزنیهایی انجام شده است.
رکنا، زیر پای مردم ایران، گنجینهای گسترده از مس، سنگآهن، طلا، نمک و سنگهای ساختمانی خوابیده؛ ذخایری که اگر بهجای خامفروشی به زنجیره تولید و اشتغال وصل شوند، میتوانند چهره بسیاری از استانهای محروم را تغییر دهند. در روزهایی که تحریمها مسیرهای رسمی تجارت را تنگ کردهاند، معادن به یکی از آخرین امیدهای توسعه محلی و درآمد پایدار تبدیل شدهاند؛ امیدی که از کوههای مس کرمان تا طلاهای کردستان و سنگهای ساختمانی لرستان میتواند نفس تازهای به اقتصاد استانها و زندگی مردم بدهد. این گزارش، روایت استانهایی است که با یک تصمیم درست در سیاستگذاری معدنی، میتوانند از خاکِ بیصدا، آیندهای پرصدا بسازند.
رکنا،پنجاهوشش روز از قطع اینترنت جهانی در ایران گذشته و همزمان با خاموشی طولانی اقتصاد دیجیتال، نشانههای یک بحران تازه در بازار کار آشکار شده است؛ بحرانی که نه فقط به تعطیلی هزاران کسبوکار آنلاین انجامیده، بلکه پرسشی جدی را پیش روی اقتصاد کشور گذاشته است که اگر میلیونها شاغل فضای مجازی کار خود را از دست بدهند، کدام بخش از بازار کار توان جذب آنها را دارد؟ ساختار فرسوده اشتغال در ایران، که پیش از این نیز با بیکاری گسترده جوانان و فارغالتحصیلان روبهرو بود، اکنون در برابر موجی از بیکاری خاموش قرار گرفته است؛ موجی که نه در آمارهای رسمی دیده میشود و نه ظرفیت واقعی برای مهار آن در اقتصاد سنتی وجود دارد.
رکنا، تحلیل دادههای بلومبرگ از آسیب به ۲۸۱۶ ساختمان در تهران نشان میدهد اگرچه ۳۲ درصد اهداف ماهیت نظامی داشتهاند، اما وزن اصلی خسارت بر دوش بخشهای غیرنظامی افتاده است؛ جایی که ۲۱ درصد ساختمانهای مسکونی، ۱۹ درصد تجاری و ۲۵ درصد صنعتی در معرض تخریب قرار گرفتهاند. مجموع این ارقام از یک واقعیت کلیدی پرده برمیدارد که حدود ۶۵ درصد آسیبها مستقیماً به زیست شهری و اقتصاد محلهای وارد شده و مرز میان هدف نظامی و زندگی روزمره شهروندان را در هم شکسته است.
رکنا،جاده چالوس، یکی از مهمترین و زیباترین مسیرهای طبیعی ایران، امروز در حالی میزبان میلیونها مسافر است که دامنه کوهها، درهها و حاشیه رودخانههایش زیر انبوهی از زباله دفن شدهاند؛ زبالههایی که ماهها در طبیعت ماندهاند و روایتگر چرخهای از بیتدبیری نهادهای مسئول، کمبود زیرساختهای مدیریت پسماند و بیتوجهی بخشی از مردم و کسبه محلی به سرنوشت اکوسیستم شکننده البرز هستند.
رکنا، حداقل حقوق ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده؛ عددی که در همان ابتدای سال در برابر واقعیت بازار مسکن رنگ میبازد. دادههای رسمی نشان میدهد مستأجران در ایران به طور متوسط ۴۴ درصد هزینه زندگی خود را صرف مسکن میکنند و این سهم در تهران به حدود ۶۰ درصد رسیده است؛ رقمی که تقریباً دو برابر سقف قابل تحمل جهانی است. در بازاری که قیمت زمین در پایتخت به طور میانگین متری بیش از ۱۶ میلیون تومان رسیده، نسبت میان دستمزد و هزینه مسکن به نقطهای رسیده که برای بخش بزرگی از خانوارهای کارگری، داشتن سرپناه دیگر یک هزینه معمول نیست؛ یک بحران دائمی در معیشت روزمره است.