رکنا گزارش می دهد
جامعه درگیر «کمبود پنهان دارو» / وقتی نسخهها نوشته میشوند اما درمان آغاز نمیشود/ طبقه متوسط؛ قربانی جدید بحران هزینههای درمان
رکنا، در حالی که هفته سلامت با شعار جهانی «با تکیه بر علم، همه با هم برای سلامت» و شعار ملی «سلامت پایدار با علم و اقتدار، ایران ماندگار» آغاز شده است، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که دسترسی عادلانه به دارو و درمان همچنان یکی از جدیترین چالشهای نظام سلامت ایران است. بدون اصلاح ساختارهای تأمین دارو، تقویت نظام بیمهای و کاهش سهم پرداخت از جیب بیماران، فاصله میان سیاستهای اعلامی و تجربه روزمره بیماران هر روز بیشتر خواهد شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، هفته سلامت در ایران آغاز شده است در این هفته با نگاهی به وضعیت دارو و درمان کشور با شرایطی مواجه می شویم که آن را می توان موقعیت «کمبود پنهان دارو» یاد کرد. در این وضعیت، دارو در داروخانهها موجود است اما افزایش قیمتها آن را از دسترس بخش قابل توجهی از بیماران خارج کرده است. نتیجه، نسخههایی است که کامل خریداری نمیشوند و درمانهایی که پیش از آغاز، در ویترین داروخانهها متوقف میمانند.
فرسایش خاموش سلامت در ایران
در روزهایی که تقویم رسمی کشور از آغاز «هفته سلامت» خبر میدهد و نهادهای متولی نظام درمانی بر مفاهیمی چون تابآوری نظام سلامت، پزشکی خانواده و ترویج فرهنگ سلامت تأکید میکنند، روایت روزمره بیماران در داروخانهها و مراکز درمانی تصویر دیگری از وضعیت دسترسی به درمان در ایران ترسیم میکند. در بسیاری از شهرها، داروخانهها به محل مواجهه مستقیم مردم با واقعیتی تبدیل شدهاند که کمتر در آمارهای رسمی دیده میشود یعنی نسخههایی که نوشته میشوند اما کامل خریداری نمیشوند، داروهایی که موجودند اما توان خریدشان وجود ندارد و بیمارانی که میان ضرورت درمان و محدودیت اقتصادی ناچار به انتخاب میشوند.
افزایش قیمت دارو در ماههای اخیر، همزمان با گزارشهای مکرر درباره کمبود برخی اقلام دارویی، فشار مضاعفی بر بیماران وارد کرده است. شهروندان از دشواری دسترسی به داروهایی سخن میگویند که برای بسیاری از بیماران مصرف روزانه و مستمر دارند؛ داروهایی که حذف یا تغییر ناگهانی آنها میتواند روند درمان را مختل کرده و حتی به تشدید بیماری منجر شود. داروی «پرامیپکسول ۰/۷» که برای درمان سندروم بیقراری پا و برخی بیماران مبتلا به پارکینسون تجویز میشود، از جمله داروهایی است که بیماران از عدم توزیع آن در بسیاری از داروخانهها از اسفندماه خبر میدهند. بیماران میگویند قطع این دارو موجب تشدید اختلالات حرکتی، بیقراری شبانه و اختلال شدید در خواب شده است؛ علائمی که کیفیت زندگی روزمره آنان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
اختلال در تأمین داروهای اعصاب؛ تهدیدی برای سلامت روان جامعه
کمبود برخی داروهای حوزه روانپزشکی نیز به نگرانیهای جدی در میان بیماران و خانوادههای آنان دامن زده است. گزارشهایی از دشواری دسترسی به داروی «کلردیازپوکساید» منتشر شده؛ دارویی که در درمان اضطراب، تنشهای عصبی و برخی اختلالات وابستگی کاربرد دارد. در حوزه درمانهای روانپزشکی، ثبات در مصرف دارو یکی از اصول کلیدی کنترل بیماری محسوب میشود و هرگونه وقفه در مصرف یا تغییر ناگهانی دارو میتواند به بیثباتی شدید وضعیت روانی بیمار منجر شود.
همزمان، بیماران از کمبود یا عرضه محدود داروهایی مانند «سرترالین» و «زیپتین» نیز سخن میگویند؛ داروهایی از گروه داروهای مؤثر در درمان افسردگی و اختلالات اضطرابی. این وضعیت در حالی رخ میدهد که بسیاری از مطالعات داخلی و بینالمللی از افزایش فشارهای روانی و شیوع اختلالات خلقی در جوامعی که با بحرانهای اقتصادی مواجه هستند خبر میدهند. در چنین شرایطی، اختلال در دسترسی به داروهای روانپزشکی میتواند به تشدید بحران سلامت روان در جامعه منجر شود.
داروهای بیماریهای مزمن؛ درمانی که گسسته میشود
گزارشهای مردمی همچنین از کمبود داروی «کلشیسین» یا آنچه برخی بیماران با نام «مدایسین» میشناسند حکایت دارد؛ دارویی که برای کنترل حملات نقرس و برخی بیماریهای التهابی کاربرد دارد. نبود این دارو میتواند موجب تشدید التهاب و دردهای مفصلی شود و بیماران را در معرض حملات شدید و ناتوانکننده قرار دهد.
در کنار این موارد، برخی بیماران از محدودیت عرضه داروی «امونیک» بهویژه نمونه خارجی آن سخن میگویند. به گفته بیماران، حتی در مواردی که نمونه داخلی در دسترس قرار دارد، تغییر برند دارویی بدون نظر پزشک میتواند روند درمان اختلالات عصبی و شناختی را دچار اختلال کند. در بسیاری از بیماریهای مزمن، ثبات دارویی یکی از مهمترین عوامل موفقیت درمان است و تغییرات ناگهانی در نوع دارو میتواند اثربخشی درمان را کاهش دهد.
سیاست «داروی گران اما موجود» و شکلگیری کمبود پنهان
در برابر نگرانیهای مطرحشده، برخی مسئولان وزارت بهداشت تأکید کردهاند که در سیاستگذاری دارویی ترجیح دادهاند دارو در بازار موجود باشد، حتی اگر با افزایش قیمت همراه شود. این رویکرد با هدف جلوگیری از کمبود گسترده دارو اتخاذ شده است، اما در عمل پیامد دیگری نیز به همراه داشته است؛ پدیدهای که در ادبیات اقتصاد سلامت از آن با عنوان «کمبود پنهان دارو» یاد میشود.
در چنین شرایطی، داروخانهها ممکن است از نظر موجودی دارویی وضعیت نسبتاً پایداری داشته باشند، اما برای بخش قابل توجهی از بیماران، قیمت دارو به مانعی جدی در مسیر درمان تبدیل میشود. دارو در قفسهها وجود دارد اما در سبد درمان بیماران قرار نمیگیرد. نسخهها نوشته میشوند اما بسیاری از آنها بهطور کامل خریداری نمیشوند و بخشی از درمان عملاً حذف میشود.
طبقه متوسط؛ قربانی جدید بحران هزینههای درمان
در گذشته، فشار هزینههای درمانی بیشتر متوجه اقشار کمدرآمد بود، اما در سالهای اخیر طبقه متوسط نیز بهطور فزایندهای در معرض این فشار قرار گرفته است. افزایش قیمت دارو و خدمات درمانی موجب شده است که حتی خانوارهایی با درآمد متوسط نیز در تأمین هزینههای درمان با دشواری مواجه شوند.
برای بسیاری از این خانوادهها، هزینه ماهانه دارو به یکی از بزرگترین اقلام هزینهای تبدیل شده است. در چنین شرایطی، برخی بیماران ناچار میشوند مصرف دارو را کاهش دهند، فاصله میان دوزهای مصرفی را افزایش دهند یا حتی برخی داروها را از برنامه درمانی خود حذف کنند. این تصمیمها اگرچه در کوتاهمدت فشار مالی را کاهش میدهد، اما در بلندمدت میتواند به تشدید بیماری و افزایش هزینههای درمانی منجر شود.
نظام بیمهای؛ حلقهای که هنوز کارآمد نشده است
وزارت بهداشت در توضیح سیاستهای دارویی بر نقش نظام بیمهای در جبران افزایش قیمتها تأکید میکند. با این حال تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که اصلاح پوشش بیمهای معمولاً با تأخیر انجام میشود و بسیاری از داروها نیز همچنان خارج از پوشش کامل بیمه باقی میمانند.
این شکاف زمانی میان افزایش قیمت دارو و اصلاح تعهدات بیمهای، عملاً موجب انتقال مستقیم هزینهها به خانوارها میشود. برای بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن که مصرف دارو برای آنان دائمی است، چنین وضعیتی میتواند به فشار اقتصادی قابل توجه و حتی فقر درمانی منجر شود.
فرسایش تدریجی سلامت جامعه
کارشناسان حوزه سلامت هشدار میدهند که افزایش هزینههای دارو و درمان تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای گستردهای برای سلامت عمومی دارد. وقتی بیماران به دلیل هزینههای بالا از مراجعه به پزشک خودداری میکنند یا درمان خود را ناقص انجام میدهند، بیماریهای مزمن مانند دیابت، فشار خون بالا، بیماریهای قلبی–عروقی و بیماریهای کلیوی با سرعت بیشتری پیشرفت میکنند.
از سوی دیگر، فشار اقتصادی ناشی از هزینههای درمانی میتواند به افزایش اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی نیز منجر شود. در چنین شرایطی، بحران دارو و درمان تنها یک چالش در نظام سلامت نیست، بلکه به مسئلهای اجتماعی تبدیل میشود که پیامدهای آن در سطح خانواده، اقتصاد و حتی بهرهوری نیروی انسانی کشور قابل مشاهده خواهد بود.
هفته سلامت در برابر واقعیتهای میدانی
در حالی که هفته سلامت با شعار جهانی «با تکیه بر علم، همه با هم برای سلامت» و شعار ملی «سلامت پایدار با علم و اقتدار، ایران ماندگار» آغاز شده است، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که دسترسی عادلانه به دارو و درمان همچنان یکی از جدیترین چالشهای نظام سلامت ایران است. بدون اصلاح ساختارهای تأمین دارو، تقویت نظام بیمهای و کاهش سهم پرداخت از جیب بیماران، فاصله میان سیاستهای اعلامی و تجربه روزمره بیماران هر روز بیشتر خواهد شد.
در چنین وضعیتی، سلامت جامعه نه در قالب یک بحران ناگهانی، بلکه در قالب فرسایشی آرام اما عمیق آسیب میبیند؛ فرسایشی که آثار آن ممکن است سالها بعد در افزایش بار بیماریها، کاهش کیفیت زندگی شهروندان و فشار فزاینده بر نظام درمانی کشور نمایان شود.
ارسال نظر