دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، حمید حاج اسماعیلی کارشناس حوزه کار و کارگری و اشتغال در گفت و گو با رکنا گفت:در حالی که آمار رسمی ثبتنامکنندگان بیمه بیکاری رقمی حدود ۲۰۰ هزار نفر را نشان میدهد، برآوردهای میدانی از بیکار شدن ۴ تا ۴.۵ میلیون نفر حکایت دارد؛ شکافی که نهتنها از اختلال سامانههای آماری و پوشش محدود بیمهای پرده برمیدارد، بلکه تصویری نگرانکننده از عمق بحران اشتغال پس از جنگ و فشار مضاعف بر صندوقهای بازنشستگی و تأمین اجتماعی ترسیم میکند.
رکنا، روز جهانی کارگر در ایران امسال در شرایطی فرا رسیده که بخش بزرگی از نیروی کار با مجموعهای از بحرانهای همزمان دستوپنجه نرم میکند؛ از اخراجهای ناگهانی و گسترش قراردادهای موقت تا ناایمنی محیطهای کاری و موج تعدیل نیرو در صنایع. همزمان تورم بالای ۵۰ درصد و شکاف عمیق میان دستمزدهای حدود ۲۰ میلیون تومانی با خط فقر بیش از ۷۰ میلیون تومان، معیشت خانوادههای کارگری را به یکی از جدیترین چالشهای اجتماعی کشور تبدیل کرده است؛ وضعیتی که بسیاری از فعالان کارگری آن را نشانهای از فرسایش امنیت شغلی و اقتصادی طبقه کارگر میدانند.
رکنا، بیش از دو ماه از قطع اینترنت در ایران میگذرد؛ قطعیای که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا دهم اردیبهشت ۱۴۰۵ همچنان ادامه دارد. در این فاصله، میلیونها شهروند نهفقط از یک ابزار ارتباطی، بلکه از بخشی از داراییهای خود محروم شدهاند. صفحات مجازی که حاصل سالها زمان، مهارت و سرمایه اجتماعی افرادند، عملاً از دسترس خارج شده و نوعی سلب مالکیت موقت از مایملک دیجیتال شهروندان را رقم زده است؛ وضعیتی که پیامدهای آن فراتر از اقتصاد دیجیتال، به زیست روزمره و حق دسترسی افراد به بخشی از زندگیشان گره خورده است.
رکنا، پایان جنگ ۴۰ روزه نه به تثبیت شرایط انجامیده و نه نشانههای بازگشت به وضعیت عادی را به همراه داشته است. جامعه اکنون در مرحلهای تعلیقی قرار دارد که در آن اختلالهای اقتصادی، فشار معیشتی، آسیبهای روانی و فرسایش سرمایه اجتماعی همزمان پیش میروند و روند بازسازی را به فرآیندی کند، پرهزینه و شکننده تبدیل کردهاند.
رکنا، تقلیل فعالیت اقتصادی و حرفهای کاربران اینترنت به «کنش سیاسی» در حالی تکرار میشود که اقتصاد دیجیتال ایران سالانه میلیاردها دلار ارزش تولید میکند و میلیونها نفر در آن مشغولاند. با گذشت بیش از دو ماه محدودیت سنگین، ریزش فروشگاههای خرد، سقوط استارتاپها و توقف زنجیره خدمات بزرگ دیجیتال شتاب گرفته، اما مخالفان بازگشایی اینترنت همچنان مسئله را نه اقتصادی، بلکه امنیتی روایت میکنند.
رکنا، حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب در نهم اسفند ۱۴۰۴ که به کشته شدن ۱۵۶ کودک دبستانی، انجامید موجی از واکنشهای بینالمللی را به دنبال داشت؛ از ابراز تأسف مقامات جهانی تا بیانیههای نهادهایی چون یونسکو و دبیرکل سازمان ملل. با این حال، در میان این واکنشها یک خلأ قابل توجه دیده میشود، هیچ محکومیت رسمی و صریحی که این حمله را «جنایت جنگی» بنامد صادر نشده است. این فاصله میان ابراز نگرانی و اعلام یک جرم بینالمللی، پرسشی جدی را در برابر جامعه جهانی قرار داده است؛ چرا مرگ دهها کودک در یک مدرسه هنوز در ادبیات رسمی حقوق بینالملل به عنوان جنایت جنگی اعلام نشده است؟
رکنا، در روزی که نام خلیج فارس با غرور ملی گره خورده، این پهنه نیمهبسته و کمعمق زیر سایه جنگ، نفت و سالها فرسایش محیطزیستی ایستاده است. از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵، درگیریها هزاران کشتی و دهها نفتکش حامل میلیاردها لیتر نفت را در قلب این دریا محبوس کرد؛ شرایطی که به گفته دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، «یک بمب ساعتی اکولوژیکی» است. دریایی که تجدید آبش دو تا پنج سال زمان میبرد، اکنون با تهدیدی روبهروست که میتواند از فاجعه نفتی ۱۹۹۱ نیز فراتر رود؛ فاجعهای آهسته، اما ماندگار.
رکنا، افزایش کالابرگ به یک میلیون و سیصد هزار تومان در حالی بهعنوان حمایت معیشتی مطرح میشود که آمارهای رسمی از تورم ۷ درصدی در نخستین ماه سال و تورم نقطهبهنقطه ۶۷ درصدی خبر میدهد؛ شرایطی که حتی افزایش ۶۰ درصدی دستمزد نیز نتوانسته قدرت خرید کارگران را به سطح سال گذشته بازگرداند.
رکنا، در حالیکه کیشوندها هنوز از تبعات اقتصادی جنگ چهلروزه بیرون نیامدهاند، برآوردهای میدانی از خالی شدن مغازهها در جزیره حکایت دارد. کاهش پروازها و چشمانداز افزایش قیمت بلیت، فشار اجارههای ثابت و چکهای برگشتی، و هزینههای چندمیلیونی برای ورود کالا ، اقتصاد گردشگرمحور کیش را در وضعیتی نیمهتعطیل قرار داده است.
رکنا، در کمتر از سه روز، دو ریزش مرگبار در معادن طبس و داراب بار دیگر ضعف بنیادین ایمنی در معادن ایران را نخستین عامل تلفات انسانی ساخت. بررسیها نشان میدهد تکنولوژی استخراج زغالسنگ در کشور همچنان بر پایه مدلهای منسوخ روسی و بدون بهروزرسانی کار میکند؛ تجهیزاتی فرسوده، گازسنجهای ناکارآمد، تهویههای نیمهفعال و حذف ساختار مشاوران ایمنی، شبکهای از خطر مداوم را پدید آوردهاند که جان کارگران را به سادگی در دل تاریکی دفن میکند.