دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، جنگ ۴۰ روزه اگرچه فعلاً پشت آتشبسی شکننده متوقف مانده، اما بخش خصوصی، کارگاههای کوچک، اقتصاد آنلاین و جامعه کارگری غیررسمی در فضایی که هر لحظه احتمال بازگشت تنشهای جنگی وجود دارد، بار خسارت را بر دوش میکشند. میزهای کاری که خاموش مانده، کارگاههایی که چراغشان فروکش کرده، صفحات بیاتصال و درآمدهایی که از جریان زندگی حذف شدهاند، همگی تصویر روشنی از اقتصادی ارائه میدهند که به فرماندهیای جدی، نیاز دارد؛ فرماندهیای که در سرعت تصمیمگیری، چیزی کمتر از اهمیت مدیریت میدان جنگ نخواهد داشت.
رکنا، در روزهایی که سایه جنگ بر گسترهای از شهرها افتاده بود و صدای حادثه در فضا میپیچید، یک جریان انسانی بیوقفه در دل همین تاریکی شکل گرفت؛ جریانی که نه از جنس روایت جنگ، بلکه از جنس ایستادگی برای زندگی بود. در میان دود، آوار و اضطراب، کسانی ایستادند که مأموریتشان روشن بود، رساندن انسانها از لحظه خطر به لحظه نجات.امدادگرانی که همگی یک پیام واحد را در تاریخ ثبت کردند، تا وقتی انسان برای نجات انسان ایستاده است، تاریکی هرگز آخرین واژه نخواهد بود.
رکنا، افزایش موقت بارشها تنها توانسته سطح آب سد کرج را اندکی بالا بیاورد، اما تصویر کلی منابع آبی البرز همچنان نگرانکننده است؛ جایی که سد طالقان با افت ۵۷ درصدی ذخایر نسبت به سال گذشته در وضعیت بحرانی قرار گرفته و نشانههای تشدید تنش آبی در ماههای آینده بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
رکنا، هزار ساعت قطع اینترنت بینالملل، فقط اتصال را قطع نکرده بلکه معیشت میلیونها نفر را از کار انداخته است؛ از فروپاشی ۹۸ درصدی ترافیک تا زیان روزانه دهها میلیون دلار و تهدید اشتغال ۱۰ میلیون نفر، اکنون نشانههای بحران در صفهای بیمه بیکاری و تعطیلی کسبوکارها نمایان شده و این واقعیت را آشکار کرده که فشار اقتصادی و اجتماعی، خود به یکی از جدیترین چالشهای امنیتی تبدیل شده است.
رکنا، اگرچه جنگ تنها ۴۰ روز ادامه داشت، اما سرعت تخریب در تهران چنان بالا بود که نزدیک به هزار خانه بر روی نقشه شهر ویران شدند؛ در کنار آن، بیش از ۳۷ هزار خانه دیگر در صف تعمیر، مقاومسازی و بازسازی قرار گرفتهاند؛ آماری که نشان میدهد کوتاه بودن جنگ، کوچک بودن خسارت نبود.
رکنا، در حالی که آمارهای کشوری از افزایش نسبی بارندگی حکایت دارد، پایتخت با افت ۳۵ درصدی بارش در صدر استانهای کمبارش قرار گرفته؛ وضعیتی که میتواند با کاهش ورودی سدها، فشار بر منابع زیرزمینی و احتمال تابستانی پرتنش، وضعیت آبی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
رکنا، در نخستین روزهای سال ۱۴۰۵، بازار کار ایران با پیامدهای تجمعی یک سال تورمی، شوک جنگ اسفند و سه دوره اختلال گسترده اینترنت بینالملل مواجه است؛ ترکیبی از بحرانها که نهتنها ساختار اشتغال را برهم زده، بلکه موجب فرسایش جدی سرمایه انسانی در بنگاهها شده است. کسبوکارهای کوچک و متوسط که ستون اصلی اشتغال کشورند، توان مالی و عملیاتی خود را از دست دادهاند و موجی از تعدیل نیرو، توقف فعالیت و افزایش تقاضا برای بیمه بیکاری سراسر کشور را دربر گرفته است؛ شرایطی که هشدار میدهد منابع انسانی ایران وارد مرحلهای از آسیب ساختاری و کاهش ظرفیت حرفهای شده که احیای آن نیازمند مداخلات فوری و سیاستهای بازسازیمحور است.
رکنا، با وجود ثبت میانگین بارش در محدوده نرمال، ایران همچنان در دل خشکسالی پیش میرود؛ بحرانی که پشت نقاب آمارهای ظاهراً امیدوارکننده پنهان شده و یکسوم کشور را وارد وضعیت کمبارشی و تنش شدید منابع آب کرده است. فشار بر سفرههای زیرزمینی، هشدارهای جدی درباره تأمین آب استانهای بزرگ و چشمانداز ناپایدار ماههای آینده، نشان میدهد کشور در مسیر «کمبود گسترده» قرار گرفته؛ مسیری که هیچ نشانی از ترسالی در آن دیده نمیشود.
رکنا، آب دوباره به پای کاظیمداشی رسیده و تصویر آبی فراموششده سالهای دور در ذهن مردم آذربایجان در ایران زنده شده است؛ صحنهای که هرچند امید میآفریند، اما هنوز نشانی از احیای کامل دریاچه ارومیه ندارد. پهنهای که روزگاری بیش از ۳۰ میلیارد مترمکعب آب در خود داشت، امروز تنها با حدود دو میلیارد مترمکعب سرپا ایستاده و هر قدم رو به جلو در آن بیشتر محصول بارشهای مقطعی است تا حاصل یک احیای پایدار. این بازگشت آب، هرچند دلگرمکننده، همچنان روی مرز شکنندگی حرکت میکند.
رکنا،هر روز قطع اینترنت یعنی نابودی ۳۶ میلیون ساعت یادگیری؛ هزار ساعت خاموشی، یک میلیارد ساعت آموزش را بلعید. اگر تنها یک روز تعطیلی اینترنت باعث از دست رفتن ۳ ساعت آموزش مؤثر برای هر دانش پژوه شود، و در یک نظام آموزشی ۱۲ میلیونی این اتفاق رخ دهد، هر روز ۳۶ میلیون ساعت یادگیری از بین میرود. در بازه هزار ساعته قطعی، این عدد به بیش از یک میلیارد ساعت از دسترفته آموزشی تبدیل میشود؛ عددی که در هیچ نظام آموزشی قابل جبران کامل نیست.