دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
آزاده مختاری - دبیر اجتماعی رکنا
رکنا، آمار رسمی وزارت بهداشت نشان میدهد در جریان جنگ ۴۰روزه از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۳۰ هزار و ۲۰۵ مجروح در مراکز درمانی کشور درمان و ترخیص شدهاند و تیم ملی سلامت با انجام ۱۲۵۲ عمل جراحی و فعالیت بیوقفه در بیمارستانها و اورژانسها، بار اصلی امدادرسانی را بر دوش کشیده است؛ تلاشی که در کنار آن ۲۶ شهید مدافع سلامت و ۱۱۸ مصدوم از میان کادر درمان به ثبت رسیده است.
رکنا، چهل روز از آغاز حملات به شهرها و زیرساختهای صنعتی ایران میگذرد؛ حملاتی که علاوه بر تلفات انسانی، آسمان برخی شهرها را با دود سنگین پالایشگاهها و پتروشیمیها پوشانده است. کارشناسان هشدار میدهند پیامد این آتشها تنها در لحظه انفجار خلاصه نمیشود و میتواند موجی از بیماریهای تنفسی، قلبی و سرطان را در سالهای آینده رقم بزند. در چنین شرایطی این پرسش جدی مطرح است که سازمان جهانی بهداشت چه مسئولیتی در برابر چنین بحران سلامتمحوری دارد و چرا واکنش آن تا این اندازه کمرنگ است؟
رکنا، سه موشک، ۱۶۳ کودک، یک مدرسه و چهل روز سکوت. فاجعه میناب تنها مرگ دانشآموزان نبود؛ فرو ریختن اعتماد به نهادهای بینالمللی بود که باید در برابر حمله به مدارس و کودکان میایستادند، اما حتی نتوانستند واکنشی در اندازه این درد از خود نشان دهند.
دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، با اشاره به پیامدهای زیستمحیطی بمباران تأسیسات نفتی و پتروشیمی گفت انتشار موادی مانند بنزن، تولوئن، ذرات معلق، فلزات سنگین و دود ناشی از آتشسوزی میتواند به آلودگی گسترده هوا، خاک و آبهای زیرزمینی منجر شود و اثرات آن حتی تا سالها پس از پایان جنگ در محیط باقی بماند.
رکنا، سخن گفتن از «نابودی یک تمدن» شاید ساده به نظر برسد، اما تاریخ نشان داده است تمدنها با تهدید و حمله از میان نمیروند. جنگ پیش از آنکه شهرها را ویران کند، دل مردم عادی را نشانه میگیرد، اما ملتی که ریشههایش در هزاران سال فرهنگ، زبان و حافظه جمعی تنیده شده باشد، با تهدید خاموش نمیشود. ایران بارها طوفانهای تاریخ را پشت سر گذاشته و هر بار استوارتر از پیش از دل خاکستر برخاسته است.
رکنا، حمله موشکی آمریکا و اسرائیل به مجتمعهای پتروشیمی ایران تنها یک حادثه صنعتی نیست؛ این اتفاق زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و انسانی را ایجاد میکند که زندگی هزاران کارگر و خانوادههایشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این تأسیسات بخشی از زیرساختهای تولیدی غیرنظامی هستند که مواد اولیه صنایع مختلف و بخشهایی از کشاورزی را تأمین میکنند. آسیب دیدن آنها میتواند به کاهش تولید، فشار بر اشتغال و افزایش هزینههای زندگی منجر شود. چنین رخدادهایی باید مورد توجه جامعه جهانی و نهادهای بشردوستانه قرار گیرد، زیرا پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی غیرنظامیان اثر میگذارد.
جان و زندگی ایرانیان، در سلسلهمراتب حساسیت جهانی، در پایینترین طبقات است؟ مردم ایران حق دارند از نهادهای بینالمللی بپرسند که چند پل، چند مدرسه، چند بیمارستان و چند قطار باید در فهرست اهداف قرار بگیرد تا «واکنش جدی» فعال شود؟چرا در برخی مناطق جهان، یک موشک به سمت یک شهر کافی است تا شورای امنیت پشت سر هم جلسه اضطراری بگذارد، اما در جاهای دیگر، خبری از چنین حساسیتی نیست؟
آزاده مختاری - دبیر اجتماعی رکنا
رکنا، در جنگها معمولاً آمار کشتهها خبرساز میشود، اما گاهی فاجعه در جایی دیگر رخ میدهد؛ در هوا، در خاک و در آب. در هفتههایی که چند مجتمع بزرگ پتروشیمی ایران از ماهشهر و عسلویه تا تبریز و کنگان هدف حمله قرار گرفتند، تنها تأسیسات صنعتی نبودند که آسیب دیدند. هزاران تُن مواد شیمیایی بالقوه خطرناک، مخازن هیدروکربنی و زیرساختهایی که با اکوسیستمهای انسانی و طبیعی درهم تنیدهاند، ناگهان به کانون یک بحران زیستمحیطی تبدیل شدند. انفجار در چنین مراکزی فقط شعلهای در افق یک شهر نیست؛ میتواند ابری از سموم در آسمان، زخمی ماندگار در خاک و موجی تازه از گازهای گلخانهای در جو زمین باشد ، فاجعهای که پیامدهای آن بسیار فراتر از میدان جنگ و حتی فراتر از مرزهای یک کشور میرود.