رکنا گزارش می دهد
«تمدید تا فردا»؛ روایت روزانه خبری از وضعیت مترو و اتوبوس رایگان در تهران/ سیاست شهری با رویکرد حمایتی یا شو رسانهای؟
رکنا، تمدید روزانه رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران در حالی ادامه دارد که بهجای اعلام یک بازه زمانی مشخص و توضیح درباره منابع مالی این تصمیم، هر روز خبر تازهای از «تمدید» منتشر میشود؛ الگویی از اطلاعرسانی که بیش از آنکه نشانه یک سیاست حمایتی روشن باشد، به یک شو رسانهای در مدیریت شهری شباهت پیدا کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، رایگان شدن مترو و اتوبوس میتواند در ذات خود یک سیاست حمایتی باشد؛ اقدامی برای کاهش فشار اقتصادی، مدیریت بحران یا تسهیل تردد در شرایط خاص. اما آنچه این روزها در تهران برجسته شده، نه خودِ رایگان شدن، بلکه فرم اجرای آن است، تصمیمی که به جای انتشار یک اطلاعیه روشن با بازه زمانی مشخص، هفتههاست به شکل «تمدید روزانه» در خبرها میچرخد و هر بار با یک جمله کوتاه، دوباره تولید رسانهای میشود. همین الگو، در عمل از یک سیاست شهری، یک «رویداد خبری» ساخته است؛ رویدادی که هر روز باید تازه شود تا دیده شود.
اظهارات سخنگوی شهرداری تهران در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ این روند را تأیید میکند، «مترو و اتوبوس تا فردا هم رایگان است… قرار بود تا روز گذشته باشد اما جلسه شورا برگزار نشد… تا سهشنبه ۲۹ اردیبهشت تمدید شد.» این جملهها بیش از آنکه نشاندهنده یک برنامهریزی منسجم باشد، تصویری از تصمیمسازی لحظهای و وابسته به چرخه خبر ارائه میدهد؛ جایی که سیاست، به جای آنکه از مسیر مصوبه، عدد و برنامه بیرون بیاید، از مسیر «تمدید» و «فردا» عبور میکند.
سیاستگذاری شهری با «فردا» اداره نمیشود
مدیریت شهری اگر قرار است خدمات حملونقل را رایگان کند، حتی در وضعیت اضطراری هم ناچار است یک حداقلهایی را رعایت کند، تعریف هدف، تعیین دامنه، مشخص کردن منابع مالی و اعلام زمانبندی.
اینها عناصر پایهای «سیاست عمومی» هستند. اما وقتی پیام رسمی شهر چنین فرمتی پیدا میکند، «امروز رایگان است؛ فردا هم رایگان است؛ تا سهشنبه تمدید شد…»، شهروند با یک پدیده دیگر مواجه میشود، تصمیمی که از جنس سیاست نیست؛ از جنس خبر است.
این همان نقطهای است که ماجرا از «کمک به مردم» به «نمایش» نزدیک میشود. زیرا در سیاستگذاری واقعی، اطلاعرسانی باید پیشاپیش و با چارچوب باشد؛ در حالی که در الگوی تمدید روزانه، خبر عملاً جایگزین چارچوب میشود. انگار مهمتر از خود اقدام، این است که هر روز چیزی برای اعلام کردن وجود داشته باشد.
تولید حس همدلی یا تولید حس منت؟
حملونقل رایگان میتواند پیام همدلی داشته باشد، اما با زبان درست و شکل درست. تمدیدهای پیدرپی، بهجای آنکه حس «همراهی» را منتقل کند، در ذهن بخشی از افکار عمومی میتواند حس «امتیاز دادن» و «منت گذاشتن» بسازد. چون هر روز، شهروند باید منتظر بماند که آیا فردا هم رایگان میماند یا نه؛ یعنی حمایتی که قرار است اضطراب را کم کند، خودش اضطراب تازه تولید میکند: «امروز برویم؟ فردا هزینه دارد؟ هفته بعد چه؟»
در واقع سیاست حمایتی وقتی به نتیجه اجتماعی میرسد که قابل پیشبینی باشد. پیشبینیپذیری، عنصر کلیدی اعتماد عمومی است. تمدید روزانه دقیقاً نقطه مقابل آن است؛ یک بازی با افق کوتاه که بهجای اطمینان، بلاتکلیفی میآورد.
اگر پایلوت است، چرا شبیه پایلوت نیست؟
حتی اگر شهرداری و شورا بخواهند این اقدام را بهعنوان «پایلوت» یا طرح آزمایشی معرفی کنند، باز هم شکل فعلی با استانداردهای یک پایلوت همخوانی ندارد.
وقتی هیچکس نمیگوید این رایگانسازی دقیقاً تا چه تاریخی ادامه دارد، بر چه مبنایی متوقف میشود، یا چه هدفی را دنبال میکند، طرح از حالت آزمایشی خارج میشود و به نمایشِ تداوم تبدیل میشود؛ تداومی که مهمترین شاخصش تعداد دفعات اعلام تمدید است.
صورتحساب پنهان؛ پول رایگانسازی از کجا میآید؟
وجه حساستر ماجرا، اقتصاد این تصمیم است. فروش بلیت مترو و اتوبوس بخشی از منابع درآمدی و سازوکار تأمین هزینههای بهرهبرداری است؛ حتی اگر این درآمد به تنهایی کافی نباشد، در منطق بودجهریزی شهری نقش دارد و در کنار یارانهها، کمکهای دولتی و منابع داخلی، هزینه نگهداری ناوگان، تعمیرات و خدمات را پوشش میدهد.
در شهری که با فشارهای اقتصادی، استهلاک زیرساخت و هزینههای بازسازی و نگهداشت مواجه است، «رایگان شدن» اگر بدون توضیح مالی انجام شود، بهجای همدلی، نگرانی میآورد، آیا هزینه از جیب کدام بخش شهر برداشته میشود؟ آیا به تعویق تعمیرات ناوگان، کاهش کیفیت خدمات یا بدهیهای انباشته تبدیل خواهد شد؟ آیا قرار است از منابع دیگری مثل بودجه عمومی شهرداری جبران شود و اگر بله، کدام ردیفها کوچک میشوند؟
وقتی پاسخی برای این پرسشها داده نمیشود، رایگانسازی از یک اقدام حمایتی به یک تصمیم مبهم و غیرقابل ارزیابی تبدیل میشود. و تصمیم مبهم، بهترین خوراک برای «شو» است؛ چون در غیاب عدد و سند، روایتها جایگزین واقعیت میشوند.
شورا و شهرداری؛ چرا پیام مشترک و قطعی ندارند؟
در سخنان سخنگو، یک نکته کلیدی دیده میشود: «جلسه شورا برگزار نشد.» یعنی ادامه یا توقف رایگانسازی به یک رویداد اداری (برگزاری جلسه) گره خورده است. این پیام، به خودی خود نشان میدهد که مدیریت موضوع، هنوز از مرحله تصمیمگیری رسمی عبور نکرده و در سطح «اداره روزمره» مانده است.
در حکمرانی شهری، حتی اگر اختلافنظر وجود داشته باشد، خروجی ارتباطی باید یکپارچه باشد، یا مصوبه هست یا نیست؛ یا بازه زمانی اعلام میشود یا نمیشود؛ یا منابع مالی گفته میشود یا شفاف اعلام میشود که بعداً گزارش میدهند. اما وقتی هر روز تمدید میشود، شهروند با یک حس ساده روبهرو میشود، کسی برنامه ندارد، فقط خبر تولید میشود.
وقتی خبر به جای سیاست مینشیند
آنچه این پرونده را مسئلهدار کرده، نه اصل رایگان کردن بلیت، بلکه تبدیل شدن آن به «خبر روز» است. خبر روز یعنی چیزی که باید مرتب تمدید و تکرار شود تا بماند. سیاست اما باید به یک چارچوب تبدیل شود تا نیاز به تکرار نداشته باشد. اینجا انگار جای این دو عوض شده است: چارچوبی نیست، پس تکرار میآید؛ زمانبندی نیست، پس «فردا» میآید؛ گزارش مالی نیست، پس «امیدواریم تصویب شود» میآید.
در چنین فضایی، حتی نیت خیر هم ممکن است در افکار عمومی به ضد خودش تبدیل شود. چون مخاطب با یک سوال ساده تنها میماند: اگر واقعاً برای مردم است، چرا یکبار شفاف و کامل اعلام نمیشود؟
ارسال نظر