دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، با گذشت ۵۶ روز از قطع اینترنت بینالملل در ایران ، محدودیتی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با شرایط جنگی آغاز شد و با وجود اعلام آتشبس در نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ همچنان ادامه دارد ،بخش قابلتوجهی از زنان فعال در اقتصاد دیجیتال با توقف یا فروپاشی کسبوکارهای خود مواجه شدهاند؛ وضعیتی که اکنون این پرسش را پیش روی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری قرار داده است که در قبال این اختلال گسترده در اشتغال زنان و اقتصاد خانواده چه برنامهها، پیگیریها و رایزنیهایی انجام شده است.
رکنا، زیر پای مردم ایران، گنجینهای گسترده از مس، سنگآهن، طلا، نمک و سنگهای ساختمانی خوابیده؛ ذخایری که اگر بهجای خامفروشی به زنجیره تولید و اشتغال وصل شوند، میتوانند چهره بسیاری از استانهای محروم را تغییر دهند. در روزهایی که تحریمها مسیرهای رسمی تجارت را تنگ کردهاند، معادن به یکی از آخرین امیدهای توسعه محلی و درآمد پایدار تبدیل شدهاند؛ امیدی که از کوههای مس کرمان تا طلاهای کردستان و سنگهای ساختمانی لرستان میتواند نفس تازهای به اقتصاد استانها و زندگی مردم بدهد. این گزارش، روایت استانهایی است که با یک تصمیم درست در سیاستگذاری معدنی، میتوانند از خاکِ بیصدا، آیندهای پرصدا بسازند.
رکنا،پنجاهوشش روز از قطع اینترنت جهانی در ایران گذشته و همزمان با خاموشی طولانی اقتصاد دیجیتال، نشانههای یک بحران تازه در بازار کار آشکار شده است؛ بحرانی که نه فقط به تعطیلی هزاران کسبوکار آنلاین انجامیده، بلکه پرسشی جدی را پیش روی اقتصاد کشور گذاشته است که اگر میلیونها شاغل فضای مجازی کار خود را از دست بدهند، کدام بخش از بازار کار توان جذب آنها را دارد؟ ساختار فرسوده اشتغال در ایران، که پیش از این نیز با بیکاری گسترده جوانان و فارغالتحصیلان روبهرو بود، اکنون در برابر موجی از بیکاری خاموش قرار گرفته است؛ موجی که نه در آمارهای رسمی دیده میشود و نه ظرفیت واقعی برای مهار آن در اقتصاد سنتی وجود دارد.
رکنا، تحلیل دادههای بلومبرگ از آسیب به ۲۸۱۶ ساختمان در تهران نشان میدهد اگرچه ۳۲ درصد اهداف ماهیت نظامی داشتهاند، اما وزن اصلی خسارت بر دوش بخشهای غیرنظامی افتاده است؛ جایی که ۲۱ درصد ساختمانهای مسکونی، ۱۹ درصد تجاری و ۲۵ درصد صنعتی در معرض تخریب قرار گرفتهاند. مجموع این ارقام از یک واقعیت کلیدی پرده برمیدارد که حدود ۶۵ درصد آسیبها مستقیماً به زیست شهری و اقتصاد محلهای وارد شده و مرز میان هدف نظامی و زندگی روزمره شهروندان را در هم شکسته است.
رکنا،جاده چالوس، یکی از مهمترین و زیباترین مسیرهای طبیعی ایران، امروز در حالی میزبان میلیونها مسافر است که دامنه کوهها، درهها و حاشیه رودخانههایش زیر انبوهی از زباله دفن شدهاند؛ زبالههایی که ماهها در طبیعت ماندهاند و روایتگر چرخهای از بیتدبیری نهادهای مسئول، کمبود زیرساختهای مدیریت پسماند و بیتوجهی بخشی از مردم و کسبه محلی به سرنوشت اکوسیستم شکننده البرز هستند.
رکنا، حداقل حقوق ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده؛ عددی که در همان ابتدای سال در برابر واقعیت بازار مسکن رنگ میبازد. دادههای رسمی نشان میدهد مستأجران در ایران به طور متوسط ۴۴ درصد هزینه زندگی خود را صرف مسکن میکنند و این سهم در تهران به حدود ۶۰ درصد رسیده است؛ رقمی که تقریباً دو برابر سقف قابل تحمل جهانی است. در بازاری که قیمت زمین در پایتخت به طور میانگین متری بیش از ۱۶ میلیون تومان رسیده، نسبت میان دستمزد و هزینه مسکن به نقطهای رسیده که برای بخش بزرگی از خانوارهای کارگری، داشتن سرپناه دیگر یک هزینه معمول نیست؛ یک بحران دائمی در معیشت روزمره است.
رکنا، در میان آمار تلفات انسانی و خسارتهای زیرساختی، قربانیان خاموش دیگری نیز در جنگ ۴۰ روزه میان نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ وجود دارند؛ زیستگاههایی که سالها برای حفاظت از آنها برنامهریزی شده بود. بر اساس اعلام مدیرکل دفتر زیستگاههای سازمان حفاظت محیطزیست، دستکم ۲۱ منطقه از مناطق چهارگانه محیطزیستی در ۹ استان ایران در اثر حملات نظامی آسیب دیدهاند؛ رخدادی که نهتنها تعادل شکننده اکوسیستمها را تهدید میکند، بلکه پرسشی جدی را پیش روی نهادهای بینالمللی محیط زیست قرار میدهد: در جهانی که سالانه دهها اجلاس برای حفاظت از طبیعت برگزار میشود، چرا هنگام تخریب زیستگاهها در جنگها، واکنشها تا این اندازه کمرنگ و دیرهنگام است؟
رکنا، «روز معمار» امسال برای تهران نه روز ستایش بناها، بلکه روز تماشای شهری است که کالبدش ترک برداشته است؛ پایتختی که در پی جنگ چهلروزه با ۴۴ هزار و ۷۵۰ خانه آسیبدیده، بیشتر شبیه نقشهای پارهپاره روی میز یک معمار به نظر میرسد. در میان پوستههای ایستاده اما زخمی، حفرههای خالی و دیوارهایی که حافظه محلهها را با خود فرو ریختهاند، شهر آرامآرام وارد مرحلهای تازه از معماری میشود؛ معماریای که اینبار نه در دفترهای طراحی، بلکه میان آجرهای ترکخورده، گلدانهای روی پنجرههای نیمهریخته و چراغ مغازههایی شکل میگیرد که هنوز در دل خرابهها روشن میمانند.
رکنا، با وجود بارشهای امیدوارکننده زمستان و بهار، آخرین دادههای رسمی نشان میدهد مخازن سدهای کشور هنوز نتوانستهاند از سایه خشکسالی یک دهه اخیر خارج شوند؛ ورودیها بالا رفته، اما سدهای کلیدی تهران، البرز، قم و مرکزی در آستانه تابستان تنها با نیمهای از ظرفیت خود نفس میکشند.
رکنا، کیفیت کمسابقه هوای تهران در هفتههای آغازین سال ۱۴۰۵ نه نتیجه برنامهریزی مدیریتی، بلکه پیامد مستقیم فروکش همزمان تردد شهری و کاهش فعالیت صنایع و پالایشگاهها در شرایط اضطراری بود. شهری که برای مدتی از بار جمعیت، مصرف انرژی و تولید صنعتی تهی شد، بهطور موقت توانست از چرخه همیشگی آلودگی فاصله بگیرد؛ وضعیتی که با بازگشت کامل فعالیتها دوباره به حالت معمول بازخواهد گشت.