دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، آمارهای رسمی از آسیب گسترده به زیرساختهای آموزشی کشور، ابعاد تازهای از خسارات جنگ را آشکار کرده است؛ تخریب و آسیب به ۱۱۹۵ مدرسه در حالی برآوردی معادل ۴ همت برای بازسازی به همراه دارد که این حجم از خسارت، نهتنها چالش مالی سنگینی ایجاد کرده، بلکه نشانهای از عبور حملات از اصول حقوق بینالملل و هدف قرار گرفتن مستقیم فضاهای غیرنظامی به شمار میرود.
رکنا، چهل روز اختلال در صنایع پایه—از پتروشیمیها تا کارخانههای فولاد—زنجیره تولید کشور را دچار رکود ناگهانی کرده و کارگاههای وابسته را در کمبود مواد اولیه، افزایش هزینهها و توقف سفارشات فرو برده است. نتیجه این بحران، سیلی از حقوقهای پرداختنشده، تعدیل نیروهای کارگاههای کوچک و فشار فزاینده بر کارگرانی است که امروز با دستمزدهای معوق و آینده شغلی نامعلوم، بیش از همیشه زیر بار بحران اقتصادی خم شدهاند.
رکنا، در ارتفاعی که باد فرمان میراند و زمین دهها متر پایینتر بیرحمانه دهان باز کرده، گروهی از کارگران خط برق هر روز کاری را آغاز میکنند که در جهان مهارتها، از خطرناکترینهاست. سیمبانان، مردانی که با تجهیزات سنگین از دکلهای فلزی بالا میروند، زیر کابلهایی میایستند که هزاران ولت برق در آنها جریان دارد، و در طوفان، کولاک، گرمای پنجاهدرجهای یا رگبار موشک و ترکش، لحظهای اجازه توقف ندارند. فشار کاریِ نفسگیر، وزن ابزارهایی که ساعتها روی شانه میماند، احتمال لغزش روی دکل خیس، برقگرفتگیهای مرگبار، سقوطهای بیرحمانه، و کارهایی که گاهی باید در دل تاریکی مطلق نیمهشب انجام شود، بخشی از واقعیت روزانه زندگی این قشر است. روز سیمبان تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور شغلی است که هر ثانیه آن روی مرز خطر و مسئولیت راه میرود، و کارگرانی که با وجود مخاطرات بیپایان، اجازه نمیدهند روشنایی خانهها حتی یک لحظه در هم بشکند.
رکنا، زلزلهای با بزرگای 4.1 ساعتی پیش بومهن را لرزاند؛ زمینلرزهای که تهران و البرز نیز آن را حس کردند و زنجیره لرزشهای خُرد اما پیدرپی امسال را وارد مرحله تازهای کرد. این رخداد در حالی ثبت شد که به گفته دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، بومهن تنها یکی از ۴۹ زمینلرزه بیش از ۴ ریشتر طی دو ماه گذشته است؛ رخدادهایی کاملاً طبیعی و همخوان با میانگین سالانه لرزهخیزی ایران، اما یادآور توسعه شهری پرریسکی که زیر پای ۳۵۰ هزار نفر در دل پهنه گسله پردیس، مشا و شمال تهران ادامه دارد.
رکنا، در سایه رکود گسترده و کسادی بازار، کارگاهها و واحدهای صنفی کوچک به سمت شیوههای غیرقانونی برای کاهش هزینهها رفتهاند؛ شیوههایی که بار اصلی بحران را بر دوش کارگران میگذارد. از حذف اضافهکار و توقف پورسانت گرفته تا اجبار کارگران به حضور شیفتی و پرداخت نصف پایه حقوق، مجموعهای از تصمیمات غیررسمی و خارج از قانون این روزها زندگی هزاران کارگر شهری را در تنگنا گذاشته و آنها را میان بیکاری، بیحقوقی و مهاجرت به مشاغل غیررسمی سرگردان کرده است.
رکنا، با وجود خاموشی توپخانهها و سکوتی که بر شهرها نشسته، روان مردم هنوز از آوار دو جنگ پیاپی بیرون نیامده است. در خیابانهای آسیبدیده، در کلاسهای درس، در خانههای نیمهویران و حتی در شهرهای دور از خط درگیری، اضطراب، سوگهای پیچیده و ترومای مزمن در جریان است. تجربه تلخ رهاشدگی پس از کرونا دوباره تکرار شده؛ این بار نه در قالب یک اپیدمی، بلکه در شکل زخمی عمیق بر روان ملی. در حالی که جامعه از کودک تا سالمند نیازمند برنامههای واقعی درمان و توانبخشی است، وزارت بهداشت تنها به تکرار شعارهای کلی بسنده کرده و بزرگترین بحران سلامت روان دهههای اخیر را بدون نقشه مداخله عملی و فقط با حرف و حرف و شعار به حال خود گذاشته است.
رکنا، در بیش از ۲۸۵ نقطه پراکنده در اقلیمهای خشک، بادخیز و دور از دسترس، صدها مهندس و کارگر در پروژههای خورشیدی و بادی، شبانهروز برای ساخت زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر کشور میجنگند؛ نیروهایی که با دوری طولانی از خانواده و تحمل شرایط سخت محیطی، موتور محرک تولید برق پایدار شدهاند و سهمی پنهان اما تعیینکننده در روشن نگه داشتن خانههای مردم دارند.
رکنا، علیرضا شریعت، دبیر کل فدراسیون صنعت آب ایران، با اشاره به سنگینی سایه جنگ و تشدید بحرانهای اقتصادی بر فضای کسبوکار، میگوید تصمیمهای ناگزیر برای تعدیل نیرو امروز تنها یک واکنش مدیریتی نیست، بلکه نشانهای از فرسایش زیرساخت انسانی کشور است؛ زیرساختی که تضعیف آن آینده صنایع، تابآوری اجتماعی و نظام تولید را بهطور مستقیم تهدید میکند.
رکنا، در جریان جنگ چهلروزه از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵، موجی از تخریب بناها و محوطههای ارزشمند ایران را دربرگرفت و دستکم ۱۴۰ اثر تاریخی و باستانی در نقاط مختلف کشور، بهویژه تهران، زیر آوار حملات نظامی فرو ریخت. فروغ مددی، مرمتگر آثار تاریخی، این خسارت را ضربهای مستقیم به حافظه تمدنی ایران و جهان توصیف میکند و هشدار میدهد که نابودی این میراث، از میان رفتن بخشی از شناسنامه فرهنگی بشر است.
رکنا، آمار تازه از تخریب ۱۴۰ اثر تاریخی در جنگ ۴۰ روزه اخیر، تصویری تکاندهنده از گستره و شدت حملات نظامی ارائه میدهد؛ حملاتی که نهفقط زیرساختها بلکه هویت تاریخی ایران را هدف گرفت و سکوت نهادهای بینالمللی درباره آن، ابعاد بحران را سنگینتر کرده است.