آمار امیدوارکننده سدها، واقعیت نگران‌کننده شهرها؛ تهران با مخازنی کمتر از یک‌چهارم ظرفیت در آستانه تابستان/ بهبود هیدرولوژیک، بحران ساختاری
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  در ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، تصویر سدهای ایران در نگاه اول آرام‌تر از سال‌های بسیار بحرانی گذشته به نظر می‌رسد؛ مخازن بزرگ کشور به‌طور متوسط تا ۶۶ درصد پر هستند، موجودی آب سدها به ۳۴ میلیارد و ۲۳۰ میلیون مترمکعب رسیده و این رقم هم نسبت به سال گذشته ۲۶ درصد و هم نسبت به میانگین ۱۰ ساله ۶ درصد افزایش نشان می‌دهد. بارندگی کشور نیز تا ۲۵ اردیبهشت به ۲۲۷ میلی‌متر رسیده که یک درصد بالاتر از نرمال ۵۷ ساله و ۶۱ درصد بیشتر از سال قبل است. اما همین تصویر امیدوارکننده، وقتی از مقیاس ملی به مقیاس حوضه‌ای و استانی می‌رسد، ترک برمی‌دارد. مسئله اصلی این است که «ایرانِ سدها» یکدست نیست؛ برخی حوضه‌ها از بارش و ذخیره بهتر برخوردار شده‌اند، اما کانون‌های اصلی مصرف، به‌ویژه در فلات مرکزی و کلانشهرها، همچنان در محدوده تنش و حتی بحران قرار دارند.

آرامش آماری، التهاب جغرافیایی

اعداد ملی نشان می‌دهند که سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ تا این مقطع، از منظر ورودی و ذخیره‌سازی، نسبت به سال گذشته بهبود یافته است. این بهبود اما لزوما به معنای کاهش بحران آب نیست. دلیل روشن است: بحران آب در ایران صرفا کمبود بارش یا افت پرشدگی سدها نیست، بلکه ناهماهنگی شدید میان محل بارش، محل ذخیره و محل مصرف است.

وقتی میانگین پرشدگی سدهای کشور ۶۶ درصد اعلام می‌شود اما در تهران این شاخص به حدود ۲۳ تا ۲۴ درصد می‌رسد، معنای تخصصی آن این است که میانگین کشوری، واقعیت تنش آبی در مراکز پرمصرف را پنهان می‌کند. تهران، البرز، بخش‌هایی از اصفهان، قم، یزد، کرمان، خراسان رضوی و به‌طور کلی پهنه‌های مرکزی و شرقی کشور، با وجود بهبود نسبی شاخص‌های ملی، همچنان در معرض آسیب بالای آبی قرار دارند.

چرا افزایش آب سدها لزوما به معنای عبور از بحران نیست

 باید میان «بهبود هیدرولوژیک کوتاه‌مدت» و «حل بحران ساختاری آب» تفاوت گذاشت. آنچه اکنون دیده می‌شود، عمدتا بهبود هیدرولوژیک است؛ یعنی بارش بهتر، ورود بیشتر آب به برخی مخازن و فاصله گرفتن از شرایط وخیم سال قبل. اما بحران ساختاری همچنان پابرجاست، زیرا چند متغیر بنیادی تغییر نکرده‌اند.

نخست، الگوی مصرف همچنان بسیار سنگین است. بخش کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب در ایران است و هرگونه بهبود ذخایر سطحی، اگر با کنترل برداشت و بازآرایی الگوی کشت همراه نباشد، به‌سرعت جذب مصرف می‌شود.

دوم، بخش بزرگی از جمعیت و فعالیت اقتصادی کشور در مناطقی متمرکز است که ظرفیت طبیعی آب در آنها محدود است. تهران نمونه روشن این نابرابری است؛ جایی که فشار جمعیت، توسعه شهری، مصرف شرب، صنعت و فضای سبز، بسیار بالاتر از توان طبیعی حوضه است.

سوم، سدها تنها بخشی از معادله آب ایران هستند. افت مستمر آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین، کاهش دبی رودخانه‌ها و وابستگی فزاینده به منابع ناپایدار، همچنان نشانه‌های بحران عمیق‌ترند. به بیان دیگر، حتی اگر مخازن سدها امسال وضع بهتری داشته باشند، ممکن است آبخوان‌ها همچنان در وضعیت فرسایشی باقی مانده باشند.

تهران؛ پایتختی که با میانگین کشوری سنجیده نمی‌شود

مهم‌ترین کانون بحران در این مقطع، تهران و ناحیه پیرامونی آن است. وقتی پرشدگی سدهای تهران حدود ۲۳ تا ۲۴ درصد اعلام می‌شود، این عدد از منظر تأمین آب شرب، یک هشدار جدی است. تهران نه‌تنها جمعیت بسیار متراکمی دارد، بلکه الگوی مصرف، توسعه کالبدی و نیاز شبکه توزیع آن به‌گونه‌ای است که حتی نوسان‌های محدود در ذخیره سدها می‌تواند به سرعت به محدودیت عملیاتی منجر شود.

علت‌های اصلی تداوم بحران در تهران را می‌توان در چند محور دید: بارش‌های کمتر مؤثر در حوضه‌های تأمین‌کننده، افزایش دما و تبخیر، رشد تقاضا، فشار مستمر بر منابع سطحی و زیرزمینی، و شکنندگی سیستم تأمین در برابر چند سال پیاپی کم‌بارشی. حتی اگر امسال نسبت به سال قبل بهبودی ثبت شده باشد، سطح ذخیره فعلی برای یک منطقه کلانشهری، هنوز فاصله زیادی با نقطه امن دارد.

در چنین وضعی، تهران در تابستان ۱۴۰۵ همچنان در محدوده تنش آبی بالا قرار می‌گیرد؛ نه لزوما به معنای قطع گسترده و فوری آب، بلکه به معنای کاهش حاشیه اطمینان، نیاز به مدیریت فشار شبکه، احتمال تشدید افت فشار در برخی مناطق و ضرورت جدی صرفه‌جویی.

فلات مرکزی؛ جایی که بحران، مزمن‌تر از یک سال آبی است

اگر تهران ویترین بحران است، فلات مرکزی بدن اصلی آن است. استان‌هایی مانند اصفهان، یزد، کرمان، قم و سمنان با نوعی بحران مزمن روبه‌رو هستند که فقط با آمار امسال توضیح داده نمی‌شود. در این مناطق، مشکل صرفا کمبود بارش یک‌ساله نیست؛ بلکه انباشت چند دهه بهره‌برداری بیش از ظرفیت، توسعه نامتوازن، تمرکز صنعت آب‌بر و فشار بر منابع زیرزمینی، ساختار آبی را شکننده کرده است.

در اصفهان، مسئله فقط سد نیست؛ کل زنجیره زاینده‌رود، مصارف شرب، کشاورزی، صنعت و حقابه‌های پایین‌دست در تعارض مزمن قرار دارد. در یزد و کرمان، محدودیت بارش طبیعی در کنار گرمای بالا و تبخیر شدید، باعث می‌شود هر بهبود موقت در ذخایر، اثر پایداری نداشته باشد. قم و سمنان نیز با تکیه بالا بر منابع محدود و بعضا انتقالی، در برابر هر افت ورودی بسیار حساس‌اند.

این مناطق از منظر بحران آب، همچنان در رده «ریسک بالا» قرار می‌گیرند؛ زیرا مسئله آنها بیشتر از آنکه به حجم فعلی مخزن وابسته باشد، به ناپایداری بلندمدت منابع و وابستگی شدید به تأمین بیرونی مربوط است.

شرق ایران؛ بارش کم، تاب‌آوری محدود

در پهنه شرقی کشور، به‌ویژه بخش‌هایی از خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، بحران آب معمولا هم‌زمان سه چهره دارد، بارش اندک، منابع سطحی محدود و اتکای سنگین به آب زیرزمینی. حتی اگر شاخص ملی بارندگی امسال یک درصد بالاتر از نرمال باشد، این به معنای توزیع متوازن بارش در شرق کشور نیست. تجربه هیدرولوژیک ایران نشان می‌دهد که نرمال بودن میانگین کشوری می‌تواند هم‌زمان با کم‌بارشی موضعی شدید در برخی حوضه‌ها رخ دهد.

در این مناطق، بحران آب اغلب شدیدتر و خاموش‌تر است. شدیدتر است چون منابع جایگزین کمترند، و خاموش‌تر است چون کمتر در کانون توجه افکار عمومی قرار می‌گیرد. افت آبخوان‌ها، دشواری تأمین آب شرب پایدار در برخی شهرها و روستاها، و آسیب‌پذیری بالای بخش کشاورزی، مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت است.

جنوب و جنوب‌غرب؛ ذخیره بهتر، اما نه بدون مخاطره

در مقابل، بخشی از جنوب و جنوب‌غرب کشور که از سدهای بزرگ و حوضه‌های پرآب‌تری برخوردارند، احتمالا در سال جاری وضعیت بهتری نسبت به مرکز کشور دارند. این بهبود می‌تواند ناشی از بارش‌های مناسب‌تر و ورودی بهتر به مخازن باشد. اما حتی در این مناطق نیز نمی‌توان با قطعیت از عبور کامل از بحران سخن گفت. چرا که افزایش دما، تبخیر بالا، توسعه کشاورزی، رقابت میان شرب، صنعت و برق‌آبی، و ناپایداری اقلیمی، ذخایر را به‌شدت حساس نگه می‌دارد.

به بیان دیگر، جنوب‌غرب ممکن است از نظر «موجودی مخزن» در شرایط بهتری باشد، اما از نظر «امنیت پایدار آب» همچنان در معرض فشار است؛ به‌ویژه اگر تابستانی گرم‌تر از معمول رقم بخورد یا برداشت‌ها از حد مدیریت‌شده فراتر برود.

بحران واقعی در تابستان سنجیده می‌شود، نه در اردیبهشت

یکی از خطاهای رایج در خوانش آمار سدها، قضاوت زودهنگام در پایان فصل بارش است. اردیبهشت و اوایل خرداد، معمولا دوره‌ای است که مخازن در بهترین وضعیت سالانه خود قرار دارند یا به آن نزدیک می‌شوند. آزمون واقعی از این نقطه به بعد آغاز می‌شود؛ زمانی که ورودی‌ها کاهش می‌یابد، مصرف شرب و کشاورزی بالا می‌رود، دما افزایش پیدا می‌کند و تبخیر شدت می‌گیرد.

بنابراین برآورد تخصصی برای ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ این است که ایران از نظر ذخیره سدها نسبت به سال قبل در موقعیت بهتر و نسبت به میانگین ده‌ساله نیز اندکی جلوتر قرار دارد، اما هنوز در آستانه فصل پرمصرف، وارد وضعیت امن نشده است. اگر تابستان گرم و طولانی باشد، همین ذخایر به‌ویژه در حوضه‌های پرمصرف، می‌تواند با افت سریع روبه‌رو شود.

شدت بحران آب اکنون چقدر است

اگر بخواهیم با ادبیات تحلیلی و نه تبلیغی جمع‌بندی کنیم، بحران آب ایران در این تاریخ «فروکش‌کرده اما رفع نشده» است. در مقیاس ملی، می‌توان گفت شدت بحران نسبت به سال گذشته کاهش یافته و شاخص‌های سدها وارد محدوده هشدار مطلق نیستند. اما در مقیاس منطقه‌ای، بحران همچنان جدی و در برخی نقاط بسیار شدید است.

در یک دسته‌بندی تقریبی، می‌توان وضعیت را چنین توصیف کرد: مقیاس ملی در وضعیت تنش متوسط قرار دارد؛ زیرا ذخایر از سال قبل بهتر است و بارش به نرمال نزدیک شده یا اندکی بالاتر رفته است.

مناطق کلانشهری و پرمصرف به‌ویژه تهران در وضعیت تنش شدید قرار دارند؛ زیرا فاصله میان عرضه و تقاضا همچنان زیاد است و حجم ذخیره مخازن پایین است.

فلات مرکزی و شرق کشور در وضعیت بحران مزمن قرار دارند؛ چون مشکل آنها ساختاری است و با یک سال آبی بهتر، حل نمی‌شود.

حوضه‌های برخوردارتر غرب و جنوب‌غرب در وضعیت محتاطانه اما بهتر قرار دارند؛ البته به شرط مدیریت مصرف و عدم تشدید گرما و برداشت.

چرا بحران در برخی مناطق بیشتر است

پاسخ این پرسش را باید در پنج عامل جست‌وجو کرد، اقلیم، تمرکز جمعیت، الگوی توسعه، وابستگی به سد و افت منابع زیرزمینی.

اقلیم ایران ذاتا خشک و نیمه‌خشک است، اما خشکی در فلات مرکزی و شرق شدیدتر است. تمرکز جمعیت در کلانشهرهایی مانند تهران، فشار مصرف را تشدید می‌کند. الگوی توسعه صنعتی و شهری در بسیاری از مناطق با ظرفیت آبی سازگار نبوده است. برخی مناطق وابستگی بالایی به چند سد مشخص دارند و در نتیجه با افت ذخیره این سدها، بلافاصله وارد تنش می‌شوند. و در نهایت، برداشت طولانی‌مدت از آبخوان‌ها باعث شده حتی در سال‌های بهتر نیز امکان تنفس پایدار برای سامانه آب فراهم نشود.

سال بهتر، بحران پابرجا

در ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، سدهای ایران روی کاغذ نسبت به سال قبل وضعیت بهتری دارند. ۳۴.۲۳ میلیارد مترمکعب آب ذخیره‌شده، رشد ۲۶ درصدی نسبت به سال قبل، پرشدگی متوسط ۶۶ درصدی و افزایش ۶ درصدی نسبت به میانگین ده‌ساله، همگی نشانه‌هایی از یک بهبود نسبی‌اند. اما این بهبود، بیش از آنکه پایان بحران باشد، نوعی فرصت موقت برای مدیریت بحران است.

بیشترین فشار همچنان بر تهران، فلات مرکزی و شرق کشور متمرکز است؛ جایی که یا مخازن به‌طور نگران‌کننده پایین‌اند، یا ساختار مصرف و توسعه از توان اکولوژیک پیشی گرفته، یا منابع زیرزمینی به مرز فرسودگی رسیده‌اند. در مقابل، برخی مناطق غربی و جنوب‌غربی ممکن است امسال از حاشیه امن بیشتری برخوردار باشند، اما آنها نیز از ریسک ناپایداری اقلیمی و فشار مصرف مصون نیستند.

 ایران در بهار ۱۴۰۵ از یک پرتگاه عقب‌تر رفته، اما هنوز از منطقه بحران خارج نشده است. آرامش فعلی سدها، اگر به معنای عادی‌سازی مصرف تعبیر شود، می‌تواند در تابستان به سرعت رنگ ببازد. مسئله آب در ایران همچنان یک بحران زنده است؛ فقط شدت آن در جغرافیاهای مختلف، متفاوت بروز می‌کند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات