افسردگی با گذر سال ها چه رازی را پنهان می کند؟ بیماری خاموشی که همیشه با سن عقب نمی نشیند

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،  پژوهش منتشر شده در ۶ اکتبر ۲۰۲۶ در مجله BMJ Mental Health، وضعیت ۱۷۰۱ فرد ۱۸ تا ۶۵ ساله مبتلا به افسردگی، اضطراب یا هر دو را بررسی کرده است. شرکت کنندگان از مطالعه هلندی افسردگی و اضطراب انتخاب شدند و طی شش سال، هر دو سال یک بار ارزیابی بالینی شدند. گزارش موسسه کارولینسکا درباره این تحقیق، ۸ اکتبر منتشر شد.

با افزایش سن، نشانه های افسردگی آهسته تر کاهش یافت و روند مزمن بیماری بیشتر دیده شد. تفاوت اصلی به افسردگی مربوط بود؛ پژوهشگران تفاوت مشابهی در سیر اختلالات اضطرابی پیدا نکردند. در نظر گرفتن عوامل اجتماعی، سبک زندگی، سلامت جسمی و وضعیت بالینی نیز کاهش آهسته تر نشانه های افسردگی را توضیح نداد.

این مطالعه مشاهده ای است و علت این ارتباط را مشخص نمی کند. همچنین افراد بالای ۶۵ سال در نمونه حضور نداشتند؛ بنابراین نتیجه را نمی توان خودکار به همه سالمندان تعمیم داد. سن نیز سرنوشت قطعی یک بیمار را تعیین نمی کند. اهمیت خبر در توجه به احتمال ماندگاری افسردگی و ضرورت پیگیری دقیق تر آن است.

وقتی خستگی، جای نام بیماری را می گیرد

برای فهم اهمیت این خبر، می توان یک موقعیت فرضی را تصور کرد: فردی در میانسالی ماه هاست از فعالیت های مورد علاقه اش لذت نمی برد، خوابش تغییر کرده و کارهای روزانه را با دشواری انجام می دهد. اطرافیان همه چیز را به مسئولیت های زندگی نسبت می دهند و از او انتظار دارند با استراحت کوتاه دوباره به وضعیت قبلی برگردد. مسئله زمانی جدی می شود که این توضیح ساده، جای بررسی حرفه ای را بگیرد.

طبق راهنمای موسسه ملی سلامت روان آمریکا، افسردگی ممکن است با کاهش علاقه و لذت، افت انرژی، اختلال خواب، تغییر اشتها و مشکل تمرکز همراه باشد. این نشانه ها همیشه به شکل گریه یا غم آشکار دیده نمی شوند. وجود آنها نیز به تنهایی برای تشخیص کافی نیست؛ ارزیابی باید وضعیت کلی فرد، مدت نشانه ها و اثر آنها بر زندگی را در نظر بگیرد.

در چنین موقعیتی، توصیه به مثبت فکر کردن پاسخ کاملی نیست. پرسش مفیدتر این است که فرد در هفته های گذشته چه تغییراتی کرده، چه کارهایی برایش دشوار شده و آیا برای بررسی این تغییرات کمک گرفته است. این نوع گفت و گو، به جای قضاوت درباره اراده فرد، توجه را به تجربه واقعی او برمی گرداند.

درمان به بازبینی نیاز دارد

راهنمای موسسه ملی سلامت روان، روان درمانی، دارو یا ترکیب این دو را از گزینه های درمان افسردگی می داند. انتخاب روش به وضعیت فرد وابسته است و پیدا کردن درمان مناسب ممکن است به زمان و بازبینی نیاز داشته باشد. بنابراین باقی ماندن نشانه ها را نباید نشانه بی فایده بودن همه درمان ها دانست یا بهانه ای برای قطع خودسرانه دارو قرار داد.

کاربرد عملی خبر تازه برای بیمار، می تواند ثبت تغییرات و مطرح کردن آنها در مراجعه بعدی باشد. آیا خواب بهتر شده است؟ آیا توان انجام کارهای روزانه برگشته؟ آیا هنوز فعالیت های محبوب بی معنا به نظر می رسند؟ این پرسش ها جای تشخیص تخصصی را نمی گیرند، اما کمک می کنند گفت و گو درباره درمان از یک پاسخ کلی درباره خوب یا بد بودن حال فراتر برود.

برای خانواده نیز همراهی می تواند شکل مشخص تری داشته باشد: کمک به تنظیم زمان مراجعه، شنیدن حرف های فرد بدون سرزنش و پرسیدن درباره نیاز واقعی او. اصرار به حضور در جمع یا مقایسه کردن بیمار با دیگران، به جای شنیدن تجربه او، ممکن است مسیر گفت و گو را ببندد. حمایت بهتر از شناخت خواسته های خود فرد شروع می شود.

پیام این پژوهش برای میانسالان، ناامیدی از درمان نیست. مسئله این است که گذشت زمان به تنهایی برنامه درمانی محسوب نمی شود. اگر نشانه ها ادامه دارند و زندگی روزمره را مختل کرده اند، ارزیابی و پیگیری اهمیت دارد. موسسه ملی سالمندی آمریکا نیز تاکید می کند که افسردگی بخش طبیعی افزایش سن نیست؛ پذیرفتن آن به عنوان سرنوشت، فرصت دریافت کمک را از فرد می گیرد.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1256514
  • فیلم/ دعوای صمصامی و امیر آبادی فراهانی درباره پسر شمخانی