چرا بعضی زوج ها دعوا نمی کنند، اما آرام آرام از هم دور می شوند؟
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاددانشگاه-
رکنا: خانه ساکت است. کسی صدایش را بالا نمی برد، در را به هم نمی کوبد و بحثی به راه نمی اندازد. از بیرون شاید همه چیز آرام به نظر برسد. اما گفت وگوها به برنامه خرید، کارهای خانه و خبرهای روز محدود شده اند. هر کدام از زوج ها چیزی را در دل نگه می دارد و دیگری نمی پرسد. گاهی فاصله عاطفی با دعوای بزرگ شروع نمی شود؛ با حرف هایی آغاز می شود که بارها گفته نمی شوند.
سکوت همیشه نشانه رضایت نیست
نبود دعوا همیشه نشانه رضایت نیست. اختلاف نظر بخشی طبیعی از رابطه است، چون دو نفر نیازها، خاطره ها و برداشت های یکسانی ندارند. مسئله این است که اختلاف چگونه بیان و مدیریت می شود. بعضی زوج ها برای حفظ آرامش از هر موضوع دشوار دوری می کنند. ممکن است یکی از آنها بترسد با مطرح کردن ناراحتی، رابطه را خراب کند و دیگری از گفت وگوی عاطفی احساس فشار کند. سکوت در کوتاه مدت تنش را پایین می آورد، اما موضوع حل نشده باقی می ماند.
در پژوهش های ارتباط زوج ها، الگویی به نام مطالبه و کناره گیری بررسی شده است: یک نفر برای تغییر یا گفت وگو فشار می آورد و نفر دیگر عقب می کشد، سکوت می کند یا بحث را ترک می کند. این چرخه می تواند شکل های متفاوتی داشته باشد و به جنسیت یا نقش ثابت یکی از طرفین محدود نیست. برخی مطالعات طولی رابطه این الگو را با رضایت کمتر از رابطه مرتبط یافته اند، هرچند زمینه و شیوه بروز آن اهمیت دارد.
فاصله عاطفی چطور شکل می گیرد؟
دوری عاطفی فقط در چرخه مطالبه و کناره گیری دیده نمی شود. گاهی هر دو نفر از بحث پرهیز می کنند و رابطه به همکاری اجرایی تبدیل می شود: قبض ها پرداخت می شوند، بچه ها به مدرسه می روند، کارها انجام می شود، اما کنجکاوی درباره جهان درونی همدیگر کاهش می یابد. یکی از زوج ها ممکن است متوجه نشود دیگری از مدت ها قبل احساس تنهایی می کند، چون نشانه هایش را در قالب سکوت، خستگی یا مشغولیت نشان می دهد.
این فاصله تدریجی می تواند از تجربه های کوچک تغذیه شود: تلاش برای حرف زدن که جدی گرفته نشده، انتقادی که با شوخی پاسخ گرفته، نیاز به محبت که مزاحم تلقی شده یا عذرخواهی ای که به تغییر منجر نشده است. هر بار که فرد برای ارتباط جلو می آید و پاسخ سرد می گیرد، ممکن است دفعه بعد کمتر بگوید. در نتیجه، سکوتی که از بیرون آرامش به نظر می رسد، گاهی حاصل ناامیدی از شنیده شدن است.
البته همه سکوت ها نشانه بحران نیستند. بعضی زوج ها سبک ارتباطی آرام تری دارند، برای فکر کردن زمان می خواهند یا اختلاف هایشان را با گفت وگوی کوتاه حل می کنند. معیار اصلی، نبود صدای بلند نیست؛ کیفیت ارتباط و توانایی بازگشت به نزدیکی است. آیا دو نفر می توانند درباره نیازها حرف بزنند؟ آیا هر دو در تصمیم ها دیده می شوند؟ آیا بعد از اختلاف، ترمیمی رخ می دهد؟ آیا رابطه برای هر دو زنده و متقابل است؟
چطور گفت وگو را دوباره باز کنیم؟
برای فهمیدن فاصله، به تغییرهای روزمره توجه کنیم: آیا دیگر درباره اتفاق های مهم روزمان حرف نمی زنیم؟ آیا تماس بدنی، شوخی مشترک یا برنامه دونفره کم شده است؟ آیا یک نفر همیشه موضوع های حساس را باز می کند و دیگری کنار می کشد؟ این پرسش ها برای متهم کردن نیستند بلکه کمک می کنند چیزی را که بی نام مانده، قابل گفت وگو کنیم.
می توان گفت وگو را با مشاهده خودمان آغاز کنیم: این روزها دلم برای صحبت کردن با تو تنگ شده، اما نمی دانم چطور شروع کنم. چنین جمله ای بجای نسبت دادن نیت، تجربه را بیان می کند. همچنین بهتر است زمان گفت وگو را وقتی انتخاب کنیم که هر دو فرصت و آمادگی شنیدن داشته باشند. اگر گفت وگو به سرزنش و عقب نشینی می رسد، یک مکث مشخص و زمان بازگشت به موضوع می تواند مفید باشد مکثی که به ناپدید شدن بحث تبدیل نشود.
در رابطه های طولانی، نزدیکی خودبه خود تضمین نمی شود. افراد تغییر می کنند و رابطه هم به گفت وگوهای تازه نیاز دارد. آرامش وقتی ارزشمند است که در آن امکان گفتن حقیقت وجود داشته باشد. اگر دعوایی نیست اما هیچ حرف مهمی هم میان دو نفر رد و بدل نمی شود، لازم است از خود بپرسند این سکوت از امنیت می آید یا از ناامیدی؟
-
فیلم / شوک بزرگ به مرد متأهل ۵۳ ساله پس از ۳ سال عشق مجازی / زن مورد علاقهاش مرد از آب درآمد!
ارسال نظر