یائسگی فقط پایان قاعدگی نیست!/ در مغز زنان چه تغییرات پنهانی رخ می دهد؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، یافته ها به معنای آسیب دیدن مغز همه زنان پس از یائسگی نیستند، اما نشان می دهند این دوره فقط یک تغییر در دستگاه تولید مثل نیست و مغز نیز بخشی از داستان است.

یائسگی یک تغییر هورمونی محدود به بدن نیست

یائسگی معمولا زمانی تعریف می شود که زن برای ۱۲ ماه متوالی قاعدگی نداشته باشد و علت دیگری برای توقف آن وجود نداشته باشد. اما تغییرات هورمونی مدت ها پیش از آخرین قاعدگی آغاز می شوند.

کاهش و نوسان استروژن می تواند بر بخش های مختلف بدن اثر بگذارد و مغز نیز گیرنده های استروژن فراوانی دارد. به همین دلیل تغییر سطح این هورمون می تواند با سیستم هایی مرتبط باشد که در تنظیم خلق، خواب، حافظه و دمای بدن نقش دارند.

این موضوع می تواند توضیح دهد چرا بعضی زنان در دوره گذار به یائسگی علاوه بر گرگرفتگی، از اختلال خواب، تغییر خلق، اضطراب یا مشکلات تمرکز شکایت می کنند.

پژوهش بزرگ چه چیزی در مغز پیدا کرد؟

پژوهشگران در مطالعه ای بزرگ، اطلاعات زنان پیش از یائسگی و زنان یائسه را با یکدیگر مقایسه کردند و علاوه بر شاخص های سلامت روان، تصاویر مغزی آن ها را نیز مورد بررسی قرار دادند.

نتایج نشان داد یائسگی با تفاوت در حجم ماده خاکستری برخی مناطق مغز همراه است. این تفاوت ها در مناطقی دیده شدند که با عملکردهایی مانند حافظه، پردازش هیجان و تنظیم شناختی ارتباط دارند.

ماده خاکستری بخش هایی از مغز را شامل می شود که تراکم بالایی از جسم سلولی نورون ها دارند. تغییر حجم آن در یک مطالعه جمعیتی به خودی خود به معنای مرگ سلول های مغزی یا ابتلا به بیماری نیست.

این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا دیدن عبارت کاهش ماده خاکستری ممکن است این تصور اشتباه را ایجاد کند که یائسگی مغز را تخریب می کند. داده های موجود چنین نتیجه ای را ثابت نمی کنند.

untitled

خواب ممکن است یکی از حلقه های مهم باشد

یکی از مشکلات شایع در دوران گذار به یائسگی اختلال خواب است. گرگرفتگی و تعریق شبانه می توانند فرد را از خواب بیدار کنند. تغییرات هورمونی نیز ممکن است مستقیما بر سیستم های تنظیم کننده خواب اثر بگذارند. در کنار آن، اضطراب و تغییرات خلقی می توانند کیفیت خواب را پایین بیاورند.

این عوامل می توانند یک چرخه ایجاد کنند: گرگرفتگی خواب را مختل می کند، خواب ناکافی روز بعد خلق و تمرکز را تحت تاثیر قرار می دهد و افزایش فشار روانی نیز ممکن است خواب شب بعد را دشوارتر کند.

بنابراین بخشی از مشکلات شناختی که بعضی زنان با عنوان مه مغزی یائسگی توصیف می کنند ممکن است حاصل ترکیبی از تغییرات هورمونی، اختلال خواب و عوامل روان شناختی باشد، نه یک علت منفرد.

آیا یائسگی خطر افسردگی را افزایش می دهد؟

دوره گذار به یائسگی برای بعضی زنان می تواند دوره آسیب پذیری بیشتری در برابر مشکلات خلقی باشد، به ویژه اگر سابقه افسردگی وجود داشته باشد. اما این به معنای آن نیست که یائسگی الزاما باعث افسردگی می شود.

سلامت روان در این دوره تحت تاثیر مجموعه بزرگی از عوامل قرار دارد؛ از تغییرات هورمونی و کیفیت خواب گرفته تا بیماری های جسمی، فشارهای خانوادگی، مراقبت از والدین سالمند، مشکلات رابطه و شرایط اقتصادی. به همین دلیل پژوهشگران تلاش می کنند اثر تغییرات زیستی یائسگی را از عوامل اجتماعی و روانشناختی همراه آن جدا کنند.

آیا هورمون درمانی از مغز محافظت می کند؟

این یکی از سوال های مهم اما پیچیده این حوزه است. هورمون درمانی یائسگی می تواند برای برخی زنان در کنترل نشانه هایی مانند گرگرفتگی و تعریق شبانه موثر باشد، اما نمی توان از مطالعه های مشاهده ای درباره ساختار مغز نتیجه گرفت که همه زنان باید برای محافظت از مغز هورمون دریافت کنند. تصمیم درباره هورمون درمانی به سن، زمان شروع یائسگی، شدت علائم، سابقه پزشکی و عوامل خطر فردی بستگی دارد و باید با پزشک انجام شود. همچنین اثر هورمون درمانی بر شناخت و سلامت مغز ممکن است به زمان شروع درمان و ویژگی های فردی بستگی داشته باشد. این موضوع همچنان یکی از زمینه های فعال پژوهش است.

هر فراموشی در یائسگی نشانه زوال عقل نیست

بعضی زنان در این دوره از فراموش کردن کلمات، کاهش تمرکز یا احساس کندی ذهن شکایت می کنند. این تجربه ها واقعی هستند، اما وجود آن ها به تنهایی به معنای شروع زوال عقل نیست. خواب ناکافی، اضطراب، افسردگی، استرس و گرگرفتگی همگی می توانند عملکرد توجه و حافظه را به طور موقت تحت تاثیر قرار دهند. در عین حال، تغییر شناختی شدید، پیشرونده یا مختل کننده زندگی روزمره را نباید صرفا به یائسگی نسبت داد و چنین علائمی نیاز به ارزیابی پزشکی دارند.

مغز زنان در حال سازگاری است، نه لزوما تخریب

یکی از مهم ترین نکات در تفسیر مطالعات مغزی یائسگی همین است. پیدا کردن تفاوت در حجم یک منطقه مغزی میان دو گروه، به تنهایی نشان نمی دهد که یک گروه مغز سالم و دیگری مغز آسیب دیده دارد.

مغز در سراسر زندگی تغییر می کند و بخشی از تغییرات مشاهده شده ممکن است نشان دهنده سازگاری با محیط هورمونی جدید باشد. برای مشخص شدن معنای واقعی این تفاوت ها به مطالعات طولی نیاز داریم؛ یعنی مغز همان زنان پیش از یائسگی، هنگام گذار و سال ها پس از آن بررسی شود.

آنچه اکنون روشن تر شده این است یائسگی را نباید فقط پایان قاعدگی دانست. این دوره یک گذار گسترده زیستی است که خواب، خلق، تنظیم دمای بدن و مغز می توانند در آن درگیر شوند. شناخت این تغییرات می تواند کمک کند تجربه هایی که سال ها با جمله طبیعی است، تحملش کن کنار گذاشته می شدند، جدی تر بررسی شوند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1253283
  • فیلم / انگیزه قاتل راننده شاه مسائل اخلاقی بود ؟! / شخصیت محافظ شاه چگونه بود ؟!