سرقت برای تسویه حساب با پدرخوانده

به گزارش رکنا، از چندی قبل گزارش موبایل قاپی های سریالی در پارک های پایتخت به پلیس اعلام شد. بررسی ها حکایت از این داشت که دو مرد در ساعت های خلوت، درحالیکه چاقو و قمه در دست داشتند، به سمت طعمه هایشان که برای هواخوری به پارک رفته بودند، هجوم می بردند. آنها با تهدید، گوشی موبایل طعمه هایشان را به سرقت می بردند و فرار می کردند.

در حالی که سرقت‌های این دو سارق افزایش چشمگیری یافته بود، تحقیقات برای دستگیری آنها آغاز شد اما سارقان تلاش کرده بودند با استفاده از ماسک و کلاه، هیچ تصویری از خود به جا نگذارند. تحقیقات برای دستگیری دزدان ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل آنها وارد یکی از پارک های غرب تهران شدند و با تهدید چاقو، گوشی ۵ نفر از نوجوانان را به سرقت بردند و فرار کردند. در این شرایط شاهدان با داد و فریاد نگهبانان پارک را خبر کردند. دو سارق که دستپاچه شده بودند، به سرعت از پارک خارج شدند و سوار بر موتورسیکلت خود شدند اما همزمان گشت پلیس که در آن حوالی بود در جریان قرار گرفت تعقیب دزدان شروع شد. هرچند آنها سعی داشتند راهی برای فرار پیدا کنند اما با چندین خودرو برخورد کرده و تعادلشان را از دست دادند. همین موجب شد تا یکی از سارقان دستگیر شود اما دیگری موفق به فرار از دست ماموران شد.

سارق دستگیر شده در بازجویی ها به سرقت های سریالی اعتراف کرد و با اطلاعاتی که در اختیار پلیس قرار داد، ساعتی بعد همدستش نیز دستگیر شد. تحقیقات در این پرونده زیر نظر قاضی امیرحسین شریفی وند بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد.

از موادفروشی تا سرقت

طراح نقشه سرقت می گوید که او و همدستش فروشنده مواد مخدر بودند اما دچار حادثه‌ای شدند که پایشان را به دنیای سرقت باز کرد.

چی شد که از خرید و فروش مواد مخدر به سرقت‌های خشن و زورگیری رسیدید؟

بدشانسی آوردیم. خودمان طعمه خفت گیران مسلح شدیم و به ناچار راه سرقت را انتخاب کردیم. چون پای یک قاچاقچی بزرگ به زندگی مان باز شد و به او بدهکار شدیم.

تعریف کن، چه اتفافی افتاد؟

ما سالهاست که مواد می فروشیم. مشتریان خودمان را داریم. معمولا از قاچاقچیان بزرگ، مواد می گیریم و به دست مشتریانمان می رسانیم. اگر به سوابق پرونده مان نگاه کنید، می بینید که بارها به جرم حمل و فروش مواد مخدر دستگیر و زندانی شده ایم. اصلا کار ما سرقت نبود. ماجرا برمی گردد به ماه قبل. وقتی ما از یک قاچاقچی بزرگ مواد مخدر معروف به سلطان مواد، یک محموله شیشه و تریاک به ارزش تقریبی ۱۰ میلیاردتومان گرفتیم. قرارمان این بود تا بعد از فروختن مواد مخدر، پول سلطان را برگردانیم اما انگار این خبر به گوش تبهکاران رسیده یا کسی ما را لو داده بود که چند نفر ریختند سرمان و محموله مواد را سرقت کردند.

با چه شگردی، محموله را از شما سرقت کردند؟

رفته بودیم سمت دره فرحزاد و مشغول مصرف مواد مخدر بودیم. ناگهان چند نفرکه نقاب داشتند به سمت ما حمله کردند. آنقدر کتکمان زدند که نیمه جان شدیم. تمام محموله ها را برداشتند و با خودشان بردند.

 

 

خب بعد چه شد؟

رفتیم پیش سلطان و ماجرا را تعریف کردیم، اصلا باور نکرد. تصورش این بود که ما مواد را سرقت کرده و قصد داریم سرشان را کلاه بگذاریم.

و همین موجب شد تا وارد دنیای سارقان شوید؟

آن روز سلطان ما را تهدید کرد که اگر با او تسویه نکنیم و پولش را برنگردانیم، هردوی ما را به قتل می رساند و اجسادمان را در بیابان می سوزاند.

 

 

به هر دری زدیم، به هر آشنایی که می‌شناختیم رو زدیم، نتوانستیم آن حجم از مواد را پیدا کنیم. چون کسانی که حمله کرده بودند نقاب داشتند و ما اصلا نمی‌شناختیم‌شان چه کسانی بودند. از سوی دیگر نمی توانستیم شکایت کنیم و ماجرای این سرقت را اطلاع بدهیم. راهی برایمان نمانده بود. تنها فکری که به ذهنمان رسید این بود که دست به سرقت بزنیم تا پول آن قاچاقچی را جور کنیم.

و با چه شگردی سرقت می کردید؟

موبایل قاپی می کردیم. در پارک های تهران پرسه می زدیم و پس از آنکه طعمه ای را شناسایی می کردیم، به سمتش می رفتیم و گوشی را با تهدید از او می گرفتیم.

 

 

چرا حالا موبایل قاپی را انتخاب کردید؟

چون راه دیگری بلد نبودیم. از دیوار مردم که نمی توانستیم بالا برویم، ‌تخصص می خواست. از سوی دیگر مالخری پیدا کردیم که حاضر بود موبایل سرقتی از ما بخرد. ما هم کار را شروع کردیم تا با قاچاقچی بزرگ تسویه کنیم و خیالمان راحت شود اما در نهایت گیر افتادیم.

 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1261998
  • فیلم / انگیزه قاتل راننده شاه مسائل اخلاقی بود ؟! / شخصیت محافظ شاه چگونه بود ؟!