اختصاصی رکنا؛
راز قتل مرد گمشده با یک موبایل لو رفت / متهم: اعترافم دروغ بود!
حوادث رکنا: مردی که متهم است چند سال قبل مرد جوانی را برای سرقت اموالش به قتل رسانده و پس از جنایت جسد او را در پردیس رها کرده است، در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.
به گزارش اختصاصی خبرنگار جنایی رکنا، چند سال قبل زن میانسالی با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن مرموز پسر جوانش به نام نیما خبر داد و گفت پسرش هنگام بازگشت به خانه ناپدید شده و از آن زمان هیچ ردی از او به دست نیامده است.
با اعلام این خبر، تحقیقات برای یافتن نیما آغاز شد، اما بررسیهای پلیسی برای مدتها به نتیجه نرسید تا اینکه خانواده او متوجه شدند تلفن همراه نیما روشن شده و در اختیار مردی غریبه قرار دارد.
برادر نیما در تحقیقات به مأموران گفت: «یکی از دوستان نیما به من خبر داد که تلفن او روشن شده است. خودم با شماره تلفن تماس گرفتم و مردی پاسخ داد و گفت این گوشی را پیدا کرده است.»
ردزنی تلفن همراه سرنخ مهمی در اختیار پلیس قرار داد و مأموران موفق شدند مردی به نام یاسر را که تلفن نیما در اختیارش بود، شناسایی و دستگیر کنند. همسر یاسر نیز به دلیل تناقضگوییهایش بازداشت شد و تحقیقات از این زوج برای کشف سرنوشت مرد گمشده ادامه یافت.
اعتراف به قتل برای سرقت
در جریان تحقیقات، مشخص شد یاسر متهم اصلی پرونده است و او سرانجام به قتل نیما اعتراف کرد. متهم مدعی شد انگیزهاش از این جنایت سرقت اموال مقتول بوده و پس از قتل، جسد او را در محدوده پردیس رها کرده است.
با این حال، پس از آنکه مأموران موفق به کشف جسد نشدند، یاسر اظهارات قبلی خود را پس گرفت و منکر ارتکاب قتل شد.
در ادامه تحقیقات، مدارک و شواهد مختلفی علیه متهم جمعآوری و با تکمیل پرونده، کیفرخواست صادر شد. بدین ترتیب صبح امروز یاسر در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.
در ابتدای جلسه، مادر مقتول با حضور در دادگاه برای متهم درخواست قصاص کرد و گفت همچنان بر خواسته خود باقی است و حاضر به گذشت نیست.
متهم: اعترافاتم دروغ بود
سپس یاسر در جایگاه قرار گرفت و در پاسخ به سؤال قاضی درباره اتهام قتل عمد و سرقت گفت: «این اتهام را قبول ندارم. من هیچ رفاقت، آشنایی یا دوستی با مقتول نداشتم.»
قاضی از او پرسید: «پس چرا در تحقیقات به قتل نیما اعتراف کردی؟»
متهم پاسخ داد: «هرچه درباره قتل اعتراف کردم دروغ است. من ۱۶ ماه در اداره آگاهی بودم و تحت فشار شدیدی قرار داشتم. بچههایم وضعیت خوبی نداشتند و همسرم هم همراه من بازداشت بود. برای اینکه همسرم آزاد شود، اعتراف کردم.»
قاضی در ادامه با اشاره به جزئیات اعترافات قبلی متهم گفت: «تو اعتراف کرده بودی نیما را در افسریه سوار کردی و به سمت گرمسار رفتی و حتی در مسیر برای خرید سیگار توقف کردی و آدرس دکه سیگارفروشی را هم دادی. علاوه بر تلفن همراه، کیف نیما نیز در خانه تو پیدا شده است. در خودروی تو آثار خون پیدا شده که متعلق به تو نیست. خون خودت هم وجود داشته، اما خون فرد دیگری نیز در خودرو کشف شده است.»
قاضی ادامه داد: «وقتی دوست نیما با تلفن او تماس گرفت، همسرت پاسخ داد و گفت گوشی را در دماوند پیدا کردهاید، اما تو بعداً مدعی شدی گوشی را در گرمسار پیدا کردهای. پس از آن هم در اظهارات دیگری گفتی جسد را دیدهای که حیوانات آن را خوردهاند. درباره این همه مدرک و تناقض چه توضیحی داری؟»
متهم در پاسخ گفت: «من هیچ کاری نکردم. فقط گوشی را پیدا کردم. کیف و گوشی کنار هم بودند و من آنها را به خانه بردم. بعد یک نفر تماس گرفت و گفت صاحب این خط ۳۳ روز است که گم شده و من هم گفتم به خانوادهاش بگویید گوشی پیش من است.»
قاضی در ادامه گفت: «هرآنچه قبلاً گفته بودی در تحقیقات میدانی پلیس بررسی شده است. مأموران تمام مسیرهایی را که تو در اعترافاتت گفته بودی، بررسی کردهاند و شواهد نشان میدهد تو آن مسیر را طی کردهای.»
یاسر پاسخ داد: «من آن مسیر را رفتم، اما قتلی مرتکب نشدم. فقط کنار یک آتشنشانی گوشی را پیدا کردم و چیز دیگری نمیدانم.»
دفاع متهم از آثار خون در خودرو
متهم درباره آثار خون کشفشده در خودروی خود نیز گفت: «من قبلاً با فردی درگیر شده بودم. شاید خونی که در ماشین پیدا شده متعلق به همان فرد باشد. چون سابقهدار هستم، پلیس این اتهام را به من وارد کرده است.»
پس از اظهارات متهم، وکیل مدافع او در جایگاه قرار گرفت و گفت: «موکل من مدت طولانی در اختیار اداره آگاهی بوده است. ۱۶ ماه زمان کمی نیست. مأموران تحقیقات خود را انجام داده و مدارکی را که میتوانسته علیه موکل من باشد جمعآوری کردهاند، اما مدارکی که میتوانسته بیگناهی او را ثابت کند، مورد بررسی قرار نگرفته است.»
وکیل ادامه داد: «بازپرس نیز تلاش کرده پرونده را هرچه سریعتر جمعبندی کند. از سوی دیگر جسدی کشف نشده است و با توجه به این موضوع، موکل من باید تبرئه شود.»
قاضی در پاسخ گفت: «تمام مدارک در پرونده موجود است. مأموران پلیس دو بار مسیری را که موکل شما در اعترافاتش عنوان کرده، عیناً طی کرده و شواهد مربوط به آن را جمعآوری کردهاند. حتی درباره زمانبندیهایی که متهم گفته نیز بررسیهای لازم انجام شده است.»
قاضی افزود: «ردیابی تلفن همراه نیز بررسی شده و مشخص شده تلفن مقتول در یافتآباد آنتندهی داشته است که این موضوع حتی میتواند به نفع موکل شما باشد. اگر پلیس میخواست صرفاً فردی را بهعنوان قاتل معرفی کند، همان ابتدا از متهم اعتراف میگرفت و نیازی به ۱۶ ماه تحقیق نبود.»
ادعای خودکشی مقتول در دادگاه
وکیل متهم در ادامه برای دفاع از موکل خود مدعی شد: «مقتول اعتیاد داشته، خودکشی کرده و چک و اختلافات مالی نیز داشته است. شاید اوردوز کرده یا خودش را در جایی مخفی کرده باشد.»
این اظهارات با اعتراض شدید مادر مقتول روبهرو شد.
مادر نیما گفت: «من آخرین نفری بودم که با پسرم صحبت کردم. او در بازار مبلساز بود و فرد موفقی بود. اعتیاد نداشت. اگر میخواست جایی برود حتماً به من میگفت. این حرفها دروغ است. اگر پسر من خودکشی کرده باشد باید آثار یا پرونده پزشکی از آن وجود داشته باشد. حتی اگر اعتیاد داشت، باید کسی این موضوع را تأیید میکرد.»
قاضی نیز خطاب به مادر مقتول گفت: «مدارک موجود در پرونده نشان میدهد پسرتان فردی سالم بوده و ادعای مطرحشده از سوی وکیل در مقام دفاع، مستندی در پرونده ندارد. نگران نباشید، همه موارد بررسی خواهد شد.»
آخرین دفاع متهم؛ اگر قصاصم کنید و مقتول برگردد چه؟
در پایان جلسه، متهم بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و ضمن رد اتهامات گفت: «من این اتهام را قبول ندارم. اگر من را قصاص کنید و بعد مقتول برگردد، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟»
قاضی در پاسخ به متهم گفت: «مدارک بررسی میشود و اگر حکم اشتباهی صادر کنیم، خودمان هم پاسخگو هستیم. اما یادت باشد که هنوز برای وسایلی که از مرد گمشده در اختیار تو بوده، پاسخ روشنی ندادهای.»
در پایان جلسه، هیأت قضات شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران برای بررسی محتویات پرونده و صدور رأی وارد شور شدند.
-
تصاویر دیده نشده از خانه صابر ابر/ ؛ کتابخانه بزرگ و دکور هنری بازیگر خاص سینما
ارسال نظر