رکنا: در قسمت های قبل خواندید سارا در جلسات روان درمانی فهمید که از کودکی احساساتش را پنهان می کرده؛ از روزی که پدرش به او گفت گریه نکند، با این باور بزرگ شده بود که ناراحتی و نیاز داشتن، دیگران را…
رکنا: در خلاصه قسمت های قبل خواندید سارا در جلسات روان درمانی فهمید که از کودکی برای ناراحت نکردن دیگران، احساسات و خواسته هایش را پنهان کرده است. خاطره روزی که پدرش به او گفت گریه نکند، سال ها بر…
رکنا: در قسمت های قبل خواندید سارا در جریان جلسات روان درمانی کم کم متوجه شد سالها برای ناراحت نکردن دیگران، احساسات و خواستههای خودش را کنار گذاشته است. او در کودکی یاد گرفته بود به جای بیان…
رکنا: در قسمتهای قبل خواندید؛ سارا در ادامه جلسات روان درمانی با دکتر نادری، بیشتر با الگوی قدیمی پنهان کردن احساسات و نیازهایش روبرو شد. او فهمید از کودکی یاد گرفته برای ناراحت نکردن دیگران،…
رکنا: در قسمت های قبل خواندید؛ سارا، زنی که سالها عادت کرده بود احساسات و خواسته هایش را پنهان کند، در جلسات روان درمانی با دکتر نادری کم کم به ریشههای این رفتارها نزدیک شد. مرور خاطرات کودکی و…
رکنا: در قسمتهای قبل خواندید سارا، زنی که سالها عادت کرده بود احساسات و نیازهایش را پنهان کند، برای نخستین بار وارد جلسات روان درمانی با دکتر نادری شد. او همیشه در برابر سؤال حالت چطور است؟پاسخ…
رکنا: در دو قسمت قبل خواندید سارا، زنی که سالها عادت کرده بود احساساتش را پنهان کند و همیشه در پاسخ به سؤال حالت چطور است؟ فقط بگوید خوبم، وارد جلسات درمان با دکتر نادری شد. در جریان جلسات، کم کم…
رکنا: در قسمت قبل «پاورقی اتاق ۷» خواندید؛ سارا امینی به اتاق دکتر نادری آمد تا ثابت کند مشکلی ندارد، اما سوالی درباره احساسات سرکوبشدهاش ذهن او را درگیر کرد. حالا چند روز بعد، سارا دوباره به اتاق…
رکنا: باران آرامی می بارید. نه آن باران هایی که شهر را غافلگیر می کنند و آدم ها را مجبور می کنند دنبال سرپناه بگردند؛ بارانی آرام و پیوسته، شبیه صدایی که مدت هاست در پس زمینه زندگی شنیده می شود و…
رکنا: آنچه گذشت - مدارک کامل نشان داد یونس پدر سحر و ناهید است و برگه هایی که شب قبل از عروسی به علی داده بود، گزارش نهایی نبوده اند. یونس پذیرفت با وجود اطلاع از پیگیری مینا، همان کاغذهای ناقص را…
رکنا: آنچه گذشت- ناهید برای سحر تعریف کرد که سه روز پیش از عروسی به دعوت مادر به خانه آمده بود، اما حضور یونس و درگیری دوباره بزرگ ترها باعث شده بود پیش از رسیدن سحر برود. پیگیری مدارک قدیمی نشان…
رکنا: آنچه گذشت- سحر با ناهید ملاقات کرد؛ زنی که گفت خواهر بزرگ تر اوست و عکس ها و مدارکی برای اثبات گفته اش همراه داشت. ناهید در کودکی به خانه عمه فرستاده شده بود و جدایی موقتشان، با سکوت بزرگ ترها…