29سال دارم و 4 سال است که ازدواج کردهام اما الان که یک فرزند دارم از زندگیام راضی نیستم اصلا اخلاقمان به هم نمیخورد و هر روز با هم مشاجره میکنیم. همسرم من را دوست دارد ولی من خسته شدهام. خواهش میکنم راهنمایی کنید.
خانمم به من خیلی شک دارد و میگوید چرا همیشه کت و شلوار میپوشی و میروی سرکار با تیپ اسپرت برو. گوشی من را همیشه چک میکند شبها که من خوابم. چکار کنم؟
من یک دختر 14 ساله دارم که خیلی وسواس فکری دارد و این موضوع باعث میشود که در همه کارهایش شک داشته باشد مثلا در نماز خواندن که این کار را کردم درست است یا نه. خواهشمندم در این زمینه اینجانب را راهنمایی کنید.
شوهرم ۷۰ ساله است و زنها را گول میزند و یک مدتی با آنها رابطه دارد. از صحبت با زنان لذت میبرد یا با پول یا با زبان گولشان میزند و بعد مدتی ولشان میکند همه صفات زنها را دارد. خیلی صبر کردم به خاطر بچههایم ولی دیگر تنفر شدید به او دارم چکار کنم؟ راهنماییم کنید.
من وقتی ازدواج کردم شوهرم اهل چیزی نبود من برایش چیزی کم نگذاشتم همه جوره در همه مراحل زندگی کمکش بودم ولی یه مدت بود که بهش شک کردم که اعتیاد دارد حالا بعد ۱۰ سال آمده و میگوید من معتاد شدم و تو باید کمکم کنی من میخواهم برگردم به روزهای قبل و پاک شوم چون تا به حال خیلی بهم قول داده ولی نتوانسته روی حرفش بایستد. من اصلا هیچ اطمینانی بهش ندارم و سردرگم هستم. دیگر دوستش ندارم گفتم جدا بشویم قبول نمیکند. ادامه زندگی هم برایم سخت است و نمیدانم راه درست چیست و باید چکار کنم؟