در گفت و گوی رکنا با یک سیمبان 30 ساله مطرح شد
«اگر ما سقوط کنیم، یک شهر در تاریکی فرو میرود»؛ روایت مردانی که برق را با جانشان حمل می کنند
اجتماعی رکنا، وقتی مردم کلید برق را میزنند و چراغ خانه روشن میشود، کمتر کسی به مردانی فکر میکند که دهها متر بالاتر از زمین، میان سیمهای فشار قوی و در چند قدمی مرگ ایستادهاند. رضا قاسمی، سیمبان ۳۰ ساله، از دکلهایی میگوید که زیر پایش شکستهاند، از همکارانی که بدون پشتوانه کافی در دل خطر کار میکنند و از نیروهایی که در گرما، طوفان و حتی شرایط جنگی، اجازه ندادهاند چراغ شهرها خاموش شود؛ قهرمانان گمنامی که میگویند: «ما با جانمان برق را به خانههای مردم میرسانیم، اما هنوز کسی صدایمان را نشنیده است.»
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، بالای دکل، جایی میان زمین و آسمان، چند ثانیه میتواند فاصله بین زندگی و مرگ باشد؛ جایی که یک اشتباه کوچک، یک نقص فنی یا یک لحظه غفلت، ممکن است پایان یک عمر باشد.
رضا قاسمی، سیمبان ۳۰ ساله ، سالهاست در ارتفاع کار میکند؛ مردی که میگوید هدفش دیده شدن خودش نیست، بلکه رساندن صدای نیروهایی است که پشت روشن ماندن چراغ خانهها کمتر دیده میشوند.
او از روزهایی میگوید که سیمبانها در گرمای سوزان، سرمای شدید، مناطق محروم و حتی در شرایط جنگی، برای حفظ جریان برق تلاش میکنند.
«ما سیمبانی را انتخاب نکردیم؛ این شغل به ما رسید»
رضا قاسمی درباره ورودش به این شغل میگوید: «سیمبانی برای خانواده ما یک مسیر قدیمی است. پدربزرگم و پدرم در این حوزه کار کردند و من هم ادامه همان راه شدم. در روستای مازندران فرصتهای کاری محدود بود و این شغل کمکم تبدیل به بخشی از زندگی ما شد.»
اما او تأکید میکند که سختی این کار چیزی نیست که فقط از بیرون دیده شود:«وقتی چندین متر بالاتر از زمین روی یک دکل ایستادهای، بدون هیچ پناهی در برابر باد، باران، گرما و سرما، تازه میفهمی این شغل یعنی چه. اما سختی فقط ارتفاع نیست؛ نبود امکانات، نگرانی آینده و مشکلات بیمه و امنیت شغلی هم فشار زیادی به نیروها وارد میکند.»
«مردم فقط روشن بودن چراغ را میبینند، نه کسی که بالای دکل است»
قاسمی مدتی است تصاویری از کار سیمبانها منتشر میکند. خودش میگوید این کار برای شهرت نیست: «من دنبال دیده شدن شخصی نیستم. میخواهم مردم بدانند پشت روشن ماندن یک شهر چه کسانی ایستادهاند. کسی که بالای دکل میرود فقط یک نیروی کار نیست؛ انسانی است که جانش را برای یک خدمت عمومی به خطر میاندازد.»
به گفته او، بسیاری از مردم از سختی این شغل اطلاعی ندارند: «برای خیلیها بالا رفتن از یک برج چند دقیقه تصویر است، اما برای کسی که آن بالاست، هر لحظه نیاز به تمرکز و دقت دارد.»
یک کمربند ایمنی، ما را از مرگ نجات داد
یکی از تلخترین خاطرات رضا قاسمی مربوط به حادثهای در زاهدان است؛ حادثهای که هنوز هم با یادآوری آن، خطر این شغل را میتوان احساس کرد.
او روایت میکند: «روی دکل مشغول کار بودیم که ناگهان بخش میانی دکل شکست. یکی از نیروها روی سیم بود و من روی سازه قرار داشتم. اگر کمربند ایمنی نداشتیم، احتمالاً هیچکدام زنده نمیماندیم.»
«وقتی دکل حرکت کرد، فقط همان تجهیزات ایمنی بود که ما را نگه داشت. آن لحظه فهمیدیم فاصله ما با مرگ فقط یک اتصال کوچک است.»
او میگوید خطر برای سیمبانها فقط هنگام کار روی دکل نیست: «از مسیر رفتوآمد تا محل پروژه، از جادههای طولانی تا شرایط سخت مناطق بیابانی، همه چیز میتواند خطر داشته باشد.»
«ما و نیروهای رسمی کنار هم کار میکنیم، اما شرایطمان یکی نیست»
یکی از گلایههای اصلی این سیمبان، تفاوت شرایط نیروهای پیمانکاری با نیروهای رسمی است.
او میگوید:«در یک پروژه، کنار نیروهایی کار میکردیم که امکانات، لباس کار و تجهیزات مناسب داشتند، اما نیروهای پیمانکاری با شرایط متفاوتی کار میکردند. همه ما یک کار انجام میدادیم، اما حمایتها یکسان نبود.»
قاسمی معتقد است مشکل فقط حقوق نیست:«مسئله اصلی احترام به نیروی انسانی است. کسی که با برق فشار قوی کار میکند باید بداند اگر حادثهای رخ داد، پشتوانه دارد.»
بدون حمایت، کسی حاضر نیست وارد این شغل شود
این سیمبان درباره آینده این حرفه هشدار میدهد:«اگر شرایط تغییر نکند، چند سال دیگر ممکن است جوانها دیگر وارد این کار نشوند. نه به خاطر اینکه توانایی ندارند؛ بلکه چون سختی و خطر آن را میبینند اما امنیت شغلی و حمایت کافی وجود ندارد.»
او میگوید: «نیروی ایرانی توانایی انجام سختترین کارها را دارد، اما باید امکانات و شرایط مناسب فراهم شود.»
کار در سایه جنگ؛ وقتی صدای انفجار هم مانع کار نمیشود
رضا قاسمی مدتی است در پروژه برقرسانی چابهار فعالیت میکند؛ پروژهای که همزمان با شرایط جنگی ادامه پیدا کرده است.
او میگوید: «ما قبل از شروع جنگ برای این پروژه آمده بودیم. شرایط تغییر کرد، اما کار باید ادامه پیدا میکرد. مردم به برق نیاز دارند و ما میدانیم توقف کار یعنی فشار بیشتر روی زندگی آنها.»
به گفته او، سختی کار در چنین شرایطی فقط ارتفاع و برق نیست: «نگرانی خانواده، صدای انفجار و شرایط امنیتی فشار روانی زیادی ایجاد میکند، اما وقتی میدانی کاری که انجام میدهی برای زندگی مردم ضروری است، ادامه میدهی.»
«ما فقط سیم وصل نمیکنیم؛ ما روشن ماندن زندگی را حفظ میکنیم»
قاسمی در پایان میگوید: «سیمبانها سالها در سختترین شرایط کار کردهاند. خواسته ما چیز عجیب و بزرگی نیست؛ فقط میخواهیم دیده شویم، امنیت شغلی داشته باشیم و بدانیم اگر حادثهای رخ داد، کسی کنارمان میایستد.»
مردانی که شاید نامشان کمتر شنیده شود، اما هر روز در ارتفاعی چند ده متری، با خطر روبهرو میشوند تا چراغ خانهها خاموش نماند.
-
فیلم/ اولین قرار عاشقانه آقای بازیگر با مونا کرمی در کله پاچه ای / من اصلا گیاهخوار بودم