کارگران ارتفاعات مرگبار؛ روایت نادیده‌گرفته از سیمبانان کشور/ سالانه صدها سیمبان در میدان برق جان می‌بازند یا دچار معلولیت می شوند
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  در جغرافیایی که تاریکی همیشه تنها یک خطا با زندگی فاصله دارد، گروهی از کارگران بی‌صدا هر روز بر لبه مرگ کار می‌کنند تا خانه‌ها، بیمارستان‌ها و کارخانه‌ها در روشنایی بمانند. سیمبانان، کارگران سخت‌کوش شبکه برق، مردانی‌اند که در ارتفاع، زیر ولتاژهای مرگبار و میان طوفان و باران، مسئولیتی را بر دوش دارند که کوچک‌ترین لغزش در آن می‌تواند پایان زندگی‌شان باشد.

روز سیمبان، بیش از یک مناسبت، بازخوانی شغلی است که ماهیتش نه در تعمیر یک کابل، بلکه در نبرد مداوم با خطر، ارتفاع و ناپایداری طبیعت تعریف می‌شود.

کار روی دکل‌های لرزان؛ شغلی که خطای انسانی را نمی‌بخشد

سیمبانان هر روز به سازه‌هایی صعود می‌کنند که چند ده متر بالاتر از زمین، در معرض بادهای ناگهانی و لرزش‌های مداوم قرار دارد. وزن ابزارها، سنگینی لباس‌های ایمنی، دکل‌هایی که زیر باران لغزنده می‌شوند، و کابل‌هایی که جریان چند هزار ولت را عبور می‌دهند، محیط کار را به آزمایشی دائمی میان مهارت و مرگ تبدیل کرده است.

کارگران این بخش می‌دانند که برق را نمی‌توان با بداهه‌کاری تعمیر کرد. محاسبات میلی‌متری، تنظیم دقیق اتصالات، تشخیص صدای غیرطبیعی کابل در باد، همه بخشی از کاری است که باید در همان لحظه و اغلب در شرایط پرتنش انجام شود. در این حرفه، کوچک‌ترین اشتباه تنها یک خطای شغلی نیست؛ «اتفاقی برگشت‌ناپذیر» است.

گرمای پنجاه درجه و سرمای استخوان‌سوز؛ طبیعتی که رحم نمی‌کند

برخلاف بسیاری از مشاغل، سیمبانان تعطیلی فصلی و توقف کاری نمی‌شناسند. گرمای جنوب، که می‌تواند دمای فلز دکل را تا مرز سوختگی بالا ببرد، کار را به نبردی میان بدن انسان و حرارت تبدیل می‌کند. در چنین وضعی دستکش‌ها داغ می‌شوند، پیچ‌ها حرارت می‌گیرند و هر بار لمس سازه، مانند گرفتن آتش است.

در شمال و ارتفاعات، زمستان معادله را پیچیده‌تر می‌کند. برف که روی پله‌های دکل می‌نشیند، آنها را همچون تیغی یخ‌زده لغزان می‌کند. انگشت‌ها زیر دستکش یخ می‌بندند و پیچاندن یک مهره ساده، تبدیل می‌شود به عملی که درد را تا استخوان می‌فرستد. اما شبکه برق، در هیچ فصلی اجازه توقف نمی‌دهد.

کار در دل بحران؛ سیمبانانی که به جای پناه گرفتن، به خط می‌زنند

در روزهایی که طوفان خطوط را در هم می‌پیچد، زلزله دکل‌ها را کج می‌کند یا موشک‌باران کابل‌ها را می‌بُرد، نخستین گروهی که راهی میدان می‌شود، همین کارگران‌اند. در حالی که بسیاری به دنبال سرپناه می‌گردند، سیمبانان با تجهیزات سبک و زمان محدود، باید وارد محدوده‌ای شوند که هنوز ایمن‌سازی نشده است.

قطع برق در بحران، تنها تاریک شدن شهر نیست؛یعنی توقف دستگاه‌های ICU، خاموشی پمپ‌های آب، اختلال در ارتباطات و فلج شدن صنعت. همین واقعیت است که باعث می‌شود سیمبانان در اوج خطر، به جای عقب‌نشینی، به دل حادثه بروند.

بدن‌هایی که زیر بار کار فرسوده می‌شود

کار سیمبان تنها جنگ با برق نیست؛ جنگ با فشارهای جسمی‌ست. حمل ابزارهای چندکیلویی، بالا رفتن مداوم از دکل‌ها، ایستادن طولانی در ارتفاع و کار در موقعیت‌های نامتعادل، به مرور ستون فقرات، زانوها و شانه‌ها را فرسوده می‌کند.

بسیاری از کارگران این بخش، در دهه‌های بعدی زندگی، با آسیب‌هایی مواجه می‌شوند که نتیجه سال‌ها کار بی‌وقفه بر فراز دکل‌هاست؛دردهایی که در پرونده پزشکی نوشته می‌شود «ساییدگی ناشی از کار»، اما در واقع بهای روشن ماندن شهری است که هیچ‌گاه نگران خاموشی نبوده.

سقوط، برق‌گرفتگی، انفجار؛ سه حادثه‌ای که همیشه کمین کرده‌اند

هیچ سیمبانی نیست که داستانی از حادثه نشنیده باشد؛لغزشی که به سقوط همکار انجامید، جرقه‌ای که بر صورت فرد نشست، انفجار فیوزی که کارگر را به چند متر عقب پرتاب کرد. این حرفه میانگینِ جهانی بالایی در مرگ و جراحت دارد و کارگرانش می‌دانند که هر بار صعود، می‌تواند آخرین بار باشد.

این خطر دائمی، ذهن را هم فرسوده می‌کند. سیمبانان در عین داشتن مهارت و تجربه، با تنش روانی مداوم روبه‌رو هستند؛ تنشی که ناشی از دانستن این است که یک اشتباه، به جای تذکر، ممکن است به مراسم ختم ختم شود.

خانواده‌هایی که همیشه با اضطراب زندگی می‌کنند

همسرانی که با شنیدن صدای زنگ بحران از خواب می‌پرند، مادرانی که تا بازگشت فرزندشان دعا می‌خوانند، و کودکانی که می‌دانند پدر در زیر باران یا طوفان روی دکل است. زندگی خانواده سیمبان، همیشه با سایه خطر همراه است. آنها سکوت می‌کنند، همراهی می‌کنند و نگران می‌مانند. این پشت صحنه پنهان، بخش مهم اما نادیده‌گرفته‌شده این حرفه است.

مرگ های بدون آمار

در جهان هیچ نهاد بین‌المللی آمار متمرکزی از تلفات «سیمبانان» منتشر نمی‌کند، اما داده‌های سازمان جهانی کار و گزارش‌های ایمنی شغلی کشورهای صنعتی نشان می‌دهد که کارگران خطوط انتقال و توزیع برق از خطرناک‌ترین مشاغل دنیا هستند و نرخ مرگ‌ومیرشان چند برابر میانگین سایر حرفه‌هاست. بر اساس الگوی آماری کشورهای دارای ثبت شفاف، هر سال صدها سیمبان در اثر برق‌گرفتگی، سقوط از دکل، انفجار ترانس‌ها یا حوادث جوی جان می‌بازند و هزاران نفر دچار معلولیت‌های دائمی می‌شوند؛ آماری که با وجود محافظه‌کارانه بودن، نشان‌دهنده واقعیتی تلخ از شغلی است که در آن یک اشتباه یا یک تغییر ناگهانی در شرایط آب‌وهوایی می‌تواند پایان زندگی باشد.

روزی برای قدردانی از مردانی که روشنایی را زنده نگه می‌دارند

در روز سیمبان، تنها باید یک جمله را با صدای بلند نوشت:این کارگران، قهرمانانی هستند که زندگی روزمره ما بر شانه‌های خسته اما استوار آنها ایستاده است.

آنها با وجود سختی‌های طاقت‌فرسا، خطرهای لحظه‌ای، بحران‌های طبیعی و انسانی، و فشارهای بی‌پایان کاری، اجازه نداده‌اند چرخ هیچ کارخانه‌ای بایستد، چراغ هیچ خانه‌ای خاموش بماند، و هیچ بیمارستانی در تاریکی فرو رود.

این گزارش ادای دینی است به تمام سیمبانانی که میان خطر و مسئولیت، همواره مسیر مسئولیت را انتخاب کردند و شبکه برق کشور را با جانشان روشن نگه داشتند.

 

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات