پرونده روانشناسی گینسی ها / پنج ویژگی روانی مردی که از همه بلندتر کوچک بود
رکنا: بعد از مردی که هواپیما را خورد، به سراغ انسانی می رویم که بدنش به شکلی غیرمعمول رشد کرد. مردی که در ۲۲ سالگی به بلندقدترین انسان ثبت شده در تاریخ پزشکی و رکوردهای گینس تبدیل شد اما داستان رابرت وادلو فقط داستان چند سانتیمتر قد بیشتر نیست؛ داستان کودکی است که خیلی زود فهمید بدنش با بدن دیگران فرق دارد و باید در جهانی زندگی کند که برای اندازه های او ساخته نشده است.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، تصور کنید در پنج سالگی قدتان به اندازه یک نوجوان باشد. در هشت سالگی از پدرتان بلندتر شوید و برای نشستن پشت نیمکت مدرسه به صندلی مخصوص نیاز داشته باشید. تصور کنید هر بار که وارد خیابان می شوید، نگاه مردم پیش از آنکه چهره تان را ببینند، به قامت شما خیره شود. این زندگی رابرت وادلو بود. مردی که نه با تمرین ورزشی و نه با رژیم غذایی، بلکه بر اثر یک اختلال هورمونی به بلندقدترین انسان ثبت شده تاریخ تبدیل شد.
رابرت پرسینگ وادلو در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸ در شهر آلتون ایالت ایلینوی آمریکا متولد شد. پدر و مادرش قد معمولی داشتند و در زمان تولد نیز نشانه ای وجود نداشت که این نوزاد روزی به انسانی با ارتفاع نزدیک به سه متر تبدیل شود اما رشد او خیلی زود از مسیر معمول خارج شد. در پنج سالگی ۱۶۳ سانتیمتر قد داشت. اندازه ای که برای بسیاری از بزرگسالان هم قابل توجه است. در هشت سالگی از پدرش بلندتر شد و می توانست او را از پله های خانه بالا ببرد.
در مدرسه، تفاوت رابرت فقط در قدش نبود. لباس های معمولی اندازه او نمی شدند، میز و صندلی باید متناسب با بدنش ساخته می شد و حتی برای شرکت در فعالیت های گروهی به تجهیزات اختصاصی نیاز داشت. وقتی در ۱۳ سالگی به گروه پیشاهنگان پیوست، لباس فرم، کیسه خواب و چادر مخصوص برایش تهیه کردند. با این حال، تلاش می کرد از فعالیت هایی که همسالانش انجام می دادند کنار نماند.
بدنی که بدون توقف رشد می کرد
پزشکان تشخیص دادند رشد غیرعادی رابرت به فعالیت بیش از اندازه غده هیپوفیز مربوط است. این غده هورمون رشد تولید می کند و در بدن او ترشح بیش از حد این هورمون باعث وضعیتی شد که غول پیکری هیپوفیزی نامیده می شود. در آن زمان، پزشکان درباره جراحی و درمان او اطمینان کافی نداشتند و خطر مداخله را بالا می دانستند. در نتیجه، رشد رابرت متوقف نشد.
او در ۱۷ سالگی از مرز ۲۴۵ سانتیمتر عبور کرد و در ۱۸ سالگی، پس از پایان دبیرستان، وارد کالج شد تا حقوق بخواند اما زندگی مسیر دیگری پیش پایش گذاشت. شهرت قد غیرعادی او بتدریج گسترش یافت و در سال ۱۹۳۶ به تور نمایشی سیرک برادران رینگلینگ پیوست. برخلاف تصور رایج از نمایش های عجیب و غریب آن دوران، رابرت در بخش اصلی برنامه حضور پیدا می کرد و نه در بخش نمایش های حاشیه ای.
او بعدها در برنامه های تبلیغاتی شرکت بین المللی کفش نیز شرکت کرد. این همکاری برایش اهمیت عملی داشت زیرا کفش های معمولی برای پاهای ۴۷ سانتیمتری او مناسب نبودند و تهیه کفش اختصاصی هزینه سنگینی داشت.
در آخرین اندازه گیری رسمی در ۲۷ ژوئن ۱۹۴۰، قد او ۲۷۲ سانتیمتر ثبت شد. این اندازه هنوز هم رکورد بلندقدترین انسان در تاریخ ثبت شده است اما بدن بزرگ او به معنای توان جسمی بیشتر نبود. راه رفتن برایش دشوار شده بود و به عصا و بریس های مخصوص پا نیاز داشت. در ۱۵ ژوئیه ۱۹۴۰، تنها در ۲۲ سالگی، بر اثر عفونت ناشی از تاول پای راست درگذشت. بریسی که برای حمایت از پای او طراحی شده بود، پوستش را زخمی کرده بود. کاهش حس در اندام های انتهایی باعث شده بود آسیب را به موقع متوجه نشود و عفونت گسترش پیدا کند.
رابرت وادلو در حالی از دنیا رفت که هنوز به رشد خود ادامه می داد انسانی که بدنش از تمام معیارهای معمول فراتر رفته بود، اما در برابر یک زخم کوچک آسیب پذیر ماند.
![]()
پنج ویژگی روانشناختی که می توان در زندگی رابرت وادلو بررسی کرد
سازگاری فعال با شرایط متفاوت
یکی از نکات قابل توجه در زندگی رابرت این است که تفاوت جسمانی او بطور کامل مانع مشارکتش در فعالیت های اجتماعی نشد. او به مدرسه رفت، در فعالیت های پیشاهنگان شرکت کرد، تحصیلاتش را ادامه داد و تجربه حضور در محیط های عمومی را به دست آورد.
از منظر روانشناسی، این رفتار را می توان در چارچوب سازگاری بررسی کرد. سازگاری به معنای حذف محدودیت ها نیست بلکه به معنای پیدا کردن راه هایی برای ادامه زندگی در شرایطی است که همیشه مطابق انتظار ما نیستند.
البته نباید تصور کنیم رابرت هیچ دشواری یا رنجی نداشته است. شواهد زندگی او بیشتر نشان می دهند با وجود محدودیت های جسمانی، تلاش می کرد سهمی از فعالیت های معمول زندگی را حفظ کند.
![]()
استمرار و پیگیری هدف
رابرت پس از پایان دبیرستان به کالج رفت و قصد داشت حقوق بخواند. این تصمیم نشان می دهد زندگی او فقط حول ویژگی جسمانی اش تعریف نشده بود. او مانند بسیاری از جوانان برای آینده خود برنامه داشت و به دنبال مسیری تحصیلی و شغلی بود.
از منظر روانشناسی انگیزش، ادامه دادن مسیر تحصیلی در شرایطی که بدن فرد نیازمند مراقبت و سازگاری های متعدد است، می تواند نمونه ای از پیگیری هدف در حضور موانع باشد.
با این حال، نمی توان صرفا از روی ادامه تحصیل او نتیجه گرفت شخصیتی استثنایی از نظر پشتکار داشته است. آنچه می دانیم این است که او با وجود دشواری های جسمانی، برای ساختن آینده ای فراتر از شهرت ظاهری خود تلاش کرد.
![]()
حفظ آرامش در برابر نگاه دیگران
رابرت در طول زندگی بارها با نگاههای خیره مردم روبرو می شد. قامت او به اندازه ای غیرمعمول بود که در فضاهای عمومی به سختی می توانست بدون جلب توجه حرکت کند. در یکی از مصاحبه های رادیویی، وقتی از او پرسیدند: آیا از خیره شدن مردم ناراحت می شود، پاسخ داد به آن توجه نمی کند.
این پاسخ کوتاه می تواند نشانه ای از نوعی فاصله گرفتن از قضاوت دیگران باشد. مهارتی که در روانشناسی اجتماعی و تنظیم هیجان اهمیت دارد. فردی که دائما در معرض ارزیابی بیرونی قرار می گیرد، ممکن است بتدریج یاد بگیرد همه نگاهها را به معنای تهدید یا تحقیر تفسیر نکند.
البته یک پاسخ در مصاحبه برای نتیجه گیری درباره وضعیت درونی فرد کافی نیست. ممکن است رابرت در خلوت خود احساسات متفاوتی را تجربه کرده باشد بنابراین بهتر است این رفتار را نشانه ای از برخورد آرام و کنترل شده او در موقعیت عمومی بدانیم، نه مدرکی قطعی درباره اعتماد به نفس یا رضایت درونی اش.
حفظ هویت فردی در برابر تبدیل شدن به یک نمایش
شهرت رابرت از ویژگی جسمانی او آغاز شد. مردم برای دیدن او صف می کشیدند و برگزارکنندگان نمایش ها می خواستند ظاهرش را مطابق تصور خود از یک غول افسانه ای تغییر دهند اما او در تور سیرک حاضر نشد لباس نمایشی مورد نظر برگزارکنندگان، از جمله کلاه بلند و لباس رسمی اغراق آمیز، را بپوشد و ترجیح داد با لباس معمول خود ظاهر شود.
این انتخاب را می توان از منظر هویت فردی بررسی کرد. انسان ممکن است در موقعیتی قرار بگیرد که دیگران او را فقط با یک ویژگی بشناسند: ظاهر، ثروت، شهرت، معلولیت یا حتی یک موفقیت بزرگ. در چنین شرایطی، حفظ حق انتخاب درباره نحوه معرفی خود اهمیت پیدا می کند.
رابرت در کنار پذیرش حضور عمومی و استفاده از شهرتش برای کسب درآمد، ظاهرا می خواست بخشی از اختیار خود را درباره چگونگی دیده شدن حفظ کند.
![]()
انعطاف پذیری در مواجهه با مسیر تغییر یافته زندگی
رابرت ابتدا قصد داشت حقوق بخواند، اما بعد وارد دنیای حضورهای عمومی و فعالیت های تبلیغاتی شد. این تغییر مسیر را می توان از زاویه انعطاف پذیری بررسی کرد. توانایی بازنگری در برنامه ها و پیدا کردن فرصت های تازه در شرایطی که مسیر اولیه زندگی تغییر می کند.
البته نباید این تغییر را لزوما انتخابی کاملا آزاد و بدون فشار دانست. شهرت غیرمعمول او فرصت های خاصی ایجاد کرده بود و همزمان هزینه های زندگی با بدنی بسیار بزرگ نیز نیازمند منابع مالی بیشتری بود بنابراین تصمیم های شغلی او را باید در بستر شرایط جسمانی، اقتصادی و اجتماعی اش فهمید.
در اینجا می خواهم تاکید کنم زندگی رابرت وادلو یک نکته مهم درباره رابطه انسان با بدن و هویت را پیش روی ما می گذارد: بدن ما بخشی از تجربه زیستن ماست، اما تمام هویت ما نیست.
افرادی که با تفاوت های جسمانی آشکار زندگی می کنند، ممکن است بارها با نگاه، پرسش، کنجکاوی و حتی قضاوت دیگران روبرو شوند. در چنین شرایطی، خطر آن وجود دارد که فرد بجای آنکه به عنوان انسانی با خواسته ها، علایق و اهداف متعدد دیده شود، به یک ویژگی ظاهری تقلیل پیدا کند.
از سوی دیگر، داستان رابرت یادآوری می کند سازگاری روانی به معنای نادیده گرفتن محدودیت های جسمانی نیست. او برای حرکت به بریس و عصا نیاز داشت و در نهایت نیز آسیب جسمانی کوچکی به بهای جانش تمام شد بنابراین ستایش پشتکار نباید ما را از اهمیت مراقبت، درمان و دسترسی به امکانات مناسب غافل کند.
برای زندگی روزمره، مهمترین درس این پرونده این است که نباید دیگران را با یک ویژگی تعریف کنیم. فردی که قد بسیار بلند، وزن متفاوت، معلولیت یا چهره ای غیرمعمول دارد، پیش از هر چیز انسانی با دنیای روانی، آرزوها، روابط و انتخاب های شخصی است.
رابرت وادلو بلندترین انسان ثبت شده تاریخ بود اما آنچه زندگی او را برای روانشناسی جالب می کند، فقط عدد ۲۷۲ سانتیمتر نیست. اهمیت داستان او در تلاش برای داشتن یک زندگی معمولی در بدنی است که هیچ چیز آن معمولی نبود.
-
فیلم/ برف و باران تا چه زمانی قرار است ببارد؟ پیشبینی وضع هوا
ارسال نظر