عاشق ته دیگ هستی؟ پس روز عروسی ات منتظر باران باش! روانشناسی یک باور عجیب ایرانی

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، باورهای عامیانه فقط مجموعه ای از جمله های قدیمی و سرگرم کننده نیستند. آنها گاهی نشان می دهند ذهن انسان چگونه با ناشناخته ها کنار می آید، برای اتفاقات آینده پیش بینی می سازد و حتی از دل تصادف های ساده، داستان هایی معنادار خلق می کند. ضرب المثل «هر که ته دیگ دوست داره، روز عروسیش بارون میاد» نمونه ای شیرین از همین سازوکار ذهنی است باوری که شاید کسی آن را جدی نگیرد، اما از نظر روانشناسی ارزش بررسی دارد. ذهن انسان حتی میان ته دیگ و باران هم دنبال رابطه می گردد!

یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی شناختی، همبستگی خیالی است. این اصطلاح به تمایل ذهن برای تصور وجود رابطه میان دو اتفاق گفته می شود؛ در حالی که ممکن است چنین رابطه ای در واقعیت وجود نداشته باشد. برای مثال، تصور کنید فردی عاشق ته دیگ است و روز عروسی اش باران شدیدی می بارد. خانواده ممکن است با خنده بگویند: دیدی درست گفتیم؟ همین اتفاق می تواند باور قدیمی را در ذهن آن ها تقویت کند اما اگر فرد دیگری عاشق ته دیگ باشد و روز عروسی اش در هوایی آفتابی ازدواج کند، احتمالا کسی به یاد آن ضرب المثل نمی افتد.

در واقع، ذهن انسان تمایل دارد اتفاقات جالب، غیرمنتظره و به یادماندنی را بیشتر از موارد عادی ثبت کند. به همین دلیل ممکن است چند نمونه تصادفی به تدریج در ذهن افراد به شکل یک قاعده عمومی جا بیفتد.

 وقتی شوخی به پیش بینی آینده تبدیل می شود

یکی دیگر از مفاهیمی که می توان در این ضرب المثل بررسی کرد، تفکر جادویی است. تفکر جادویی به نوعی از اندیشیدن گفته می شود که در آن فرد میان دو رویداد، بدون وجود رابطه منطقی یا علمی، ارتباطی علّی یا نمادین برقرار می کند.

البته هر شوخی یا باور عامیانه ای به معنای تفکر جادویی جدی نیست. ممکن است کسی این جمله را فقط برای خنداندن دیگران به کار ببرد و هیچ اعتقادی به درست بودن آن نداشته باشد. تفاوت مهم در این است که آیا فرد می داند با یک شوخی فرهنگی روبه رو است یا واقعا تصور می کند علاقه به یک غذای خاص می تواند شرایط آب و هوایی روز عروسی اش را تعیین کند.

در حالت اول، با یک شوخی اجتماعی روبرو هستیم اما در حالت دوم، می توان سازوکار تفکر جادویی را بررسی کرد.

 چرا خاطره های عجیب را بیشتر باور می کنیم؟

ذهن انسان همیشه مانند یک پژوهشگر بی طرف عمل نمی کند. گاهی اطلاعاتی را که با انتظارها و باورهای قبلی او هماهنگ هستند، راحت تر می پذیرد. این پدیده در روانشناسی شناختی با عنوان «سوگیری تأییدی» شناخته می شود.

فرض کنید کسی از کودکی شنیده است که علاقه مندان به ته دیگ در روز عروسی شان باران را تجربه می کنند. اگر بعدها در یک عروسی بارانی با چنین فردی مواجه شود، ممکن است این اتفاق را شاهدی برای درستی باور قبلی خود بداند اما چندین عروسی آفتابی که صاحبان آن ها نیز عاشق ته دیگ بوده اند، ممکن است اصلا وارد حافظه او نشوند. به این ترتیب، یک باور بدون پشتوانه علمی می تواند با انتخاب گزینشی خاطرات و توجه به نمونه های تأییدکننده، در ذهن افراد ماندگار شود.

 ته دیگ، باران و نیاز انسان به پیش بینی آینده

انسان موجودی است که به پیش بینی آینده علاقه دارد. ما دوست داریم بدانیم فردا چه اتفاقی می افتد، آیا تصمیم هایمان نتیجه خوبی خواهند داشت و آیا رویدادهای مهم زندگی مطابق انتظارمان پیش خواهند رفت.

ازدواج نیز یکی از مهمترین رویدادهای زندگی است که با هیجان، امید، نگرانی و عدم قطعیت همراه می شود. در چنین موقعیت هایی، حتی یک جمله طنزآمیز درباره آب و هوای روز عروسی می تواند بهانه ای برای صحبت درباره آینده باشد.

گاهی پیش بینی های عامیانه نه برای کشف حقیقت، بلکه برای کاهش ابهام و ایجاد احساس صمیمیت در جمع شکل می گیرند. شوخی درباره باران روز عروسی ممکن است به افراد کمک کند درباره آینده حرف بزنند، بدون اینکه وارد گفت وگویی جدی و اضطراب آور شوند.

 آیا هر باور عامیانه ای نشانه خرافه پرستی است؟

خیر. یکی از اشتباهات در تحلیل روانشناختی فرهنگ عامه این است که تمام باورهای قدیمی را به خرافه یا ناآگاهی نسبت دهیم. ضرب المثل ها بخشی از حافظه فرهنگی جوامع هستند. بعضی از آن ها تجربه های واقعی نسل های گذشته را منتقل می کنند، برخی هشدارهای اجتماعی هستند و بعضی دیگر صرفا برای سرگرمی، شوخی و ایجاد ارتباط میان افراد ساخته شده اند.

ضرب المثل ته دیگ و باران نیز می تواند بیشتر از آنکه یک باور جدی درباره طبیعت باشد، نوعی شوخی فرهنگی باشد که به دلیل عجیب بودن و قابلیت تکرار، در حافظه جمعی باقی مانده است.

مسئله زمانی اهمیت پیدا می کند که چنین باورهایی جایگزین تفکر انتقادی شوند و فرد بر اساس آن ها تصمیم های مهم زندگی اش را بگیرد.

 خودشناسی: شما چقدر به تصادف ها معنا می دهید؟

برای شناخت بهتر شیوه تفکر خود، به این پرسش ها توجه کنید:

 وقتی اتفاقی مطابق یک پیش بینی قدیمی رخ می دهد، چقدر سریع آن را نشانه درستی آن باور می دانید؟

 آیا مواردی را که با باورهای شما تناقض دارند نیز به همان اندازه به خاطر می سپارید؟

آیا در شرایط نامطمئن، بیشتر به نشانه ها و پیش بینی های عامیانه پناه می برید؟

 آیا می توانید میان یک شوخی فرهنگی و یک ادعای واقعی درباره جهان تفاوت قائل شوید؟

شاید عاشقان ته دیگ هیچ ارتباطی با باران روز عروسی نداشته باشند، اما این ضرب المثل یک حقیقت جالب درباره ذهن انسان را آشکار می کند: ما فقط اتفاقات را تجربه نمی کنیم برای آن ها داستان می سازیم، میانشان ارتباط برقرار می کنیم و گاهی آن داستان ها را چنان باور می کنیم که فراموش می کنیم از کجا آغاز شده اند. شاید راز ماندگاری بسیاری از ضرب المثل ها نیز همین باشد؛ آن ها بیش از آنکه درباره جهان بیرون به ما اطلاعات بدهند، درباره شیوه فکر کردن انسان ها حرف می زنند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1264388