چرا بعضی افراد وقتی ناراحت اند بیشتر غذا می خورند؟
رکنا: غذا خوردن هنگام ناراحتی می تواند راهی آموخته شده برای آرام گرفتن، پرت کردن حواس یا تجربه لذت کوتاه مدت باشد. اما واکنش همه افراد به استرس یکسان نیست؛ بعضی بیشتر می خورند و بعضی اشتهایشان کم می شود. برای شناخت خوردن هیجانی، باید هم احساسات و هم گرسنگی واقعی و الگوی وعده ها را بررسی کرد.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، روز سختی گذشته و فرد پیش از آنکه درباره اتفاق حرف بزند، سراغ خوراکی می رود. چند دقیقه احساس بهتری دارد، اما ناراحتی اصلی هنوز باقی است. این تجربه برای بسیاری آشناست و به خودی خود نشانه ضعف اراده نیست. مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که غذا، تقریبا تنها راه تحمل احساسات دشوار شود.
غذا فقط پاسخ به نیاز انرژی نیست
غذا با خاطره، رابطه و لذت هم پیوند دارد. خوراکی آشنا ممکن است یادآور خانه، مراقبت یا زمانی خوشایند باشد. اگر خوردن چند بار در یک موقعیت ناراحت کننده آرامش کوتاه مدت ایجاد کرده باشد، فرد ممکن است در موقعیت مشابه دوباره به آن رو بیاورد. چنین یادگیری ای، بدون تصمیم آگاهانه و برنامه قبلی هم می تواند شکل بگیرد.
مرور علمی درباره استرس و رفتار خوردن نقش مسیرهای استرس و پاداش را در تغییر رفتار غذایی بررسی کرده است. با این حال، نمی توان هر میل به خوراکی را به یک هورمون یا ماده مغزی نسبت داد. نوع فشار، زمان آن، خواب، دسترسی به غذا و تفاوت های فردی هم بر پاسخ تاثیر می گذارند.
چرا همه در ناراحتی بیشتر نمی خورند؟
استرس ممکن است در فردی اشتها را کاهش دهد و در دیگری میل به خوردن را بیشتر کند. حتی یک نفر می تواند در موقعیت های مختلف پاسخ های متفاوت داشته باشد. بنابراین جمله «اضطراب حتما باعث پرخوری می شود» دقیق نیست. برای فهم الگو، تجربه واقعی فرد مهم تر از یک توضیح عمومی درباره مغز یا هورمون هاست.
همچنین احساس و گرسنگی می توانند همزمان باشند. کسی که از صبح وعده کافی نخورده، ممکن است عصر هم ناراحت باشد و هم واقعا به غذا نیاز داشته باشد. اگر این وضعیت فقط خوردن هیجانی نامیده شود، نیاز بدنی او نادیده گرفته می شود. پیش از هر توصیه، باید دید آخرین وعده چه زمانی بوده و آیا غذای کافی و متنوع دریافت شده است.
تشخیص نیاز، با بازجویی از خود فرق دارد
یک مکث کوتاه می تواند کمک کند: «الان چه احساسی دارم و بدنم چه می خواهد؟» ممکن است پاسخ، گرسنگی، خستگی، تنهایی یا ترکیبی از آنها باشد. این سوال برای ممنوع کردن غذا نیست؛ برای شناخت بهتر موقعیت است. اگر فرد گرسنه است، خوردن وعده یا میان وعده مناسب همچنان پاسخ معقولی به نیاز بدن خواهد بود.
اگر ناراحتی نقش مهمی دارد، می توان کنار غذا، راه دیگری هم اضافه کرد؛ تماس با فردی امن، استراحت کوتاه، قدم زدن یا نوشتن اتفاق. قرار نیست هر میل به خوردن با فعالیت دیگری خنثی شود. هدف این است که انتخاب های فرد بیشتر شوند و رسیدگی به احساس، فقط به چیزی که در بشقاب است محدود نماند.
سرزنش و محدودیت شدید چه مشکلی ایجاد می کنند؟
پس از خوردن، بعضی افراد خود را تنبیه می کنند یا تصمیم می گیرند وعده بعدی را حذف کنند. این کار ممکن است گرسنگی بعدی را بیشتر کند و دوباره کنترل خوردن را دشوار سازد. برخوردی که هر خوراکی را به امتحان اراده تبدیل می کند، فرصت شناخت الگوی واقعی را کاهش می دهد و احساس شرم را به ناراحتی قبلی اضافه می کند.
ثبت ساده موقعیت ها می تواند مفید باشد: چه اتفاقی افتاد، چه احساسی وجود داشت و خوردن چه اثری داشت؟ نیازی به شمارش وسواس گونه هر لقمه نیست. اگر ثبت کردن، نگرانی و سختگیری را بیشتر می کند، بهتر است با راهنمایی متخصص انجام شود. معیار مفید بودن این تمرین، روشن شدن الگو و کاهش رنج است، نه کنترل کامل تمام رفتارهای غذایی.
چه زمانی باید کمک تخصصی گرفت؟
خوردن برای لذت یا آرامش گاه به گاه، با اختلال خوردن یکسان نیست. اما احساس مکرر از دست دادن کنترل، خوردن همراه با رنج شدید، پنهان کاری یا رفتارهای جبرانی مانند استفراغ عمدی، نیازمند بررسی تخصصی است. تشخیص را نمی توان فقط از وزن یا مقدار یک وعده به دست آورد؛ تجربه فرد و الگوی تکرار اهمیت دارند.
روانشناس و متخصص تغذیه آشنا با مشکلات خوردن می توانند در بررسی احساسات، وعده ها و رفتارها همکاری کنند. راه حل، محروم کردن فرد از تمام غذاهای لذت بخش نیست. کمک موثر باید نیاز بدنی و روانی را همزمان ببیند و امکان انتخاب را بیشتر کند. غذا می تواند بخشی از لذت زندگی باشد، اما بهتر است تنها پناه فرد در برابر ناراحتی نباشد.
-
فیلم / بارندگی تا چه زمانی ادامه دارد؟
ارسال نظر