رازهای ممنوعه خانواده/ چرا همه از مشکل خبر دارند، اما هیچکس جرات نمی کند درباره اش حرف بزند؟
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: در بعضی خانواده ها موضوعی هست که هیچکس مستقیم درباره اش حرف نمی زند، اما همه رفتارشان را بر اساس آن تنظیم می کنند. همه می دانند یکی از اعضا مشکل مالی دارد، میان دو نفر اختلاف جدی است یا اتفاقی دردناک رخ داده؛ با این حال، در جمع درباره هوا و غذا صحبت می شود. این سکوت می تواند از بیرون نشانه آرامش به نظر برسد، اما گاهی خانواده را وادار می کند برای حفظ ظاهر، واقعیت را دور بزند.
سکوت همیشه به معنای بی تفاوتی نیست. گاهی افراد نمی دانند چطور یک موضوع حساس را مطرح کنند، از دعوا می ترسند یا تصور می کنند حرف زدن چیزی را تغییر نمی دهد. در بعضی خانواده ها، عضو بزرگ تر یا صاحب قدرت مشخص می کند چه موضوعی قابل طرح است. دیگران یاد می گیرند که پرسش کردن هزینه دارد و بهتر است هر کس درد خودش را جداگانه تحمل کند.
سکوت چگونه شکل می گیرد؟
ممکن است یک بار که کسی درباره مشکل حرف زده، با خشم، تمسخر یا انکار روبرو شده باشد. پس از آن، اعضای خانواده نتیجه می گیرند که بیان واقعیت امن نیست. گاهی هم سکوت با نیت محافظت آغاز می شود: به کودک چیزی نمی گوییم تا ناراحت نشود؛ به مادر نمی گوییم تا نگران نشود؛ به پدر نمی گوییم تا عصبانی نشود اما آنچه پنهان می شود، همیشه از بین نمی رود.
افراد ممکن است بدون دانستن جزئیات، تنش را احساس کنند. تغییر لحن، سکوت ناگهانی، رفت و آمدهای متفاوت یا اجتناب از بعضی اسم ها به خانواده نشان می دهد چیزی وجود دارد. وقتی توضیحی داده نمی شود، هر کسی با اطلاعات ناقص برای خودش روایت می سازد. این روایت ها ممکن است از واقعیت ترسناک تر یا ناعادلانه تر باشند.
حفظ آبرو یا حفظ امنیت؟
در برخی خانواده ها، حفظ آبرو به ارزش مهمی تبدیل می شود. اعضا می ترسند حرف زدن، تصویر خانواده را در نگاه دیگران خراب کند. اما حفظ ظاهر گاهی هزینه سنگینی دارد: فرد آسیب دیده نمی تواند کمک بگیرد، مشکل مالی مزمن می شود یا تعارض رابطه به شکل رفتارهای غیرمستقیم ادامه پیدا می کند.
با این حال، هر موضوعی را هم نمی توان با هر کسی و در هر زمانی مطرح کرد. اگر گفت وگو خطر خشونت یا تهدید ایجاد می کند، باید نخست ایمنی را در نظر گرفت و از حمایت قابل اعتماد یا تخصصی کمک گرفت. شفافیت به معنای گفتن همه جزئیات به همه نیست. می توان حق حریم خصوصی را حفظ کرد و در عین حال برای کسانی که به دانستن موضوع یا کمک کردن نیاز دارند، اطلاعات لازم را فراهم کرد.
سکوت چه اثری بر نسل بعد می گذارد؟
کودکانی که در محیط پرتنش اما بی توضیح رشد می کنند، ممکن است خودشان را مقصر اتفاق های خانواده بدانند. چون کسی درباره آنچه رخ داده حرف نمی زند، کودک با تجربه اش تنها می ماند و نمی داند به چه کسی اعتماد کند. او ممکن است یاد بگیرد احساس های دشوار را پنهان کند یا در بزرگسالی هم از گفت وگوی مستقیم بترسد.
البته توضیح دادن باید متناسب با سن کودک باشد. لازم نیست جزئیات بزرگسالانه در اختیار او گذاشته شود. می توان به زبان روشن گفت در خانواده مشکلی پیش آمده، تقصیر تو نیست و بزرگسالان مسئول رسیدگی به آن هستند. این جمله ساده، از ساختن روایت های ترسناک در ذهن کودک جلوگیری می کند و به او اجازه می دهد پرسش کند.
از سکوت به گفت وگوی قابل تحمل
برای شروع گفت وگو، لازم نیست همه اعضا از ابتدا موافق باشند یا پاسخ نهایی داشته باشند. می توان درباره اثر سکوت حرف زد: وقتی در خانه درباره این موضوع صحبت نمی کنیم، من احساس می کنم باید تنهایی با آن کنار بیایم. صحبت کردن با سرزنش و اتهام معمولا دفاع ایجاد می کند؛ تو همیشه و تو هیچ وقت گفت وگو را به دادگاه تبدیل می کند.
هدف، مجبور کردن خانواده به اعتراف یا یکسان فکر کردن نیست. هدف این است که واقعیت تا حدی قابل گفت وگو شود و کسی مجبور نباشد برای آرام نگه داشتن جمع، تجربه خودش را انکار کند. خانواده ای که حرف می زند لزوما خانواده ای بی اختلاف نیست؛ اما می تواند راهی پیدا کند که مشکل فقط از طریق سکوت، قهر یا انفجار بروز نکند.
-
فیلم/ برف مثل قدیمها اثر ملی دریاچه تار دماوند را سفیدپوش کرد
ارسال نظر