افسردگی فقط یک شکل ندارد/ پژوهشگران ۵ الگوی متفاوت در مغز افراد افسرده کشف کردند!

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،  پژوهشگران با بررسی فعالیت مغز افراد مبتلا به افسردگی، پنج الگوی مغزی متفاوت شناسایی کرده اند؛ یافته ای که می تواند توضیح دهد چرا یک درمان برای بعضی بیماران موثر است و برای بعضی دیگر نتیجه چندانی ندارد.

یک تشخیص، اما مغزهای متفاوت

افسردگی اساسی یک بیماری کاملا یکدست نیست. دو فرد می توانند معیارهای تشخیصی یکسانی داشته باشند، در حالی که تجربه روزانه آن ها تفاوت زیادی دارد. یک بیمار ممکن است بیشتر مضطرب و بی خواب باشد، فرد دیگری بیش از حد بخوابد و بیمار دیگری عمدتا احساس بی لذتی، کندی ذهن و کاهش انگیزه داشته باشد. همین تنوع سال هاست یکی از چالش های درمان افسردگی محسوب می شود. پزشک می داند بیمار افسردگی دارد، اما از روی تشخیص به تنهایی همیشه نمی توان فهمید کدام درمان برای او موثرتر خواهد بود.

پژوهش جدید تلاش کرده است بخشی از این تفاوت را در فعالیت شبکه های مغزی پیدا کند.

untitled

پژوهشگران به جای یک نقطه، شبکه های مغز را بررسی کردند

مغز هنگام استراحت نیز خاموش نیست. بخش های مختلف آن دائما با یکدیگر ارتباط دارند و شبکه هایی را تشکیل می دهند که در توجه، حافظه، هیجان، پردازش پاداش و فکر کردن درباره خود نقش دارند.

پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی یا اف ام آر آی، الگوهای ارتباط میان این شبکه ها را بررسی کردند. به جای اینکه فقط بپرسند مغز فرد افسرده چه تفاوتی با فرد سالم دارد، سوال دقیق تری مطرح شد: آیا در میان خود افراد مبتلا به افسردگی نیز چند الگوی مغزی متفاوت وجود دارد؟ نتایج نشان داد پاسخ مثبت است. تحلیل داده ها افراد مبتلا به افسردگی را به پنج زیرگروه عصبی تقسیم کرد که هر کدام الگوی متفاوتی از ارتباط عملکردی مغز داشتند.

تفاوت ها فقط روی تصویر مغز نبودند

اگر پنج الگوی مغزی پیدا شوند اما هیچ ارتباطی با وضعیت بیمار نداشته باشند، ارزش بالینی آن ها محدود خواهد بود. نکته مهم مطالعه این بود که برخی از این الگوهای مغزی با تفاوت در نشانه های افسردگی نیز ارتباط داشتند. شبکه هایی که در تنظیم هیجان، توجه، پردازش پاداش و تفکر درباره خود نقش دارند، در زیرگروه های مختلف به شکل یکسان عمل نمی کردند.

این موضوع با تجربه بالینی افسردگی همخوانی دارد. برای مثال بی لذتی احتمالا همان فرایند مغزی را درگیر نمی کند که اضطراب شدید یا افکار منفی مکرر درگیر می کنند بنابراین چیزی که در دفترچه تشخیصی یک بیماری نامیده می شود، ممکن است در سطح مغز چند مسیر متفاوت داشته باشد.

چرا یک دارو برای همه جواب نمی دهد؟

یکی از مهمترین مشکلات درمان افسردگی این است که پاسخ بیمار به درمان همیشه قابل پیش بینی نیست. ممکن است یک فرد با اولین داروی ضد افسردگی بهبود قابل توجهی پیدا کند، در حالی که بیمار دیگری چند دارو و روش درمانی مختلف را امتحان کند تا سرانجام درمان موثری پیدا شود. وجود زیرگروه های مغزی یکی از توضیح های احتمالی برای این تفاوت است. اگر دو بیمار از نظر زیستی مسیرهای متفاوتی داشته باشند، منطقی است که پاسخ آن ها به یک مداخله یکسان نیز متفاوت باشد.

این همان جایی است که مفهوم روانپزشکی دقیق اهمیت پیدا می کند؛ یعنی به جای انتخاب درمان فقط بر اساس نام تشخیص، اطلاعات بیشتری درباره ویژگی های فردی بیمار وارد تصمیم گیری شود.

untitled

آیا اسکن مغز می تواند داروی مناسب را انتخاب کند؟

کشف پنج الگوی مغزی به این معنا نیست که فرد مبتلا به افسردگی می تواند امروز یک اسکن اف ام آر آی انجام دهد و پزشک بر اساس نتیجه آن داروی مناسب را انتخاب کند.

برای رسیدن به چنین مرحله ای، چند اتفاق باید رخ دهد. این زیرگروه ها باید در جمعیت های مستقل و بزرگ تر دوباره مشاهده شوند، ثبات آن ها در طول زمان مشخص شود و مهم تر از همه، پژوهشگران نشان دهند هر الگو واقعا پاسخ متفاوتی به درمان های مشخص دارد. بدون این مراحل، الگوهای مغزی بیشتر ابزار پژوهشی هستند تا آزمایش تشخیصی روزمره.

افسردگی ممکن است یک بیماری واحد نباشد

این یافته بخشی از تغییر بزرگ تری در روانپزشکی است. سال ها تشخیص بیماری های روانی عمدتا بر اساس مجموعه نشانه ها انجام شده است. این روش برای درمان ضروری است، اما لزوما به این معنا نیست که همه افرادی که یک تشخیص دریافت می کنند از نظر زیستی نیز وضعیت یکسانی دارند. افسردگی مثال روشنی است. یک فرد ممکن است وزن کم کند و نتواند بخوابد، در حالی که فرد دیگری بیشتر بخوابد و وزن اضافه کند. هر دو می توانند معیارهای افسردگی اساسی را داشته باشند. پیدا کردن زیرگروه های مغزی شاید در آینده به پژوهشگران اجازه دهد این گروه بزرگ را دقیق تر تقسیم کنند.

هنوز برای تغییر درمان زود است

مطالعات تصویربرداری مغزی محدودیت های مهمی دارند. الگوریتم های آماری می توانند الگوهایی در داده ها پیدا کنند، اما این الگوها باید در نمونه های مستقل تکرار شوند. تفاوت دستگاه های تصویربرداری، سن، داروهای مصرفی، شدت بیماری و بیماری های همراه نیز می توانند روی نتایج اثر بگذارند.

بنابراین عدد پنج نباید به عنوان یک طبقه بندی قطعی برای تمام افراد مبتلا به افسردگی در نظر گرفته شود اما اهمیت مطالعه در جای دیگری است: افسردگی ممکن است در ظاهر یک نام داشته باشد، در حالی که مسیرهای متفاوتی در مغز به آن ختم می شوند.

اگر تحقیقات آینده بتوانند این مسیرها را به پاسخ درمانی متصل کنند، شاید روزی سوال پزشک فقط این نباشد که آیا شما افسردگی دارید؟ سوال بعدی می تواند این باشد که افسردگی شما به کدام الگوی زیستی نزدیک تر است و کدام درمان برای همان الگو احتمال بیشتری دارد که موثر باشد؟

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1253301
  • فیلم/جزئیات واژگونی مرگبار تریلی در بومهن از زبان اورژانس و پلیس راه