گزارش رکنا از روزگار کارگران در گفت و گو با دو کولبر و یک کارگردان تئاتر
از بار ۱۰۰ کیلویی تا بار زندگی؛ روایت یک کولبر ۲۸ ساله / امید اولیایی: لباس کولبری پوشیدم، بار بستم و همراه کولبران از مرز عبور کردم
اجتماعی رکنا، وقتی جنگ ۱۲ روزه، مسیرهای مرزی را هم تحت تأثیر قرار داد، بسیاری از کولبران شغل خود را از دست دادند یا ناچار شدند به کارهای موقت روی بیاورند. روایت دو کولبر از بیکاری، نبود بیمه، مشکلات معیشتی و امید به ایجاد بازارچههای رسمی، در کنار تجربه یک کارگردان تئاتر که برای ساخت نمایش «مرز » دو روز در کنار کولبران زندگی کرده، تصویری از زندگی مرزنشینانی ارائه میدهد که همچنان میان خطر، فقر و امید به آینده در رفتوآمد هستند.
به گزارش خبرگزاری رکنا، وقتی نام «کولبری» به میان میآید، دشواری مسیر و خطرات گوناگون به ذهنها خطور میکند. با وقوع جنگ 12 روزه و جنگ رمضان علاوه بر مشاغل رسمی، مشاغلی که از نظر قانونی تایید نشده مانند کولبری نیز تحت تاثیر قرار گرفت. در این گزارش به سراغ دو کولبر رفتیم که یکیشان همچنان موقتی به این کار مشغول است و دیگری ناچار شده به شغل دیگری روی بیاورد. همچنین با نویسنده و کارگردان نمایش «مرز»، امید اولیایی در مورد این نمایش با موضوع کولبری گفتگو کردیم.
کولبری در میانهی بیکاری و امید/ منطقه آزاد، آرزوی جوانان مرزنشین است
«کاری نیست؛ اگر بود، هیچکس کولبری را انتخاب نمیکرد.» این جمله را محسن، جوان ۲۸ سالهای میگوید که هشت سال از عمرش را در مسیرهای سخت و پرخطر کولبری گذرانده است. او یکی از صدها کولبری است که در نبود فرصتهای شغلی، حمل بار از مسیرهای کوهستانی را به عنوان تنها راه تأمین معاش انتخاب کرده است.
محسن میگوید بیشتر لوازم خانگی حمل میکند. روزهای کاری او بسته به شرایط متفاوت است و معمولاً بین ۶ تا ۸ ساعت در مسیرهای کوهستانی تردد میکند. با این حال، از شرایط کاری و درآمد خود رضایت ندارد.
به گفته او، جنگ ۱۲ روزه نیز فعالیت کولبران را برای مدتی متوقف کرد و بسیاری از آنها بیکار شدند. هرچند اکنون برخی دوباره به کار بازگشتهاند، اما شرایط مانند گذشته نیست و فعالیتها با محدودیت بیشتری انجام میشود.
محسن مهمترین مطالبه خود و دیگر جوانان منطقه را ایجاد اشتغال عنوان میکند و معتقد است اجرای طرح منطقه آزاد میتواند بخشی از مشکلات معیشتی مردم را برطرف کند تا به جای کولبری، مغازهداری یا فعالیتهای تجاری قانونی را دنبال کنند و دیگر نیازی به فعالیت در مسیرهای غیررسمی نخواهد بود.
این کولبر با اشاره به نبود حمایتهای اجتماعی میگوید: کولبران هیچگونه بیمه یا خدمات درمانی ندارند و در صورت بروز حادثه، باید همه هزینهها را شخصاً پرداخت کنند. او تنها نانآور خانواده است و مسئولیت تأمین مخارج زندگی بر عهده اوست و میگوید تنها با مادرش زندگی میکند.
به گفته محسن، بسیاری از همکارانش همچنان به کولبری ادامه میدهند، زیرا در شهرشان فرصت شغلی دیگری وجود ندارد. حتی کارگری ساختمانی به صورت مستمر پیدا نمیشود و اگر کاری باشد، تنها چند روز در ماه دوام دارد.
او صفحهای در فضای مجازی راهاندازی کرده و کالاهایی را که به صورت سفارشی وارد میکند، از طریق آن به فروش میرساند. اکنون در صورت دریافت سفارش، همچنان به صورت محدود کولبری میکند.
در بخش دیگری از سخنانش، از سختیهای شغلش میگوید؛ به اعتقاد او کمتر کسی توان تحمل آن را دارد. حمل بارهای ۶۰ تا ۱۰۰ کیلویی در مسیرهای کوهستانی، در شرایطی که همواره احتمال تعقیب شدن و خطرات جانی وجود دارد، بخشی از واقعیت روزمره کولبران است.
این جوان ۲۸ ساله میگوید کولبری علاوه بر خطرات جانی، آسیبهای جسمی فراوانی به همراه دارد. او اکنون از دردهای شدید کمر و علائمی شبیه سیاتیک رنج میبرد و معتقد است این آسیبها با افزایش سن شدیدتر خواهد شد.
روایت محسن تصویری از زندگی بسیاری از جوانان مرزنشینی است که در نبود فرصتهای شغلی، میان خطر، بیکاری و امید به آینده، راهی جز ادامه این مسیر دشوار پیش روی خود نمیبینند.
![]()
جنگ، بیکاری و هزینه درمان؛ سه چالش یک کولبر مریوانی
محمد در کردستان به کار کولبری مشغول بوده اما با وقوع جنگ رمضان کار کولبری متوقف شده و خود و همکارانش یا بیکار شدهاند و یا کار دیگری انجام میدهند. در زمستان هم بیکار بوده و حالا میگوید کار ثابتی ندارد و در شهر مریوان به کارگری در ساختمان مشغول است. او میگوی همکاران خانم کولبر هم داشته که اکثرا کارشان را از دست دادهاند. بسیاری از خانوادهها فرزندانشان را برای کار یا تحصیل به خارج از کشور فرستادهاند چون تورم بالاست و شغلی در شهر وجود ندارد.
محمد میگوید بیمه ندارد و روزانه یک میلیون و پانصد هزار تومان دریافت میکند. در خانواده تنها کسی است که کار میکند و دو فرزند دارد. برای درمان دخترش که به لبشکری مبتلاست و سالهاست تحت درمان قرار دارد، هیچ سازمانی کمک نمیکند و برای عمل جراحیاش 400 میلیون تومان نیاز دارند. در تهران بیمارستانهای امام خمینی و حضرت فاطمه و شریعتی جراحی میکنند و سقف بیمه اجازه نمیدهد تا بخشی از هزینهها را بیمه پرداخت کند.
در زمانی که کولبری میکرده از آن سوی مرزها پارچه و تلویزیون میآورده و در سال گذشته ماهانه حدود 30 میلیون درآمد داشته است. او تا پنجم ابتدایی درس خوانده و میگوید همکارانش در زمان کولبری دیپلم و لیسانس و حتی فوق لیسانس داشتند. میگوید کالابرگ و یارانهای که دولت میدهد حتی به خرید سیگار هم نمیرسد.
امید اولیایی: برای خلق نمایش «مرز» دو روز کنار کولبران زندگی کردم
نمایش «مرز» پنجمین دورهای است که با محوریت کولبری در سبک درام و عاشقانه اجرا میشود و این روزها پنجشنبهها و جمعهها ساعت 19:30 در بوتیک هنر تهران به روی صحنه میرود.
امید اولیایی، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده نمایش «مرز»، با بیان اینکه دغدغههای اجتماعی همواره محور اصلی آثارش بوده است، گفت: برای نگارش این نمایش به سراغ موضوع کولبری رفتم و تلاش کردم پیش از نوشتن متن، از نزدیک با زندگی و شرایط کولبران آشنا شوم.
وی در تشریح روند تولید این اثر اظهار کرد: برای انجام تحقیقات میدانی از طریق دوستانم در سنندج با گروهی از کولبران ارتباط برقرار کردم و دو روز در کنار آنها زندگی کردم. حتی لباس کولبری پوشیدم، بار بستم و همراه آنها از مرز عبور کردم تا بتوانم این تجربه را به شکل واقعی لمس کنم. پس از این تحقیقات، ایده اولیه نمایش با همکاری نویسنده شکل گرفت و تلاش کردیم اثری خلق کنیم که به زندگی واقعی کولبران نزدیک باشد.
اولیایی با اشاره به تجربه حضور در میان کولبران گفت: در گروهی حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفره حضور داشتم که در میان آنها زنان کولبر نیز دیده میشدند؛ موضوعی که برایم بسیار غیرمنتظره بود. در این سفر، رنج، خستگی، امید، عشق، اعتماد و مسئولیتپذیری آنها را از نزدیک دیدم و همه این مشاهدات را ثبت کردم تا در اجرای نمایش از آنها بهره ببرم.
وی افزود: با وجود سختی مسیر و بارهای سنگینی که حمل میکردند، بسیاری از کولبران روحیه و لبخند خود را حفظ کرده بودند. دیدن مردی که یخچالی را بر دوش حمل میکرد اما همچنان لبخند میزد، برایم بسیار تأثیرگذار بود. این تجربه باعث شد نگاه من به زندگی تغییر کند و بتوانم آنچه را دیدهام با صداقت بیشتری روی صحنه به تصویر بکشم.
![]()
این نویسنده و کارگردان با بیان اینکه کولبران هر کدام برای هدفی مشخص این سختی را تحمل میکنند، ادامه داد: یکی برای هزینه درمان همسرش، دیگری برای تأمین مخارج روزانه یا تهیه امکانات تحصیل فرزندش این مسیر را انتخاب کرده بود. آنها با وجود تمام دشواریها، عزتنفس خود را حفظ کردهاند و حاضر نیستند برای تأمین معاش، راههای دیگری را انتخاب کنند.
اولیایی مهمترین دغدغه کولبران را تأمین معیشت خانواده دانست و گفت: آنچه بیش از هر چیز در میان آنها دیدم، غیرت و احساس مسئولیت بود. آنها برای آنکه خانوادهشان در تنگنا قرار نگیرد، سختترین شرایط را تحمل میکنند و همین ویژگی بیش از هر چیز مرا تحت تأثیر قرار داد.
وی درباره هدف خود از اجرای نمایش «راز» نیز گفت: تلاش کردهام مخاطب پس از خروج از سالن، عشق، مهربانی، غیرت و امید را با خود ببرد. این نمایش فقط درباره کولبران یا مردم کردستان نیست، بلکه درباره احساسات مشترک انسانی است و به همین دلیل افراد با سنین و پیشینههای مختلف با آن ارتباط برقرار میکنند.
این هنرمند با اشاره به استقبال مخاطبان از نمایش «راز» اظهار کرد: این اثر از ابتدای اجرا تاکنون در چندین سالن روی صحنه رفته و با استقبال خوبی مواجه شده است. بسیاری از تماشاگران پس از دیدن نمایش، بار دیگر همراه خانواده یا دوستان خود برای تماشای آن بازمیگردند و برخی نیز چندین بار این نمایش را دیدهاند.
اولیایی افزود: بازخورد مخاطبان برای من بسیار ارزشمند است و همواره تلاش کردهام نقدها و پیشنهادهای آنها را در اجراهای بعدی لحاظ کنم. حتی در دورههای مختلف اجرای نمایش، بخشهایی از اثر را براساس بازخورد تماشاگران اصلاح کردهام تا ارتباط بهتری با مخاطب برقرار شود.
![]()
وی همچنین به موفقیتهای این نمایش در جشنواره تئاتر تهران اشاره کرد و گفت: دریافت جوایز بخش نویسندگی و بازیگری باعث شد نمایش بیشتر دیده شود و مخاطبان بیشتری به تماشای آن بیایند.
این نویسنده و کارگردان در بخش دیگری از سخنان خود به حادثه تصادفی که در جریان اجرای نمایش برایش رخ داد، اشاره کرد و گفت: در میانه اجراها دچار سانحه رانندگی شدم و چند روز در کما بودم، اما پس از بهبودی با تمرین و تلاش دوباره روی صحنه بازگشتم. همچنین از دست دادن یکی از دوستان نزدیکم نیز تأثیر عمیقی بر زندگی و بازیگریام گذاشت و باعث شد بیش از گذشته از تجربههای واقعی زندگی در اجرای نقشها استفاده کنم.
اولیایی در پایان با بیان اینکه از سال ۱۳۹۰ فعالیت حرفهای خود را در تئاتر آغاز کرده است، گفت: نمایش «راز» هجدهمین اثر نمایشی من به شمار میرود و تا زمانی که مخاطبان از آن استقبال کنند، اجرای این اثر ادامه خواهد داشت.
![]()
-
فیلم / عراقچی : بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفت / مذاکره تصمیم چه کسی بود ؟ / فرمان دست من نبود