بازخوانی پرونده افسانه نوروزی در گفت و گو با مصطفی جهانگیری / قسمت سوم
فیلم / اعتراف افسانه نوروزی به قتل در دفاع از ناموس / ماجرای قتل های زنجیره ای چه بود؟
حوادث رکنا: پرونده افسانه نوروزی، همسر مصطفی جهانگیری، یکی از پرحاشیه ترین و ماندگارترین پرونده های جنایی ایران است؛ پرونده ای که از روز وقوع قتل در جزیره کیش تا سال ها بعد، افکار عمومی، رسانه ها و دستگاه قضایی را با پرسش های فراوان روبه رو کرد. در قسمت اول و دوم این گفت و گوی اختصاصی، مصطفی جهانگیری از لحظه اطلاع از حادثه، بازگشت به کیش، خروج از جزیره و بازداشت خود و همسرش روایت کرد. اکنون در سومین بخش این گفت و گو، او از روزهای سخت بازجویی، انتقال به کیش و بندرعباس، اتهاماتی که متوجه خودش بود، روایت همسرش از لحظه وقوع حادثه و پشت پرده رسیدگی به پرونده ای سخن می گوید که سرانجام با تلاش و پیگیری وکلای پرونده، خبرنگاران گروه حوادث روزنامه ایران به دبیری مسعود ابراهیمی - مدیرعامل رکنا - و همراهی بسیاری از خبرنگاران و رسانه های کشور، به یکی از متفاوت ترین سرنوشت های قضایی ایران تبدیل شد.
مسعود ابراهیمی: برگردیم به زمانی که شما و همسرتان بازداشت شدید. روند بازجویی ها از کجا آغاز شد؟
مصطفی جهانگیری: وقتی در تهران بازداشت شدیم، یک شب را در بازداشتگاه ماندیم. فردای آن روز ما را برای بازجویی به اداره آگاهی در میرداماد منتقل کردند. همان جا بارها گفتم که هیچ نقشی در این ماجرا نداشته ام و اصلا در صحنه حادثه حضور نداشتم. نه می توانستم از کسی دفاع کنم و نه علیه کسی حرف بزنم، چون خودم شاهد ماجرا نبودم. تنها چیزی که برایم مهم بود این بود که بفهمم در غیاب من چه اتفاقی افتاده است.
مسعود ابراهیمی: فرزندانتان در آن مدت پیش چه کسی بودند؟
مصطفی جهانگیری: فردای بازداشت از ما پرسیدند چه کسی از بچه ها نگهداری می کند. گفتیم خانواده همسرم از آنها مراقبت می کنند. در نهایت هم بچه ها را به خانواده افسانه تحویل دادند.
مسعود ابراهیمی: بعد از آن شما را به کجا منتقل کردند؟
مصطفی جهانگیری: به دلیل اینکه محل وقوع حادثه جزیره کیش بود، ما را به آنجا منتقل کردند تا تحقیقات پرونده در همان حوزه قضایی انجام شود.
مسعود ابراهیمی: شما هم برای بازسازی صحنه جرم حضور داشتید؟
مصطفی جهانگیری: خیر. من فقط در بازداشتگاه بودم. افسانه را برای بازسازی صحنه می بردند اما من در آن مراحل حضور نداشتم.
تنها چیزی که به یاد دارم این است که مردم جزیره از وقوع چنین حادثه ای ناراحت بودند و فضای خاصی بر کیش حاکم شده بود.
مسعود ابراهیمی: بعد از مدتی به بندرعباس منتقل شدید؟
مصطفی جهانگیری: بله. مدتی هم در بندرعباس بودیم و بازجویی ها آنجا ادامه پیدا کرد.
مسعود ابراهیمی: اتهام افسانه قتل عمد بود. اتهام شما چه بود؟
مصطفی جهانگیری: در ابتدا من هم بازداشت بودم و تحت بازجویی قرار داشتم. با اینکه بارها می گفتم هیچ نقشی در قتل نداشته ام و هنگام وقوع حادثه اصلا آنجا نبودم، اما در ابتدا این موضوع را نمی پذیرفتند.
حتی خانواده مقتول هم در آگاهی بندرعباس حضور پیدا می کردند و طبیعی بود که برایشان سخت باشد قبول کنند یک زن به تنهایی مرتکب چنین قتلی شده باشد.
مسعود ابراهیمی: افسانه در بازجویی ها چه توضیحی درباره حادثه می داد؟
مصطفی جهانگیری: تا جایی که من اطلاع دارم، او گفته بود در خانه تنها بوده که مقتول به او پیشنهاد رابطه داده است. افسانه هم در پاسخ گفته بود: «مگر تو دوست مصطفی نیستی؟»
به گفته او، مقتول جواب داده بود که نفوذ و امکاناتی دارد و اگر با او همراه شود، می تواند تمام مشکلات مالی ما را برطرف کند و زندگی راحتی برایمان فراهم کند.
افسانه گفته بود همان جا احساس کرده نیت خوبی در کار نیست. به همین دلیل دو چاقو از آشپزخانه برداشته و داخل اتاقی که خودش و بچه ها در آن بودند گذاشته بود تا اگر اتفاقی افتاد بتواند از خودش دفاع کند.
مسعود ابراهیمی: شما هیچ وقت درباره صحت یا سقم این روایت با همسرتان صحبت نکردید؟
مصطفی جهانگیری: من در آن دوران سعی نمی کردم ذهنم را درگیر این موضوع کنم که چه مقدار از حرف هایش درست است یا نه. همیشه با خودم می گفتم شاید به من راست بگوید، شاید هم نه؛ اما جایی که باید حقیقت روشن می شد، دادگاه و روند رسیدگی قضایی بود.
مسعود ابراهیمی: رسیدگی به این پرونده چقدر طول کشید؟
مصطفی جهانگیری: پرونده از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۸۲ درگیر رسیدگی بود. در این مدت چند قاضی پرونده را بررسی کردند؛ ابتدا آقای خزایی، بعد آقای عباسی و پس از آن هم چند قاضی دیگر.
مسعود ابراهیمی: با اینکه شما هم مدتی بازداشت بودید، چرا از آقای خزایی به عنوان بهترین قاضی پرونده یاد می کنید؟
مصطفی جهانگیری: به این دلیل که ایشان واقعا دنبال کشف حقیقت بود. آن زمان این قتل همزمان با ماجرای قتل های زنجیره ای شده بود و برخی تصور می کردند شاید این قتل هم به یک گروه یا جریان خاص ارتباط داشته باشد و حتی احتمال می دادند کسی به ما دستور انجام این کار را داده باشد.
آقای خزایی با دقت همه این فرضیه ها را بررسی کرد و در نهایت به این نتیجه رسید که چنین موضوعی صحت ندارد. به همین دلیل معتقدم ایشان بیش از هر چیز تلاش می کرد عدالت اجرا شود و واقعیت همان طور که بوده، روشن شود.
قسمت چهارم این گفتگو فردا ساعت 21 و 30 شب منتشر خواهد شد.