قتل پسر اصفهانی جلوی چشمان مادر و خواهرش + فیلم صحنه درگیری و گفتگو

به گزارش اختصاصی رکنا، آنچه در ابتدا تنها یک درگیری لفظی بر سر ادعای «چرا به من نگاه کردی؟» به نظر می‌رسید، در کمتر از چند ساعت به یکی از تلخ‌ترین جنایت‌های روزهای اخیر اصفهان تبدیل شد. مهرداد، جوانی که به گفته خانواده‌اش هیچ نقشی در آغاز درگیری نداشت، پس از پایین آمدن از خانه برای اطلاع از علت سر و صدا، هدف حمله چند مرد قرار گرفت و با ضربات متعدد چاقو جان باخت.

دایی مقتول در گفت‌وگویی، جزئیات این حادثه را از لحظه آغاز درگیری تا انتقال مهرداد به بیمارستان، وضعیت روحی خانواده، تأخیر در رسیدن آمبولانس و روند پیگیری پلیس تشریح کرده است.

شما چه نسبتی با مقتول دارید و این حادثه چه زمانی و کجا رخ داد؟

من دایی مهرداد هستم. این حادثه در محله اصفهان، محدوده لینگران اتفاق افتاد. خواهر و دامادم حدود 30 سال است که در آن محل زندگی می‌کنند. خانواده‌ای بسیار آرام، بی‌حاشیه و خوشنام هستند و در تمام این سال‌ها هیچ درگیری یا مشکلی با کسی نداشتند. همه همسایه‌ها هم این موضوع را تأیید می‌کنند.

ماجرا از کجا آغاز شد؟

فردی که در تصاویر با لباس آبی دیده می‌شود، به‌تازگی به آن محله آمده بود. تا جایی که می‌دانیم متأهل هم هست اما با دوستانش رفت‌وآمدهای زیادی داشت. اهالی محل چون منطقه آرامی بود، کاری به آنها نداشتند اما رفتارشان نشان می‌داد دنبال ایجاد درگیری و حاشیه هستند.

خواهرم 2 پسر دارد؛ مهرداد که مقتول است و برادر کوچک‌ترش فرامرز.

آن شب مهرداد از سر کار برگشته بود. ظاهراً خریدی انجام داده و به خانه آمده بود. همان فرد لباس آبی به او گیر می‌دهد و می‌گوید: «چرا به من نگاه کردی؟» حتی به او لگد می‌زند. مهرداد می‌گوید: «من اصلاً نگاهت نکردم، اگر هم فکر می‌کنی نگاه کردم، ببخشید.»

اما ماجرا تمام نمی‌شود.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

حدود ساعت 2:00 نیمه‌شب، همان فرد به همراه چند نفر مقابل خانه خواهرم می‌آید و شروع به سر و صدا می‌کند. خواهرم و دامادم بیرون می‌روند و می‌پرسند: «چه شده؟»

آنها می‌گویند: «پسرتان را بیاورید پایین، می‌خواهیم بزنیمش.»

در این میان، فرامرز که خواب بوده، با شنیدن سر و صدا پایین می‌آید و همان ابتدا چند ضربه به او می‌زنند.

خواهرم تلاش می‌کند بچه‌ها را داخل خانه ببرد اما همان موقع مهرداد که تازه از خواب بیدار شده بود، پایین می‌آید. اگر تصاویر دوربین را ببینید، کاملاً مشخص است که گیج و حیران است و اصلاً نمی‌داند چه اتفاقی افتاده است.

هنوز متوجه ماجرا نشده بود که چند نفر به سمتش حمله کردند. حتی بین خودشان هم درگیری پیش آمد اما ناگهان فردی که پیراهن سفید به تن داشت و نامش داریوش طهمورثی است، به سمت مهرداد هجوم برد و با چاقو بارها او را هدف قرار داد.

نزدیک 12 ضربه به گردن، صورت و سرش زد. بعد هم فرد دیگری که لباس مشکی با خط پشت لباس داشت، او را با چاقو زد.

وضعیت امدادرسانی چگونه بود؟

مهرداد حداقل تا حدود نیم ساعت علائم حیاتی داشت. خون زیادی از بدن مهرداد رفته بود و پس از انتقال به بیمارستان، دیگر دوام نیاورد.

بعداً پزشکان متوجه شدند یک ضربه چاقو به طحالش خوره که همان عامل اصلی مرگ او بوده است.

پرونده اکنون در چه مرحله‌ای است؟

پلیس آگاهی اصفهان همکاری بسیار خوبی داشته و از همان ابتدا پیگیر پرونده بوده است.

چند نفر از افرادی که در صحنه حضور داشتند، خودشان مراجعه و اعلام کرده‌اند در محل بوده‌اند اما چاقو نزده‌اند.

اما 2 نفر اصلی که در تصاویر هم مشخص هستند و چاقو را وارد کرده‌اند، متواری شده‌اند. یکی اهل یک شهرستان و دیگری اهل شهر دیگری است و پلیس همچنان در حال تعقیب آنهاست.

مقتول چند سال داشت؟

تقریبا 30 سال داشت.جوان بود. پر از امید و هدف برای آینده. واقعاً سؤال ما این است که آیا باید یک جوان فقط به خاطر اینکه کسی ادعا کرده «به من نگاه کردی» این‌گونه کشته شود؟

به خدا قسم 3 بار جلوی خانه را شستیم اما هنوز آثار خونش پاک نشده است.

آیا متهمان سابقه‌دار بودند؟

بله. در محله‌های دیگر هم سابقه داشتند و از زمانی که به این محله آمده بودند، فقط در همین مدت کوتاه حدود 10 پرونده درگیری برایشان تشکیل شده بود.

وضعیت روحی خانواده چگونه است؟

بسیار وخیم است. خواهرم 2 بار قصد داشته خودش را از ساختمان پایین بیندازد که خانواده مانع شدند.

او جلوی چشم خودش، برادر، خواهر، پدر و مادرش دید که پسرش با حدود12 ضربه چاقو تکه‌تکه شد و بعد هم حدود 45 دقیقه مقابل چشمانشان جان داد.

ما خانواده‌ای فرهنگی هستیم؛ بیشتر اعضای خانواده معلم، کارمند دولت یا نظامی هستند. تنها خواسته ما این است که این حادثه رسانه‌ای شود تا مردم بدانند چه اتفاقی افتاده است.

من خودم سال‌ها قبل برای گرفتن رضایت در یک پرونده قتل تلاش کردم و حتی برای پرداخت دیه کمک جمع‌آوری می‌کردم، اما امروز بعد از 45 سال، وقتی خودمان داغدار شده‌ایم، تازه می‌فهمم خانواده مقتول چه رنجی را تحمل می‌کنند. این درد را تا زمانی که خودت تجربه نکنی، درک نخواهی کرد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1231746

اخبار تاپ حوادث