حادثه هنوز تمام نشده، اما قربانی متهم شده؛ چرا ذهن دنبال مقصر می‌گردد؟ / روانشناسی قربانی

 رکنا: هنوز جزئیات یک حادثه کامل مشخص نشده، اما قضاوت شروع شده است: چرا آنجا بود؟ چرا تنها رفت؟ چرا اعتماد کرد؟ چرا زودتر فرار نکرد؟ چرا متوجه نشد؟ چرا این تصمیم را گرفت؟ گاهی قبل از اینکه درباره عامل حادثه حرف بزنیم، درباره رفتار قربانی حرف می زنیم. این واکنش فقط یک عادت اجتماعی نیست؛ پشت آن یک سازوکار روانشناختی مهم قرار دارد: ذهن انسان از بی نظمی و اتفاق های غیرقابل پیش بینی خوشش نمی آید و تلاش می کند برای اتفاق بد، یک علت پیدا کند. وقتی قربانی بی گناه به نظر می رسد، برای بعضی افراد پذیرفتن اینکه یک اتفاق وحشتناک می تواند بدون تقصیر قربانی رخ دهد، از نظر روانی دشوارتر می شود. پژوهش های روانشناسی اجتماعی درباره باور به دنیای عادلانه نشان داده اند که این باور می تواند در شرایط خاص با سرزنش قربانی ارتباط پیدا کند. ذهن در این شرایط یک معامله پنهان انجام می دهد. اگر بتوانم دلیل حادثه را در رفتار قربانی پیدا کنم، شاید بتوانم تصور کنم این اتفاق برای خودم رخ نمی دهد.

او اشتباه کرد. او بی احتیاط بود. او نباید آنجا می رفت. پس من اگر آن کار را نکنم، امن خواهم بود. این نوع فکر کردن یک حس کنترل کاذب ایجاد می کند. چون پذیرش اینکه ممکن است فردی کار درست را انجام دهد و باز هم قربانی یک حادثه شود، اضطراب آور است. اگر جهان کاملا قابل پیش بینی نباشد، امنیت ما هم قطعی نیست.

حادثه هنوز تمام نشده، اما قربانی متهم شده است؛ چرا ذهن دنبال مقصر می گردد؟2

وقتی افراد با قربانی بی گناه مواجه می شوند، باور قوی تر به اینکه جهان باید عادلانه باشد می تواند زمینه ای برای نسبت دادن تقصیر به قربانی ایجاد کند؛ زیرا وجود قربانی بی گناه با این تصور که آدم ها معمولا نتیجه شایسته رفتارشان را می گیرند، ناسازگار می شود. یعنی ذهن به جای اینکه بگوید جهان گاهی ناعادلانه است، ممکن است تلاش کند قربانی را به شکلی مقصر پیدا کند تا تصویر قبلی خود از جهان حفظ شود. این همان لحظه ای است که جمله چرا برای او اتفاق افتاد می تواند آرام آرام به چرا خودش باعث شد تبدیل شود. اما مسئله فقط عدالت نیست. یک عامل دیگر هم وجود دارد: نیاز به پیش بینی پذیری.

انسان دوست دارد بداند خطر از کجا می آید. اگر یک حادثه کاملا تصادفی و غیرقابل پیش بینی به نظر برسد، ذهن احساس ناامنی بیشتری می کند. پیدا کردن یک عامل قابل مشاهده، حتی اگر ارتباط واقعی با حادثه نداشته باشد، می تواند این احساس را موقتا کاهش دهد مثلا اگر خبر سرقت منتشر شود، ممکن است عده ای بگویند قربانی نباید فلان وسیله را همراه خود می داشت. اگر حادثه رانندگی رخ دهد، بلافاصله درباره رفتار راننده یا قربانی بحث می شود.

اگر کسی مورد خشونت قرار بگیرد، بعضی افراد به جای تمرکز بر رفتار فرد خشونتگر، درباره لباس، زمان، مکان، رابطه یا تصمیم های قربانی سؤال می کنند. اما توضیح دادن یک خطر با مقصر دانستن قربانی یکی نیست. ممکن است یک عامل خطر در یک حادثه نقش داشته باشد، اما این به معنای انتقال مسئولیت اخلاقی یا قانونی از عامل آسیب به قربانی نیست.

این تفاوت مهم در اخبار جنایی 

وقتی گفته می شود فرد قربانی در فلان مکان حضور داشته، این یک واقعیت درباره موقعیت است. وقتی گفته می شود پس خودش باعث این اتفاق شد، یک قضاوت متفاوت و بسیار بزرگ تر مطرح شده است.  باور به دنیای عادلانه می تواند با سرزنش قربانی و کاهش مسئولیت ادراک شده عامل خشونت ارتباط داشته باشد.

حادثه هنوز تمام نشده، اما قربانی متهم شده است؛ چرا ذهن دنبال مقصر می گردد؟

چرا در فضای مجازی این رفتار شدیدتر به چشم می آید؟

چون شبکه های اجتماعی سرعت قضاوت را بالا برده اند.خبر منتشر می شود.یک تصویر منتشر می شود.چند خط از ماجرا دست به دست می شود و کاربران با اطلاعات ناقص شروع به ساختن روایت می کنند.

در این شرایط، مغز انسان تمایل دارد جاهای خالی داستان را با حدس پر کند. اگر اطلاعات کافی نداریم، ممکن است به جای گفتن نمی دانیم، یک توضیح بسازیم. این توضیح هرچه ساده تر باشد، جذاب تر هم می شود.قربانی اشتباه کرد.عامل حادثه دیوانه بود.خانواده مقصر بودند.پلیس کوتاهی کرد یا برعکس، همه چیز کاملا تصادفی بود.

در حالی که واقعیت بسیاری از حوادث پیچیده تر از یک جمله است. قضاوت سریع درباره قربانی یک پیامد دیگر هم دارد: قربانی ممکن است برای بار دوم آسیب ببیند.

در روانشناسی از مفهوم قربانی سازی ثانویه برای اشاره به واکنش های اجتماعی آسیب زا پس از تجربه خشونت یا جرم استفاده می شود. در این وضعیت، فرد ممکن است علاوه بر آسیب اولیه، با بی اعتنایی، سرزنش، کوچک شمردن تجربه یا پرسش های اتهام آمیز اطرافیان نیز مواجه شود. پژوهش های مربوط به خشونت جنسی و خشونت شریک عاطفی بارها نقش چنین واکنش هایی را بررسی کرده اند.

برای همین، یک سؤال مهم در مواجهه با خبر حادثه وجود دارد: آیا داریم تلاش می کنیم حادثه را بفهمیم یا داریم برای آرام کردن اضطراب خودمان یک مقصر پیدا می کنیم؟

این دو یکی نیستند. فهمیدن حادثه یعنی بررسی شواهد، زمینه، رفتار عاملان و عوامل موثر.  قضاوت قربانی یعنی تبدیل چند رفتار یا انتخاب به دلیلی برای اینکه فرد سزاوار اتفاقی بوده که برایش رخ داده است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250879
  • فیلم شکار گاو توسط ببر