چرا وقتی کسی با ما خوب رفتار می کند، به نیتش شک می کنیم؟

رکنا: کسی با مهربانی کمک می کند، تعریف صادقانه ای می کند یا برایمان وقت می گذارد. بجای آنکه فقط خوشحال شویم، در ذهنمان می پرسیم چه می خواهد؟ آیا پشت این رفتار چیزی پنهان است؟ شاید عجله کنیم که خوبی او را پس بدهیم، شاید از پذیرش کمک فرار کنیم یا منتظر بمانیم مهربانی اش به مطالبه ای تبدیل شود. این واکنش همیشه از بدبینی ساده نمی آید؛ گاهی تجربه های قبلی به ما یاد داده اند که محبت می تواند پیش درآمد کنترل یا توقع باشد.

وقتی مهربانی بهای پنهان داشته است

اگر در گذشته توجه دیگران با شرط همراه بوده، ممکن است به سختی محبت بی قید را باور کنیم. شاید کسی مهربانی کرده تا بعدا احساس گناه ایجاد کند، ما را به تصمیمی وادارد یا حق دخالت بیشتری برای خودش بخرد. در چنین شرایطی، شک کردن می تواند راهی برای محافظت از خود باشد. ذهن تلاش می کند پیش از آنکه گرفتار شویم، نشانه خطر را پیدا کند.

اما وقتی این انتظار به همه رابطه ها تعمیم پیدا می کند، دریافت محبت هم دشوار می شود. فرد ممکن است هر لطفی را بدهی حساب کند و با عجله بخواهد جبران کند. گاهی نمی تواند هدیه ای را بپذیرد، چون نگران است بعدا به او یادآوری شود. در نتیجه، دیگران هم ممکن است از نزدیک شدن دست بکشند؛ نه چون او را دوست ندارند، بلکه چون راهی برای نشان دادن محبت پیدا نمی کنند که با مقاومت روبه رو نشود.

تجربه تلخ، همه را یکسان نمی کند

اگر یک نفر از مهربانی برای فریب استفاده کرده، نتیجه گرفتن درباره همه  قابل فهم است، اما لزوما دقیق نیست. ذهن برای جلوگیری از آسیب دوباره، از یک تجربه قانون می سازد: هیچکس بی دلیل کاری نمی کند؛ اگر کسی خوبی می کند حتما چیزی می خواهد. این قانون شاید زمانی احساس امنیت بیشتری داده باشد، اما امروز می تواند رابطه های سالم را هم مشکوک جلوه دهد.

برای بررسی، لازم نیست خود  را مجبور کنیم فورا اعتماد کنیم. اعتماد می تواند آهسته و بر اساس رفتارهای تکرارشونده شکل بگیرد. آیا شخص به نه گفتن ما احترام می گذارد؟ آیا بعد از کمک، آن را وسیله فشار قرار نمی دهد؟ آیا در حرف و عمل ثبات دارد؟ نشانه های رفتاری در طول زمان از حدس زدن درباره نیت پنهان قابل اتکاترند.

پاسخ دادن به محبت، بدهکاری نیست

اگر کسی با ما خوب رفتار کرد، حق داریم خوشحال شویم و همان لحظه هیچ چیز را جبران نکنیم. تشکر کردن کافی است. می توانیم بگوییم ممنونم، این لطف برایم ارزشمند بود. اگر نمی خواهیم کمک را بپذیریم، می توانیم محترمانه رد کنیم، بدون اینکه مجبور باشیم طرف مقابل را به نیت بد متهم کنیم. مرز روشن، از امتحان گرفتن و عقب نشینی ناگهانی سالم تر است.

گاهی هم می توانیم درباره نگرانی مان حرف بزنیم: من با کمک گرفتن راحت نیستم، چون قبلا لطف ها به توقع تبدیل شده اند. نمی گویم تو چنین قصدی داری؛ فقط می خواهم آرام تر پیش برویم. این جمله هم تجربه ما را پنهان نمی کند و هم دیگری را پیشاپیش محکوم نمی کند.

محبت را با مشاهده بسنجیم

در رابطه سالم، مهربانی معمولا با احترام به اختیار همراه است. کسی که کمک می کند، پس از شنیدن نه، تحقیر یا تهدید نمی کند. کسی که تعریف می کند، از ما انتظار ندارد در عوض به خواسته اش تن بدهیم. البته هیچ رابطه ای را فقط با یک رفتار نمی توان شناخت. باید مجموعه رفتارها را ببینیم: آیا توجه و احترام در زمان های مختلف وجود دارد؟ آیا اختلاف نظر را تحمل می کند؟ آیا محبتش فقط وقتی ادامه دارد که مطابق خواسته او عمل کنیم؟

شک کردن به مهربانی ممکن است بخشی از تاریخ ما باشد، اما لازم نیست فرمانده همه رابطه های آینده هم بشود. می توانیم مراقب بمانیم و در عین حال به خود فرصت بدهیم شواهد تازه را ببینیم. هدف ساده لوح شدن نیست؛ این است که گذشته را از امروز جدا کنیم و اجازه ندهیم یک تجربه قدیمی، هر دست یاری تازه ای را به شکل تهدید نشان دهد.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1259790
  • پشت صحنه ساخت تیزر جدید انیمیشن وایلد‌وود