چرا در عصر ارتباطات تنها مانده ایم؟
دکتر مریم سامانی/ روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: گاهی گوشی پر از پیام است، اما فرد نمی داند به چه کسی می تواند زنگ بزند و بگوید امروز واقعا حالش خوب نیست. نام های زیادی روی صفحه دیده می شوند، اما هیچکدام به معنای داشتن یک نفر امن نیستند. همین فاصله میان ارتباط و صمیمیت، یکی از شکل های پنهان تنهایی امروز است.
ارتباط داشتن با تعلق داشتن فرق دارد
تنهایی فقط تنها ماندن در یک اتاق نیست. احساس تنهایی زمانی شکل می گیرد که میان رابطه هایی که داریم و رابطه هایی که به آنها نیاز داریم فاصله ای به وجود بیاید. ممکن است کسی دوستان زیادی داشته باشد و باز هم احساس کند هیچ کس او را نمی شناسد. ممکن است ساعت ها در شبکه های اجتماعی بگردد، اما نتواند تجربه های واقعی اش را با کسی در میان بگذارد. پس تعداد ارتباط ها به تنهایی، معیار صمیمیت نیست؛ کیفیت توجه، اعتماد و حضور عاطفی هم اهمیت دارد.
ارتباط دیجیتال می تواند راهی برای نزدیک ماندن باشد. پیام دادن به دوستی که در شهر دیگری زندگی می کند، پیدا کردن آدم هایی با تجربه های مشترک یا حفظ تماس با اعضای خانواده، برای بسیاری از افراد حمایت واقعی ایجاد می کند. پژوهش ها هم نشان می دهند رابطه میان شبکه های اجتماعی و تنهایی یکدست نیست: نوع استفاده، رابطه های موجود و شرایط زندگی فرد در این اثر نقش دارند. بعضی شکل های استفاده می توانند احساس تعلق را تقویت کنند و بعضی دیگر با مقایسه اجتماعی یا احساس انزوا همراه شوند.
وقتی تماشای زندگی دیگران جای گفت وگو را می گیرد
شاید مسئله از جایی شروع شود که ارتباط به تماشای زندگی دیگران تبدیل می شود. عکس مهمانی، موفقیت شغلی، سفر یا رابطه عاشقانه، فقط بخشی گزینش شده از زندگی است. اما ذهن ما گاهی آن را با تمام زندگی خودمان مقایسه می کند؛ با خستگی، تردیدها و روزهایی که در تصویرها نیستند. در چنین لحظه ای، صفحه پر از آدم هاست، اما احساس می کنیم از زندگی جمعی بیرون مانده ایم.
ارتباط دیجیتال گاهی سرعت تماس را بالا می برد و عمق آن را کم می کند. می توانیم برای چند نفر هم زمان پیام بفرستیم، اما شنیدن دقیق حرف یک نفر به زمان و توجه نیاز دارد. گفت وگویی که مدام میان اعلان ها، صفحه های دیگر و پاسخ های کوتاه تقسیم می شود، ممکن است تماس را حفظ کند، اما همیشه حس دیده شدن نمی سازد. صمیمیت معمولا از جزئیات شکل می گیرد: اینکه کسی حرف قبلی ما را به یاد بیاورد، برای شنیدن پاسخ عجله نکند و وقتی از ترس یا شکست حرف می زنیم، فورا موضوع را عوض نکند.
تنهایی پنهان در افراد پرارتباط
تنهایی پنهان اغلب در افرادی دیده می شود که از بیرون فعال و اجتماعی به نظر می رسند. آنها در گروه ها حضور دارند، پیام ها را جواب می دهند و حتی دیگران را می خندانند، اما از گفتن نیازهای عاطفی خود پرهیز می کنند. شاید نگران باشند که آسیب پذیری شان بار اضافی برای دیگران باشد؛ شاید هم بارها تجربه کرده اند که حرف هایشان جدی گرفته نشده است. در این وضعیت، فرد ممکن است رابطه داشته باشد، اما در رابطه احساس تنهایی کند.
برای فهمیدن کیفیت ارتباط، پرسش مفید این نیست که چند نفر در فهرست تماس های ما هستند. می توان از خود پرسید: اگر روز سختی داشته باشم، با چه کسی می توانم بی آنکه نقش انسان خوب یا قوی را بازی کنم حرف بزنم؟ در کدام رابطه احساس می کنم لازم نیست خودم را ویرایش کنم؟ آیا من هم برای شنیدن دیگری وقت می گذارم؟ این پرسش ها بجای شمردن تماس ها، ما را به تجربه تعلق نزدیک می کنند.
گاهی شروع تغییر، کار بزرگی نیست. می توان بجای فرستادن یک واکنش کوتاه، از یک نفر پرسید این روزها چه چیزی بیشتر از همه ذهنت را مشغول کرده است؛ بعد واقعا برای شنیدن پاسخ ماند. می توان یک دیدار کوتاه را از میان پیام های پراکنده انتخاب کرد یا به دوستی گفت مدتی است دلتنگ گفت وگوی واقعی شده ایم. این کارها تضمین نمی کنند که تنهایی ناپدید شود، اما امکان تجربه حضور را بیشتر می کنند.
وصل بودن به همه، به معنای نزدیک بودن به کسی نیست. صمیمیت وقتی شکل می گیرد که ارتباط از تبادل خبر و نشانه فراتر برود و به توجه، اعتماد و امکان آشکار بودن برسد. شاید پرسش این نباشد که چرا با این همه ابزار هنوز تنهاییم؛ شاید باید پرسید در میان این همه تماس، کجا فرصت می دهیم کسی واقعا ما را ببیند؟
-
برنی سندرز: بودجه جنگ علیه ایران را قطع خواهیم کرد + فیلم
ارسال نظر