چرا بعضی زخم ها را کسانی می زنند که بیشتر از همه دوستشان داریم؟
دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاددانشگاه-
رکنا: یک جمله از غریبه ممکن است چند دقیقه ناراحتمان کند. همان جمله از کسی که دوستش داریم، گاهی سالها در ذهن می ماند. علت فقط شدت کلمات نیست. حرف عزیزان به نقطه ای نزدیک می شود که انتظار امنیت، پذیرفته شدن و اهمیت داشتن در آن قرار دارد. وقتی همان کسی که باید پناه باشد تحقیر، بی اعتنایی یا خیانت می کند، رنج با پرسشی عمیق تر همراه می شود: آیا هنوز برای او مهم هستم؟
نزدیکی، آسیب پذیری را بیشتر می کند
رابطه نزدیک فقط محل محبت نیست. جای وابستگی و نیاز هم هست. در روابط عاطفی و خانوادگی، افراد به یکدیگر تکیه می کنند، از هم انتظار دارند و گاهی آسیب پذیری هایی را آشکار می کنند که به هر کسی نشان نمی دهند. نظریه دلبستگی توضیح می دهد رفتار نزدیکان می تواند احساس امنیت یا تهدید را در ما فعال کند. پژوهش های مربوط به دلبستگی بزرگسالان نیز نشان می دهند نگرانی از طرد شدن یا دشواری اعتماد، بر تجربه تعارض و تنظیم هیجان در روابط اثر می گذارد.
ما معمولا از کسی که اهمیتی برایمان ندارد انتظار مراقبت نداریم اما از مادر، پدر، خواهر، همسر یا شریک عاطفی ممکن است انتظار داشته باشیم درد ما را بفهمد، راز ما را نگه دارد یا در لحظه حساس کنارمان بماند. وقتی این انتظار برآورده نمی شود، فقط از یک رفتار ناراحت نیستیم. تصویرمان از رابطه هم آسیب می بیند. گاهی زخم اصلی این است که در لحظه ای که به حمایت احتیاج داشتیم، تنها ماندیم.
زخم های آموخته شده در خانواده و رابطه عاطفی
در خانواده، بعضی آسیب ها شکل تکرار دارند: مقایسه کردن فرزندان، تمسخر احساسات، بی توجهی به خواسته های فرد یا شرطی کردن محبت به موفقیت و اطاعت. ممکن است این رفتارها با جمله هایی مثل شوخی کردم یا خیرت را می خواهم توجیه شوند. نیت می تواند مهم باشد، اما اثر رفتار را پاک نمی کند. اگر کسی بارها احساس کند برای دوست داشته شدن باید سکوت کند، نمره خوب بگیرد یا نیازهایش را پنهان کند، ممکن است در بزرگسالی هم محبت را با ترس از دست دادن آن تجربه کند.
در رابطه عاطفی هم همین تعارض دیده می شود. آدم ممکن است هم از شریکش دلخور باشد و هم برای از دست دادنش بترسد. ممکن است رفتار آزاردهنده را کوچک جلوه دهد تا پیوند حفظ شود، یا برعکس، با حمله و سرزنش بکوشد بالاخره دیده شود. دلبستگی می تواند سبب شود رفتار منفی شریک برایمان معنایی فراتر از همان لحظه پیدا کند: دیر جواب دادن شاید به شکل بی اهمیت بودن تعبیر شود و یک اختلاف نظر به ترس از ترک شدن برسد. این واکنش ها به تنهایی نشانه اختلال نیستند؛ تجربه فرد، تاریخچه رابطه و شرایط کنونی هم اهمیت دارند.
فهمیدن آسیب توجیه آن نیست
شناخت این سازوکار به معنای توجیه آسیب نیست. دوست داشتن، مجوز تحقیر، تهدید، کنترل یا خشونت نمی شود. گاهی فردی که به ما نزدیک است، رفتار آسیب زننده ای دارد و مسئولیت آن با خود اوست. تحلیل روانشناختی باید به فهم رابطه کمک کند، نه اینکه فرد آسیب دیده را وادار کند آسیب را به حساب حساس بودن خودش بگذارد. در روابط همراه با خشونت یا تهدید، اولویت با ایمنی و کمک گرفتن از منابع حمایتی است.
برای تشخیص زخم، می توان به جای بحث درباره اینکه چه کسی حساس تر است، روی رفتار مشخص تمرکز کرد: چه اتفاقی افتاد؟ چه احساسی ایجاد کرد؟ آیا این رفتار تکرار می شود؟ وقتی درباره اثر آن حرف می زنم، طرف مقابل گوش می دهد یا مرا مسخره و سرزنش می کند؟ تفاوت مهمی میان اشتباه، پذیرفتن مسئولیت و تلاش برای ترمیم، با الگویی مداوم از آسیب و انکار وجود دارد.
ترمیم همیشه با یک عذرخواهی کوتاه تمام نمی شود. گاهی به تغییر قابل مشاهده، گفت وگوی امن، حد و مرز تازه یا کمک حرفه ای نیاز است. فرد آسیب دیده هم لازم نیست برای اثبات عشق، درد خود را انکار کند. می تواند هم کسی را دوست داشته باشد و هم بگوید این رفتار برای من پذیرفتنی نیست.
شاید زخم عزیزان عمیق تر است، چون با نیاز ما به تعلق و امنیت گره می خورد. اما همین فهم می تواند نقطه شروع باشد: ببینیم کدام بخش از رنج به رفتار امروز مربوط است و کدام بخش با ترس ها و تجربه های قدیمی پیوند دارد. سپس می توان پرسید آیا این رابطه ظرفیت شنیدن، مسئولیت پذیری و تغییر دارد؟ پاسخ این پرسش درباره آینده رابطه، از شدت عشق مهم تر است.
-
۸۵ ثانیه تا آزادی؛ قوه قضائیه برای کاهش بازداشتهای غیرضروری سامانه راهاندازی کرد
ارسال نظر