چرا زندگی خصوصی سلبریتیها برایمان جذاب است؟ / نگاهی روانشناختی به جذابیت زندگی خصوصی چهرههای مشهور
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: چرا خبر جدایی یک سلبریتی، ازدواج یک بازیگر، اختلاف دو چهره مشهور یا حتی یک عکس خصوصی می تواند ساعت ها ذهن مردم را درگیر کند، در حالی که اتفاق مشابه برای آدمی که در همسایگی ما زندگی می کند شاید حتی چند دقیقه هم توجه ما را نگیرند؟ ماجرا فقط کنجکاوی نیست. پشت دنبال کردن زندگی آدم های مشهور، ترکیبی از مقایسه اجتماعی، نیاز به تعلق، کنجکاوی، هیجان و تلاش ذهن برای فهمیدن رفتار دیگران وجود دارد؛ و شبکه های اجتماعی این چرخه را بسیار سریع تر کرده اند.
انسان ها به طور طبیعی به اطلاعات اجتماعی حساس اند. ما برای فهمیدن اینکه دیگران چه می کنند، چه تصمیمی می گیرند و در چه موقعیتی قرار دارند، بخش قابل توجهی از توجه خود را صرف اطلاعات مربوط به دیگران می کنیم. وقتی این فرد یک چهره مشهور است، اطلاعات او می تواند به دلیل شهرت، دسترسی گسترده و تکرار مداوم در رسانه ها ارزش توجه بیشتری پیدا کند.
اما سلبریتی فقط یک فرد مشهور نیست. او برای بخشی از مخاطبان تبدیل به یک نقطه مقایسه می شود. لباس او را می بینیم. رابطه اش را می بینیم. خانه اش را می بینیم. موفقیتش را می بینیم. شکستش را می بینیم و بعد، حتی بدون اینکه آگاه باشیم، زندگی خودمان را کنار تصویری که از زندگی او ساخته شده قرار می دهیم.
این همان چیزی است که روانشناسی اجتماعی از آن با مفهوم مقایسه اجتماعی یاد می کند. نظریه مقایسه اجتماعی لئون فستینگر توضیح می دهد که افراد برای ارزیابی خودشان، در بسیاری از موقعیت ها خود را با دیگران مقایسه می کنند.
سلبریتی ها برای این مقایسه یک ویژگی مهم دارند؛ دیده شدن آنها بسیار بیشتر از آدم های معمولی است. ما معمولا بخش های انتخاب شده زندگی آنها را می بینیم، نه کل زندگی را.
در شبکه های اجتماعی، این مسئله شدیدتر می شود. پژوهش ها درباره استفاده از شبکه های اجتماعی نشان داده اند که مقایسه اجتماعی در فضای آنلاین می تواند با ارزیابی فرد از خودش و احساسات او نسبت به زندگی دیگران ارتباط داشته باشد. البته شدت و جهت این رابطه به نوع استفاده از شبکه اجتماعی و ویژگی های فردی بستگی دارد یعنی ممکن است یک نفر با دیدن زندگی یک چهره مشهور احساس انگیزه کند و دیگری احساس کند از زندگی عقب مانده است اما داستان فقط درباره مقایسه نیست.
![]()
رابطه پاراسوشال یا شبه اجتماعی
یک عامل مهم دیگر، رابطه پاراسوشال یا شبه اجتماعی است. رابطه پاراسوشال به نوعی احساس آشنایی و ارتباط یک طرفه با چهره ای رسانه ای گفته می شود. فرد مشهور مخاطب را نمی شناسد، اما مخاطب ممکن است احساس کند او را می شناسد؛ چون بارها او را دیده، مصاحبه هایش را دنبال کرده، درباره خانواده اش اطلاعات دارد و از اتفاقات زندگی اش باخبر است.
به همین دلیل وقتی درباره جدایی یا بحران زندگی یک چهره مشهور خبری منتشر می شود، واکنش بعضی مخاطبان می تواند شبیه واکنش به خبر درباره یک آشنای دور باشد. این احساس آشنایی می تواند با میزان دنبال کردن و تعامل با محتوای فرد مشهور ارتباط پیدا کند. در چنین شرایطی، خبر دیگر فقط خبر نیست. برای مخاطب تبدیل به بخشی از داستانی می شود که مدت ها دنبال کرده است.
به همین دلیل است که یک رابطه عاشقانه میان دو چهره مشهور ممکن است برای میلیون ها نفر جذاب شود. مخاطب از ابتدا با رابطه آشنا شده، مراحل آن را دنبال کرده، تصاویر و مصاحبه ها را دیده و حالا می خواهد بداند پایان داستان چه شده است. اما بخش تاریک تر ماجرا زمانی شروع می شود که کنجکاوی تبدیل به پیگیری وسواس گونه شود. یک خبر را می بینیم. بعد کامنت ها را می خوانیم. بعد صفحه فرد را باز می کنیم. بعد صفحه شریک عاطفی یا خانواده او را پیدا می کنیم. بعد سراغ خبرهای قدیمی می رویم و ناگهان متوجه می شویم برای یک اتفاق، ده ها دقیقه یا حتی ساعت وقت گذاشته ایم. اینجا الگوریتم های شبکه های اجتماعی هم وارد بازی می شوند.
محتوایی که توجه ما را بیشتر جلب کند، احتمال بیشتری دارد دوباره جلوی چشممان قرار بگیرد. اگر کاربر روی اخبار مربوط به جدایی، اختلاف، رسوایی یا زندگی خصوصی یک چهره مشهور مکث کند، جست وجو کند یا چندین مطلب مشابه بخواند، ممکن است با محتوای بیشتری از همان جنس روبه رو شود. در نتیجه، فرد ممکن است تصور کند همه جا درباره همان موضوع صحبت می کنند. در حالی که بخشی از این احساس، نتیجه شخصی سازی محتوایی است که دریافت می کند.
![]()
روانشناسی توجه و سلبریتی ها
از سوی دیگر، خبرهای منفی و تعارض آمیز معمولا ظرفیت بالایی برای جلب توجه دارند. روانشناسی توجه نشان می دهد که اطلاعات تهدیدآمیز یا منفی می تواند توجه انسان را به شکل قدرتمندی به خود جلب کند. این موضوع در فضای رسانه ای اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یک بحران در زندگی یک فرد مشهور می تواند بسیار بیشتر از یک خبر عادی درباره موفقیت روزمره او دیده شود. اما چرا مردم حتی شایعه را هم دنبال می کنند؟ یکی از پاسخ ها نیاز به کاهش ابهام است. وقتی اطلاعات ناقص است، ذهن انسان تمایل دارد تصویر کامل تری بسازد. مثلا وقتی دو چهره مشهور دیگر کنار هم دیده نمی شوند، بخشی از مخاطبان شروع می کنند به کنار هم گذاشتن نشانه ها. یک عکس قدیمی. یک حذف دنبال کردن. یک جمله مبهم. یک استوری و بعد از کنار هم گذاشتن این تکه ها، یک داستان ساخته می شود.
مشکل اینجاست که داستان ذهنی الزاما واقعیت نیست. وقتی اطلاعات رسمی وجود ندارد، انسان ممکن است جاهای خالی را با حدس پر کند. سپس همین حدس، وقتی چند بار در شبکه های اجتماعی تکرار شود، برای بعضی مخاطبان شکل واقعیت پیدا می کند. از اینجا شایعه قدرت می گیرد.
روانشناسی اجتماعی مدت هاست نشان داده که انتقال شایعه فقط به محتوای خبر وابسته نیست؛ اهمیت موضوع و میزان ابهام درباره آن نیز می تواند در شکل گیری و انتقال شایعه نقش داشته باشد. اما باید یک مرز مهم را حفظ کرد.
![]()
کنجکاوی نسبت به زندگی افراد مشهور مشکل روانشناختی است؟
کنجکاوی نسبت به زندگی افراد مشهور، به خودی خود نشانه مشکل روانشناختی نیست. دیدن یک خبر، دنبال کردن یک بازیگر یا علاقه داشتن به زندگی یک خواننده بخشی از مصرف معمول رسانه ای است. مسئله زمانی قابل توجه می شود که این پیگیری کنترل فرد را از بین ببرد؛ یعنی فرد نتواند گوشی را کنار بگذارد، مدام صفحه های مختلف را بررسی کند، ساعت ها درگیر یک زندگی خصوصی شود یا حال روانی اش به شکل شدیدی با اتفاقات زندگی فرد مشهور بالا و پایین برود. یکی از جذاب ترین بخش های شهرت همین است که انسان مشهور به آینه ای اجتماعی تبدیل می شود. ما فقط او را تماشا نمی کنیم؛ گاهی خودمان را در مقایسه با او می بینیم.موفقیت او می تواند احساس کمبود ما را فعال کند. رابطه او می تواند حسرت یا امید ایجاد کند. شکست او می تواند اضطراب های خودمان را یادآوری کند و حتی بحران زندگی او ممکن است احساس کنجکاوی یا امنیت کاذب ایجاد کند که مشکلات فقط برای ما اتفاق نمی افتند.
بنابراین گاهی سوال واقعی این نیست که چرا فلان سلبریتی از همسرش جدا شد. سوال مهمتر این است که چرا این اتفاق تا این اندازه برای من مهم شده است؟
-
فیلم شکار آسان توسط سلطان جنگل
ارسال نظر