دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، پنج سال خشکسالی ممتد، ساختار منابع آب تهران را وارد مرحلهای کرده که کارشناسان از آن با عنوان «ناترازی پایدار» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن حتی افزایش بارشها نیز قادر به ترمیم کسری انباشته مخازن نیست. دادههای رسمی نشان میدهد بارشهای امسال نهتنها حجم مفید سدهای پایتخت را به سطح مطلوب نرسانده، بلکه مجموع ذخیره نسبت به سال گذشته کاهش یافته است؛ نشانهای روشن از ورود تهران به منطقه خطر هیدرولوژیک، جایی که امنیت آبی، تابآوری شهری و پایداری زیستمحیطی همزمان زیر فشار قرار گرفتهاند.
رکنا، بیش از پنجاه روز از قطع اینترنت بینالملل میگذرد و زندگی دیجیتال مردم ایران، از مادر خانهداری که دنبال یک نسخه آشپزی یا نشانه پزشکی برای فرزندش میگردد تا دانشجویان، معلمان، استادان دانشگاه و هزاران کسبوکار، در بنبست پلتفرمهایی گرفتار شده که قرار بود جایگزین باشند اما حتی نیازهای ابتدایی را هم پاسخ نمیدهند. بهجای اتصال پایدار به جهان، جامعه با جویشگرهای بیداده، خدمات کند و ابزارهای ناقص روبهرو شده است؛ وضعیتی که نشان میدهد ادعای «خودکفایی دیجیتال» فاصلهای عمیق با واقعیت زندگی مردم و زیرساختهای فنی کشور دارد.
رکنا، در پایان جنگ ۴۰ روزهای که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ پایتخت را در معرض حملات گسترده قرار داد، تهران هنوز در وضعیت محتاط در حرکت به سر میبرد. بیش از ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد تولیدی و دهها مرکز آموزشی و درمانی آسیب دیدهاند و آتشبس شکننده تنها فرصتی کوتاه برای نفس کشیدن اقتصاد شهری فراهم کرده است؛ اقتصادی که با زخمهای عمیق و نگرانی از فروپاشی دوباره نظم حرکتی، مسیر بازیابی خود را آغاز کرده است.
رکنا، آمارها تصویری سنگین از خسارتهای جنگ چهلروزه در پایتخت ترسیم میکنند؛ ۶۴۹ اصابت در نقاط مختلف تهران، آسیب به ۴۶ هزار و ۶۲۳ واحد مسکونی، خسارت به ۹۱۱۴ خودرو و ۵۸۷ موتورسیکلت. ارقامی که نشان میدهد دامنه ضربهها از دیوار خانهها تا خیابانها کشیده شده و بخش بزرگی از بافت شهری تهران را درگیر کرده است.
رکنا، در پایان جنگی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ کشور را در هم کوبید، پزشکی قانونی از ثبت ۳۳۷۵ کشته خبر داده است؛ جنگی که شدت آن به حدی بوده که ۴۰ درصد اجساد حتی قابل شناسایی نبودهاند. تهران، هرمزگان و اصفهان بیشترین تعداد قربانیان را به خود اختصاص دادهاند و در میان کشتهشدگان، از نوزادان چندماهه تا سالمندان بالای هفتاد سال دیده میشود؛ تصویری عریان از جنگی که نسل نمیشناسد و همه را در دام خود میکشد.
رکنا، از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، خاموشی ۱۲۷۲ ساعته اینترنت، اقتصاد کشور را با زیانی نزدیک به دو میلیارد دلار روبهرو کرده و هر روز بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ میلیارد تومان از درآمد کسبوکارهای خرد و کاربران حرفهای را از میان برده است. در این دوره، بیش از پنجاه روز توقف جریان داده نهتنها چرخ تجارت آنلاین، آموزش و پژوهش را کند کرده بلکه امنیت سایبری را نیز به پایینترین سطح رسانده است؛ خاموشیای که هر ساعت آن به معنای ریزش سرمایه، فرصت و اعتماد ملی بوده است.
رکنا، در حالی که دولت برای کاهش فشار اقتصادی پس از جنگ چهلروزه و سال تورمی، بانکها را به تعویق اقساط و حذف جریمهها ملزم کرده بود، گزارشهای میدانی از اجرای ناقص این سیاستها حکایت دارد؛ روندی که نهتنها وامگیرندگان را با جریمه مواجه کرده، بلکه با انتقال بدهی به ضامنان، بازنشستگان را نیز به حلقه جدیدی از آسیب اقتصادی وارد خواهند شد.
رکنا، شناسایی ۲۷ یوز آسیایی شامل ۲۱ فرد بالغ و ۶ توله در زیستگاههای ایران اگرچه نشان میدهد این گونه هنوز در دشتهای مرکزی کشور حضور دارد، اما از منظر بومشناسی جمعیت، این عدد همچنان در محدوده «جمعیت بحرانی» قرار میگیرد. در شرایطی که کل جمعیت جهانی یوز آسیایی به چند ده فرد محدود شده، خطر کاهش تنوع ژنتیکی، تکهتکه شدن زیستگاهها و تلفات جادهای همچنان آینده سریعترین پستاندار خشکی را در ایران با عدم قطعیت جدی روبهرو کرده است.
رکنا، امروز در ایران روز دختر است؛ روزی که قرار بود جشن معصومیت و امید باشد، اما امسال بر شانههای زخمی نسلی ایستاده که تنها چند هفته پیش صدای موشک را به جای زنگ مدرسه شنید. در جنگ چهلروزهای که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ ادامه داشت، بنا بر آمار رسمی دستکم صد دانشآموز دختر جان باختند؛ کودکانی که برخی از آنها در همان جایی کشته شدند که باید امنترین نقطه زندگیشان باشد یعنی مدرسه. با این حال، در جهانی که مدام از حقوق کودک سخن میگوید، مرگ و وحشت این دختران با سکوتی سنگین پاسخ داده شد؛ سکوتی که این پرسش تلخ را پررنگتر میکند که آیا رنج کودکان ایرانی دیده میشود؟
رکنا، در شرایطی که اقتصاد کشور زیر فشار تورم، شوکهای جنگی و اختلالهای گسترده ارتباطی قرار گرفته و این مجموعه عوامل به تعطیلی و تضعیف کسبوکارهای کوچک، رسانههای مستقل و بخش خدمات منجر شده است، موجی از تعدیل نیرو و توقف فعالیت در حال گسترش است. در این وضعیت، بازتعریف مسئولیت اجتماعی صنایع بزرگ بهعنوان یک ابزار هدفمند برای حفظ اشتغال و جلوگیری از فروپاشی بنگاههای کوچک، به یکی از معدود مسیرهای قابل اتکا برای کاهش سرعت بحران در بازار کار و کنترل فشار بر نظام تأمین اجتماعی تبدیل شده است.