دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، در حالیکه خرسهای قهوهای ایران یکییکی با گلوله، تله و طعمهسمی از پا درمیآیند و مرگ بسیاری از آنها حتی هرگز ثبت نمیشود، سازمان حفاظت محیطزیست کشور با برنامههای نیمهکاره، کمیتهای که فقط روی کاغذ وجود دارد و فقدان هرگونه برآورد علمی، عملاً گونهای کلیدی را به لبه نابودی رانده است؛ مرگهایی که نه تصادف طبیعت که محصول مستقیم خلأ مدیریت و بیعملی ساختاریاند.
رکنا، ماجرای حذف تیک آبی حساب کاربری اسماعیل بقایی در ایکس، بحثی فراتر از یک حساب رسمی را در فضای رسانهای زنده کرده است؛ بحثی که به نحوه استفاده مقامات از پلتفرمهای فیلترشده و همزمان محدودیت دسترسی شهروندان به همان بسترها بازمیگردد. این دوگانگی در ماههای اخیر و همزمان با تشدید محدودیتهای اینترنتی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
رکنا، انفجار قیمت تلفن همراه در شرایطی رقم خورده که مسئلهای فراتر از گرانی، بازار موبایل را فلج کرده است؛ دسترسی نابرابر به اینترنت بینالملل. در بازاری که آیفونهای فعالنشده با قیمتهای چندصد میلیونی عرضه میشوند، خرید و فروش گوشی به امتیازی وابسته شده که همه به آن دسترسی ندارند. اختلال یا قطع اینترنت جهانی، از فعالسازی اولیه تا انتقال حسابهای کاربری و بازیابی دادهها، زنجیرهای از مشکلات فنی ایجاد کرده که نتیجه آن حذف موبایل از سبد خرید مردم و شکلگیری نوعی رانت پنهان در دل بازار فناوری است.
رکنا، مدارس غیردولتی با وعده کیفیت آموزشی بالاتر، امکانات بهتر و توجه بیشتر به دانشآموزان، سهم قابل توجهی از نظام آموزشی ایران را در اختیار گرفتهاند؛ اما در شرایطی که حداقل شهریه برخی از این مدارس به حدود ۱۰۰ میلیون تومان رسیده، تعطیلیهای مکرر و تبدیل کلاسهای حضوری به آموزش آنلاین کوتاه و کمکیفیت این پرسش جدی را پیش روی خانوادهها قرار داده است که در برابر این هزینه سنگین، دقیقا چه خدمتی دریافت میکنند.
رکنا، پس از قطع اینترنت بینالملل در جریان جنگ نظامی و آغاز توزیع محدود اینترنت «پرو»، دسترسی به شبکه جهانی در ایران بیش از پیش از یک حق عمومی به امتیازی سهمیهبندیشده بدل شد. بررسی الگوی مصرف سیمکارتهای پرو نشان میدهد محدودیت روزانه ۲ گیگابایت، که پس از آن اتصال به اینترنت ملی بازمیگردد، به شکلی قابلتأمل با ویپیانهای فروختهشده در بازار همخوانی دارد؛ ویپیانهایی که آنها نیز با سقف مصرف روزانه ۲ گیگابایت عرضه میشوند. این تشابه، احتمال شکلگیری یک بازار بازفروشی اینترنت بر پایه سیمکارتهای پرو را پررنگ کرده است.
رکنا، در شرایطی که افزایش قیمتها به تجربه روزمره شهروندان تبدیل شده، صرف اعلام اطلاع از گرانی نمیتواند پاسخگوی نگرانیهای اجتماعی باشد. افکار عمومی در چنین فضایی انتظار دارد مسئولان اجرایی، علاوه بر بیان آگاهی از وضعیت بازار، برنامه و اقدام مشخصی برای کنترل قیمتها و بازگرداندن ثبات اقتصادی ارائه کنند.
رکنا، قطع اینترنت بینالملل در ایران از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۵، فقط دسترسی شهروندان به شبکههای جهانی را محدود نکرده؛ به گفته فعالان حوزه فیلمبرداری، تولید محتوا و فروش آنلاین، چرخه کار و درآمدشان را هم متوقف کرده است. آنها میگویند با خاموشی ارتباط جهانی، کسبوکارها «مخاطب» را از دست دادهاند و حتی بستههای اینترنت حرفهای نیز بدون زیرساخت و امکان دیدهشدن، راهحل واقعی نیست؛ نتیجه برای بسیاری از آنان بیکاری، فروش دارایی و رسیدن به شرایطی است که از آن به «جنگیدن برای نان شب» تعبیر میشود.
رکنا، ایران در سال ۱۴۰۵ در میانه جنگی قرار دارد که میدان آن فقط مرزها نیست؛ تورم افسارگسیخته، تولید ازپاافتاده و قطع اینترنت، سفره و شغل و امنیت اقتصادی مردم را در یکزمان نشانه رفتهاند. سبد معیشت از ۴۵ به ۷۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده و درآمد کارگری با سقف ۲۶ میلیون تومان، تنها یکسوم هزینههای ضروری را پوشش میدهد. با حذف مشاغل دیجیتال و ناکامی یارانهها و کالابرگ، جامعه مزدبگیر در مسیری قرار گرفته که هر روز بخشی از توان بقا را از دست میدهد.
رکنا، اقتصاد ایران در نخستین فصل سال، زیر فشار همزمانِ جنگ ، نوسانات بازار ارز و تورم ساختاری قرار گرفته است. افزایش قیمت کالاهای استراتژیک، بالا رفتن هزینه واردات و کاهش ارزش پول ملی، سه ضلع مثلثی هستند که زندگی مردم را احاطه کردهاند. در چنین وضعیتی، افزایش حقوق، هرچند با نیت جبران طراحی شده باشد، همچون دویدن روی تردمیل است، حرکت وجود دارد، اما جابهجایی واقعی نه.
رکنا، همزمان با آغاز روزهای گرم پایان اسفند، فصل تازهای از آلرژیهای فصلی در سراسر ایران شکل میگیرد؛ فصلی که با وزش بادهای ناگهانی، شکوفهدهی گسترده درختان و افزایش ریزگردها، برای میلیونها نفر یادآور عطسههای مکرر، سرفههای ممتد و التهابهای تنفسی است. تفاوتهای اقلیمی و پوشش گیاهی در استانهای مختلف کشور باعث شده الگوی آلرژی در هر منطقه چهره خاص خود را داشته باشد؛ از گرده چنارهای تهران تا رطوبت کپکزا در گیلان، و از باغات پرتراکم مرکبات مازندران تا بادهای غباری خوزستان. این گزارش، با مروری تحلیلی بر دادههای زیستمحیطی و شرایط محلی، تصویری دقیق از پراکندگی آلرژنها و حساسیتهای بهاری در ایران ارائه میدهد.