محیط زیست ایران در آستانه فرسودگی کامل/  وقتی طبیعت کشور قربانی توسعه بی‌ضابطه و مدیریت بی‌اقتدار محیط زیستی شد
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  روز جهانی محیط زیست برای بسیاری از کشورها فرصتی است تا دستاوردهای خود در حفاظت از منابع طبیعی را مرور کنند، اما برای ایران بیش از آنکه روز جشن باشد، روز حسابرسی است؛ حسابرسی از سرنوشت رودخانه‌هایی که خشک شدند، تالاب‌هایی که به کانون گرد و غبار تبدیل شدند، جنگل‌هایی که زیر تیغ زمین‌خواری و ویلاسازی از بین رفتند و دشت‌هایی که به دلیل برداشت بی‌رویه آب در حال فرونشست هستند.

محیط زیست ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های همزمان روبه‌رو است؛ بحران آب، آلودگی هوا، فرسایش خاک، نابودی تنوع زیستی، مدیریت ناکارآمد پسماند، تخریب جنگل‌ها و مراتع و گسترش بیابان‌زایی. هر کدام از این بحران‌ها به تنهایی توانایی ایجاد خسارت‌های گسترده اقتصادی و اجتماعی را دارند، اما خطر اصلی در پیوند میان آنهاست؛ جایی که یک بحران، بحران دیگری را تشدید می‌کند و کشور را وارد چرخه‌ای از تخریب مستمر می‌سازد.

در صدر این فهرست، بحران آب قرار دارد. دهه‌ها برداشت بی‌حساب از منابع زیرزمینی، توسعه کشاورزی بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک سرزمین، سدسازی‌های گسترده و مدیریت غیرعلمی منابع آبی، بسیاری از دشت‌های ایران را به مرز فروپاشی رسانده است. خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب هورالعظیم، گاوخونی، بختگان و ده‌ها تالاب دیگر تنها بخشی از نتایج این سیاست‌هاست. امروز مسئله فقط کمبود آب نیست؛ مسئله از دست رفتن امنیت زیستی و حتی امنیت اجتماعی در بخش‌های وسیعی از کشور است.

در کنار بحران آب، آلودگی هوا به یکی از مرگبارترین تهدیدهای زیست‌محیطی ایران تبدیل شده است. میلیون‌ها شهروند در تهران، اصفهان، مشهد، اهواز، اراک و تبریز بخش قابل توجهی از سال را در هوایی تنفس می‌کنند که استانداردهای سلامت را نقض می‌کند. سوخت‌های بی‌کیفیت، خودروهای فرسوده، صنایع آلاینده و ضعف جدی در توسعه حمل‌ونقل عمومی، هوای پاک را به کالایی کمیاب تبدیل کرده است.

وضعیت خاک نیز کمتر از آب نگران‌کننده نیست. ایران از جمله کشورهایی است که با یکی از بالاترین نرخ‌های فرسایش خاک در جهان روبه‌رو است. تخریب پوشش گیاهی، چرای بی‌رویه دام، تغییر کاربری اراضی، معدن‌کاوی غیرمسئولانه و کشاورزی غیراصولی، سرمایه‌ای را از بین می‌برد که شکل‌گیری هر سانتی‌متر آن به صدها سال زمان نیاز دارد. خاک از دست رفته تنها یک مسئله زیست‌محیطی نیست؛ تهدیدی برای امنیت غذایی نسل‌های آینده است.

در جنگل‌ها و مراتع نیز شرایط امیدوارکننده نیست. جنگل‌های هیرکانی، زاگرس و بسیاری از رویشگاه‌های ارزشمند کشور تحت فشار همزمان خشکسالی، آفات، آتش‌سوزی، قاچاق چوب، جاده‌سازی و ساخت‌وساز قرار دارند. در برخی مناطق، منافع اقتصادی کوتاه‌مدت بر منافع ملی بلندمدت غلبه کرده و طبیعت به بهای سودجویی‌های مقطعی قربانی شده است.

از سوی دیگر، حیات وحش ایران در سکوت در حال عقب‌نشینی است. گونه‌های ارزشمندی مانند یوز آسیایی، گورخر ایرانی، خرس سیاه، پلنگ ایرانی و ده‌ها گونه دیگر تحت فشار تخریب زیستگاه، شکار غیرمجاز و کمبود منابع آبی قرار دارند. کاهش جمعیت این گونه‌ها تنها از بین رفتن چند حیوان نیست؛ نشانه برهم خوردن تعادل اکولوژیک سرزمینی است که هزاران سال میزبان تنوع زیستی کم‌نظیری بوده است.

اما شاید مهم‌ترین مسئله، ساختار حکمرانی محیط زیست در ایران باشد. واقعیت آن است که بسیاری از بحران‌های موجود نه به دلیل کمبود قوانین، بلکه به دلیل ضعف اجرای قوانین شکل گرفته‌اند. سازمان حفاظت محیط زیست در ظاهر بالاترین نهاد متولی صیانت از طبیعت کشور است، اما جایگاه حقوقی آن با یک تناقض جدی روبه‌رو است. رئیس این سازمان همزمان معاون رئیس‌جمهور است و بخشی از ساختار اجرایی دولت به شمار می‌رود. همین موضوع در عمل قدرت تقابل مؤثر با سایر دستگاه‌های دولتی را کاهش می‌دهد.

زمانی که یک وزارتخانه در حال اجرای پروژه‌ای عمرانی، صنعتی، معدنی یا انتقال آب است که آثار مخرب زیست‌محیطی دارد، سازمانی که رئیس آن عضوی از همان دولت است تا چه اندازه می‌تواند در برابر آن بایستد؟ تجربه سال‌های گذشته نشان داده که خروجی این وضعیت اغلب به صدور بیانیه‌ها، هشدارهای کلی، مواضع محافظه‌کارانه و اعتراض‌های کم‌اثر محدود شده است. در بسیاری از پرونده‌های مهم محیط زیستی کشور، آنچه مشاهده شده نه اقتدار نظارتی، بلکه نوعی ملاحظه‌کاری ساختاری بوده است.

محیط زیست زمانی می‌تواند از خود دفاع کند که نهاد متولی آن از استقلال، اقتدار حقوقی و ضمانت اجرایی کافی برخوردار باشد. در غیر این صورت، توسعه‌گرایی بی‌ضابطه همواره بر ملاحظات زیست‌محیطی غلبه خواهد کرد و طبیعت بازنده اصلی خواهد بود.

امروز مسئله محیط زیست دیگر یک موضوع لوکس، تزئینی یا صرفاً مربوط به دوستداران طبیعت نیست. آب، هوا، خاک، جنگل و تنوع زیستی مستقیماً با سلامت، اقتصاد، امنیت غذایی، اشتغال، مهاجرت و حتی ثبات اجتماعی کشور گره خورده‌اند. هر هکتار جنگل نابودشده، هر تالاب خشک‌شده و هر دشت فرونشسته، بخشی از سرمایه ملی را از بین می‌برد.

روز محیط زیست امسال بیش از هر زمان دیگری یادآور این واقعیت است که طبیعت ایران دیگر فرصتی برای آزمون و خطا ندارد. سرزمینی که هزاران سال با اقلیم سخت سازگار شده بود، اکنون بیش از آنکه قربانی خشکسالی و تغییرات اقلیمی باشد، قربانی تصمیم‌هایی است که ظرفیت‌های طبیعی آن را نادیده گرفته‌اند. اگر مسیر کنونی ادامه پیدا کند، نسل‌های آینده نه تنها منابع طبیعی غنی، بلکه بخشی از قابلیت زیست‌پذیری این سرزمین را از دست خواهند داد.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات