تعریف می‌شنوید اما ذهنتان «اما» می‌سازد؟ ۵ سؤال خودسنجی و راهکار روانشناسی

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، یک نفر می گوید ارائه خوبی داشتید، اما ذهن فورا اسلایدی را به یاد می آورد که به اندازه کافی خوب نبود. کسی از ظاهرتان تعریف می کند و توجه شما مستقیما به بخشی می رود که دوستش ندارید. مدیرتان عملکردتان را تحسین می کند، اما با خودتان فکر می کنید شاید فقط تعارف کرده است.

گاهی طرف مقابل هیچ ایرادی به تعریف اضافه نکرده است؛ این خود فرد است که تعریف را با یک اما ادامه می دهد. پرسش مهم این است که چرا پذیرفتن اطلاعات مثبت درباره خودمان برای بعضی از ما دشوار است؟

مغز فقط تعریف را نمی شنود؛ آن را با خودپنداره مقایسه می کند

خودپنداره مجموعه باورهایی است که فرد درباره توانایی ها، ظاهر، شخصیت و ارزش خود دارد. وقتی بازخورد دیگران با این تصویر هماهنگ باشد، پذیرفتن آن ساده تر است. اما اگر کسی سال ها خودش را ناتوان، معمولی یا دوست نداشتنی دیده باشد، یک تعریف مثبت می تواند با باورهای قدیمی او تعارض پیدا کند.

ذهن در چنین موقعیتی ممکن است به جای اصلاح تصویر قبلی، اعتبار تعریف را زیر سوال ببرد. فرد فکر می کند طرف مقابل او را درست نمی شناسد، تعارف می کند یا فقط یک موفقیت اتفاقی را دیده است.

پژوهش های مربوط به بازخورد اجتماعی نشان داده اند عزت نفس و هماهنگی بازخورد با خودپنداره می توانند بر نحوه پردازش اطلاعات مثبت و منفی اثر بگذارند. بنابراین مسئله همیشه دوست نداشتن تعریف نیست؛ گاهی تعریف با داستانی که فرد درباره خودش ساخته هماهنگ نیست.

کوچک کردن موفقیت همیشه فروتنی نیست

فرد ممکن است پس از هر موفقیت بگوید کار خاصی انجام نداده، همه می توانستند آن را انجام دهند یا فقط خوش شانس بوده است. چنین پاسخی گاهی از فروتنی اجتماعی می آید، اما اگر برای تقریبا تمام موفقیت ها تکرار شود، می تواند نشانه نادیده گرفتن منظم اطلاعات مثبت باشد.

الگوی مهم زمانی شکل می گیرد که فرد موفقیت را به شانس و شرایط نسبت می دهد، اما شکست را نتیجه ضعف شخصی خود می داند. در این حالت، حتی تجربه های مثبت نیز نمی توانند تصویر منفی او از خودش را تغییر دهند.

مغز ممکن است ده تعریف را موقتی و غیرواقعی بداند، اما یک انتقاد کوچک را مدرکی قطعی برای کافی نبودن فرد تلقی کند. دلیل آن این است که انتقاد با باور قدیمی هماهنگ است و برای پذیرفته شدن به بازنگری کمتری نیاز دارد.

چرا بعد از شنیدن تعریف، ذهنمان دنبال یک ایراد می گردد؟

چرا تعریف گاهی اضطراب ایجاد می کند؟

تعریف می تواند انتظار تازه ای بسازد. وقتی به فرد گفته می شود باهوش، قوی یا موفق است، ممکن است احساس کند از این پس حق اشتباه کردن، خسته شدن یا شکست خوردن ندارد.

در این وضعیت تعریف از یک بازخورد مثبت به یک قانون هویتی تبدیل می شود. فرد با خودش فکر می کند اگر واقعا توانمند است، باید همیشه عملکرد خوبی داشته باشد. هر اشتباه بعدی نیز می تواند تهدیدی برای این هویت تازه باشد.

به همین دلیل بعضی افراد تعریف را رد می کنند تا با فشار حفظ کردن آن روبه رو نشوند. پذیرفتن اینکه امروز عملکرد خوبی داشته اند برایشان به معنای تضمین همان عملکرد در تمام روزهای آینده است.

نگاه روانشناختی 

از نگاه روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی-، دریافت یک تعریف به معنای پذیرفتن حکمی همیشگی درباره شخصیت نیست. فرد می تواند بشنود که امروز خوب عمل کرده است، بدون اینکه نتیجه بگیرد از این پس نباید هیچ اشتباهی داشته باشد.

مشکل زمانی ایجاد می شود که تعریف به آزمون ارزشمندی تبدیل شود. فرد تصور می کند برای شایسته بودن تحسین، باید همیشه همان ویژگی را نشان دهد. در حالی که انسان می تواند توانمند باشد و اشتباه کند، قوی باشد و گاهی کمک بخواهد یا جذاب باشد و بخش هایی از ظاهرش را دوست نداشته باشد. تعریف سالم بخشی از واقعیت را توصیف می کند، نه تمام هویت فرد را.

آیا تعریف دقیق بهتر از تحسین اغراق آمیز است؟

همه تعریف ها کیفیت یکسانی ندارند. تعریف های مشخص معمولا اطلاعات مفیدتری ارائه می دهند. گفتن اینکه فرد با وجود خستگی کار را دقیق انجام داده، روشن تر از این است که او بهترین فرد جهان معرفی شود.

پژوهش های مربوط به کودکان نیز نشان داده اند تعریف اغراق آمیز همیشه پیامد مثبتی ندارد و در بعضی شرایط می تواند فشار یا تصویری شکننده از خود ایجاد کند. تعریف دقیق بر رفتار یا تلاش مشخص تمرکز دارد و کمتر به یک برچسب هویتی تبدیل می شود.

هدف این نیست که هر بازخورد مثبتی بدون بررسی پذیرفته شود. هدف آن است که تعریف فقط به دلیل ناهماهنگی با تصویر منفی فرد، فورا رد نشود.

چرا بعد از شنیدن تعریف، ذهنمان دنبال یک ایراد می گردد؟2

خودسنجی کنید: تعریف را بررسی می کنید یا رد؟

هنگام شنیدن تعریف، آیا اولین واکنش ذهنی شما پیدا کردن یک ایراد است؟ آیا موفقیت ها را به شانس نسبت می دهید، اما شکست ها را کاملا شخصی می کنید؟ آیا انتقاد دیگران را حقیقت و تعریف آنها را تعارف می دانید؟ آیا تعریف شدن باعث می شود نگران بالا رفتن انتظارها شوید؟ آیا برای رد کردن یک تعریف، اشتباهی قدیمی را به یاد می آورید؟

اگر پاسخ چند پرسش مثبت است، احتمالا مسئله فقط فروتنی نیست. ممکن است تصویر ذهنی شما از خودتان اجازه ندهد اطلاعات مثبت به آسانی وارد آن شود.

یک تمرین ساده برای پذیرفتن تعریف

دفعه بعد لازم نیست تعریف را کاملا باور یا فورا رد کنید. ابتدا فقط تشکر کنید. سپس از خودتان بپرسید آیا نمونه ای وجود دارد که این بازخورد را تایید کند.

اگر کسی می گوید شنونده خوبی هستید، موقعیت هایی را بررسی کنید که با توجه به حرف دیگران گوش داده اید. این اطلاعات قرار نیست ثابت کند همیشه شنونده کاملی هستید؛ فقط نشان می دهد تعریف ممکن است بخشی واقعی از شما را دیده باشد.

تعریف قرار نیست حکم نهایی درباره ارزش انسان باشد، اما لازم نیست فرد هر بار علیه خوبی های خودش مدرک جمع کند. گاهی یک تعریف چیزی را نشان می دهد که دیگران دیده اند، اما فرد هنوز به دلیل باورهای قدیمی قادر به دیدنش نیست.

رشد روانی شاید از جایی آغاز شود که فرد پس از شنیدن یک بازخورد مثبت، پیش از اضافه کردن اما کمی مکث کند و اجازه دهد احتمال دیگری هم وجود داشته باشد: شاید این ویژگی مثبت واقعا بخشی از اوست.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250150
  • فیلم / پرنده کوچولو ولی کاملا خطرناک در تهران