رکنا گزارش می دهد
پنجرهای برای نفس کشیدن ایران؛ توافقی که می تواند محیط زیست سرزمین را سبزتر کند
رکنا، تفاهمنامه اسلامآباد، اگر به توافقی پایدار و رفع واقعی تحریمها منجر شود، میتواند برای محیطزیست ایران به نقطهای تازه در مسیر بازسازی تبدیل شود؛ نقطهای که در آن سرمایه، فناوری و کاهش تنش سیاسی به کمک آب، خاک، هوا، تالابها و انرژیهای تجدیدپذیر میآیند. ایرانِ فرسوده از خشکسالی، آلودگی، فرونشست و کمبود سرمایه، در چنین چشماندازی میتواند فرصتی کمسابقه برای نفسکشیدن دوباره پیدا کند؛ فرصتی که البته تنها زمانی به نفع طبیعت تمام میشود که منابع آزادشده به جای توسعه پرمصرف، به سمت اقتصاد سبز و احیای سرزمین هدایت شود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، اگر تفاهم نامه اسلامآباد میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به توافقی پایدار، رفع واقعی تحریم ها و ورود هدفمند سرمایه منجر شود، محیطزیست ایران می تواند یکی از مهمترین برندگان این تحول باشد.
این توافق، در خوش بینانهترین تصویر خود، فقط یک سند سیاسی نیست؛ می تواند دریچهای باشد به سوی آسمان کمدودتر، رودخانههایی با جریان مطمئنتر، خاکی کمتر فرسوده، شهرهایی قابل تنفستر و اقتصادی که به جای تکیه صرف بر سوختهای فسیلی، به سمت انرژیهای پاک حرکت کند.
ایران در سالهای گذشته زیر فشار همزمان تحریم، فرسودگی زیرساخت، کمبود سرمایه، خشکسالی، سوءمدیریت منابع آب، آلودگی هوا و تغییر اقلیم قرار داشته است.
چنین توافقی، اگر درست اجرا شود، میتواند بخشی از این زنجیره فشار را باز کند و به کشور فرصت دهد تا بازسازی محیطزیستی را از حاشیه به متن توسعه بیاورد.
آسمانی که میتواند دوباره آبیتر شود
تصویر شهرهای ایران در سالهای اخیر، بهویژه در روزهای سرد و بیباد، اغلب با لایهای خاکستری بر فراز ساختمانها همراه بوده است؛ لایهای که نفس شهروندان را کوتاه کرده و زندگی روزمره را به هشدارهای پیدرپی آلودگی گره زده است.
رفع تحریمها و باز شدن مسیر دسترسی به فناوریهای نو میتواند نخستین اثر ملموس خود را در همین آسمان نشان دهد. نوسازی ناوگان حملونقل عمومی، ورود اتوبوسهای برقی، بهبود کیفیت سوخت، نصب فیلترهای پیشرفته صنعتی، بازسازی نیروگاههای فرسوده و دسترسی به تجهیزات پایش آنلاین آلودگی میتواند بهتدریج از غلظت ذرات معلق و آلایندههای خطرناک بکاهد.
در صورت اجرای درست این مسیر، کلان شهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، اراک، کرج و اهواز میتوانند طی چند سال روزهای سالم بیشتری را تجربه کنند.
این تغییر فقط یک شاخص آماری نیست؛ یعنی کودکی که با خیال راحتتر در حیاط مدرسه میدود، سالمندی که کمتر دچار تنگی نفس میشود، کارگری که در هوای کمتر آلوده کار میکند و شهری که صبحهایش به جای بوی دود، با نسیمی سبکتر آغاز میشود.
توافق، در این بخش، میتواند به معنای بازگشت تدریجی هوا به زندگی باشد؛ البته به شرط آنکه سرمایه آزادشده صرف نوسازی واقعی حملونقل، صنعت و انرژی شود.
آب؛ رگهای خسته سرزمین در انتظار ترمیم
ایران سرزمینی است که حیات آن همیشه به ظرافت آب وابسته بوده است؛ از قنات های کهن و باغ های کویری تا رودخانههایی که شهرها و تمدنها را ساختهاند. اما امروز بسیاری از این رگهای آبی خسته و کمجان شدهاند. شبکههای فرسوده آب شهری، کشاورزی پرمصرف، برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی و کاهش بارشها، کشور را در وضعیتی قرار داده که هر تصمیم بزرگ اقتصادی باید از فیلتر آب عبور کند.
در چنین شرایطی، رفع تحریمها میتواند امکان نوسازی زیرساختهای آب، توسعه تصفیهخانهها، بازچرخانی پساب، هوشمندسازی آبیاری و کاهش هدررفت در شبکههای انتقال را فراهم کند.
اگر منابع مالی حاصل از توافق به سمت مدیریت تقاضای آب هدایت شود، میتوان بخش مهمی از فشار بر آبخوانها را کاهش داد. ایران بیش از هر چیز به بازسازی حکمرانی آب نیاز دارد؛ یعنی مصرف کمتر، بهرهوری بیشتر، حقابه واقعی برای تالابها و توقف طرحهایی که بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک سرزمین اجرا میشوند. در این تصویر مثبت، آب دیگر فقط مادهای برای مصرف نیست، بلکه سرمایه حیاتی کشور است؛ سرمایهای که باید در لولههای فرسوده، مزارع پرمصرف و صنایع آببر ناپدید نشود.
خاکی که میتواند از فرسودگی فاصله بگیرد
خاک ایران، آرام و بیصدا، یکی از سنگینترین هزینههای توسعه ناپایدار را پرداخت کرده است. فرسایش، شوری، بیابانزایی، معدنکاری بیضابطه، چرای بیش از ظرفیت و کشاورزی فرساینده، لایه حاصلخیز زمین را در بسیاری از مناطق تهدید کرده است. این خاک، همان بستر پنهانی است که غذا، امنیت، پوشش گیاهی و زندگی روستایی بر آن بنا شده است.
با رفع تحریمها، دسترسی به فناوریهای نوین کشاورزی، ماشینآلات کمخاکورز، سامانههای پایش کیفیت خاک، کودهای هوشمند و روشهای اصلاح خاکهای شور میتواند آسانتر شود.
اما اثر اصلی توافق بر خاک زمانی آشکار میشود که اقتصاد روستا از فشار مستقیم بر آب و خاک فاصله بگیرد. سرمایهگذاری در صنایع کمآببر، انرژی خورشیدی روستایی، کشتهای سازگار با اقلیم، احیای مراتع و ایجاد مشاغل سبز میتواند به کاهش فرسایش و تخریب کمک کند. در چنین مسیری، خاک دیگر قربانی خاموش توسعه نیست؛ به دارایی راهبردی کشور تبدیل میشود. سرزمینی که خاک خود را حفظ کند، امنیت غذایی، تابآوری اقلیمی و آینده سکونت را هم حفظ کرده است.
فرونشست؛ مکثی ضروری در برابر فرو رفتن زمین
در بسیاری از دشتهای ایران، زمین دیگر فقط سطحی برای ساخت و ساز و کشاورزی نیست؛ نشانهای از بحران عمیق آب زیرزمینی است. فرونشست در دشتهایی مانند تهران، ورامین، اصفهان، کرمان، فارس، خراسان و همدان، چهرهای خاموش اما خطرناک از بحران محیطزیست ایران را نشان میدهد. زمینهایی که فرو مینشینند، بهسادگی به حالت پیشین بازنمیگردند. این زخم، اگر عمیق شود، به زیرساختها، جادهها، خطوط ریلی، بناهای تاریخی، شبکه آب و حتی امنیت سکونت آسیب میزند.
توافق و رفع تحریمها نمیتواند فرونشست رخداده را درمان کند، اما میتواند سرعت آن را کم کند. این کار به سرمایه، فناوری و تصمیمهای سخت نیاز دارد. نصب کنتورهای هوشمند، مسدود کردن چاههای غیرمجاز، کاهش برداشت کشاورزی، جایگزینی معیشتهای کمآببر، انتقال صنایع از دشتهای بحرانی و استفاده از پساب تصفیهشده برای صنعت، بخشی از این مسیر است. منابع مالی آزادشده میتواند هزینه اجتماعی این اصلاحات را کاهش دهد. در تصویر امیدبخش، توافق به کشور فرصت میدهد قبل از آنکه دشتها بیشتر فرو بروند، روند تخریب را متوقف یا کند کند.
انرژیهای تجدیدپذیر؛ آفتاب ایران در مسیر توسعه پاک
ایران کشوری است که آفتاب فراوان، بادهای مناسب و پهنههای گسترده برای تولید انرژی پاک دارد. در بسیاری از استانها، از یزد و کرمان تا سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، فارس، بوشهر و هرمزگان، خورشید نه فقط یک ویژگی اقلیمی، بلکه یک ثروت توسعهای است. با این حال، تحریمها، کمبود سرمایه، دشواری واردات تجهیزات، نبود فناوری ذخیرهسازی و سیاستهای نادرست قیمتگذاری انرژی باعث شده ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر در ایران بسیار کمتر از توان واقعی کشور رشد کند.
در صورت رفع تحریمها، ایران میتواند به پنلهای خورشیدی باکیفیت، توربینهای بادی، باتریهای ذخیرهساز، اینورترهای پیشرفته، شبکههای هوشمند و سرمایهگذاری خارجی دسترسی گستردهتری پیدا کند. این تحول میتواند همزمان چند بحران را سبکتر کند؛ ناترازی برق، آلودگی هوا، مصرف بالای سوختهای فسیلی و فشار بر نیروگاههای فرسوده. اگر بخشی از منابع مالی توافق به توسعه انرژی پاک اختصاص یابد، ایران میتواند طی یک دهه سهم قابل توجهی از برق خود را از خورشید و باد تأمین کند. در چنین آیندهای، مزارع خورشیدی در حاشیه کویر فقط نماد فناوری نیستند؛ نشانهای از تغییر مسیر توسعهاند.
تالابها و رودخانهها؛ بازگشت آب به حافظه سرزمین
تالابهای ایران، حافظه آبی سرزمیناند. هامون، بختگان، گاوخونی، شادگان، هورالعظیم، میانکاله و دریاچه ارومیه فقط پهنههای طبیعی نیستند؛ بخشی از امنیت زیستی، اقلیمی، اقتصادی و فرهنگی ایراناند. خشک شدن آنها یعنی افزایش گردوغبار، نابودی زیستگاه پرندگان، کاهش معیشت جوامع محلی و شکنندهتر شدن اقلیم منطقهای. توافق، در صورت تبدیل شدن به سرمایهگذاری سبز، میتواند امکان احیای علمی و تدریجی این پهنهها را فراهم کند.
دسترسی به منابع مالی، تجهیزات پایش، همکاریهای بینالمللی و فناوری مدیریت حوضههای آبریز میتواند به احیای تالابها کمک کند. اما شرط اصلی، تأمین حقابه زیستمحیطی است. تالاب بدون آب زنده نمیشود و رودخانه بدون جریان، فقط نامی بر نقشه میماند. در تصویر مثبت این توافق، احیای تالابها به پروژهای تشریفاتی محدود نمیشود، بلکه به بخشی از برنامه ملی سازگاری با کمآبی تبدیل میشود. آنگاه میتوان امید داشت که برخی پهنههای ترکخورده، دوباره رطوبت، پرنده، نیزار و زندگی را تجربه کنند.
خلیج فارس و دریای عمان؛ آرامش آبهای جنوبی
کاهش تنش نظامی و بازگشت امنیت دریایی، برای محیطزیست جنوب ایران اهمیت زیادی دارد. خلیج فارس پهنهای نیمهبسته، گرم و شکننده است؛ جایی که هر نشت نفتی، انفجار، آتشسوزی کشتی یا آلودگی شیمیایی میتواند اثری طولانی بر مرجانها، آبزیان، صیادی، گردشگری ساحلی و سلامت مردم جنوب بگذارد. بندهای مربوط به توقف عملیات نظامی، رفع محاصره دریایی، عبور ایمن کشتیها و مینزدایی میتواند از خطر حوادث بزرگ زیستمحیطی در آبهای جنوبی بکاهد.
در فضای آرامتر، امکان پایش بهتر آلودگیهای دریایی، حفاظت از زیستگاههای حساس، کنترل پسابهای صنعتی و همکاری منطقهای در خلیج فارس بیشتر میشود. دریای جنوب ایران، اگر از سایه تنش و تهدید فاصله بگیرد، میتواند به پهنهای برای همکاری محیطزیستی تبدیل شود؛ پهنهای که در آن امنیت کشتیرانی با امنیت زیستی همراه باشد. این بخش از توافق میتواند برای جوامع ساحلی، صیادان، اکوسیستمهای مرجانی و جزایر ایرانی معنایی مستقیم و ملموس داشته باشد.
صنعت؛ از دود و فرسودگی به نوسازی سبز
بخش مهمی از آلودگی هوا، آب و خاک ایران از صنایع فرسوده و کمبازده میآید. نیروگاهها، پالایشگاهها، پتروشیمیها، فولاد، سیمان، معادن و واحدهای صنعتی قدیمی، در نبود سرمایه کافی و دسترسی محدود به فناوری، سالها با تجهیزات فرسوده و راندمان پایین کار کردهاند. رفع تحریمها میتواند مسیر نوسازی صنعتی را باز کند؛ نوسازیای که اگر با استانداردهای سختگیرانه محیطزیستی همراه شود، میتواند میزان مصرف انرژی، انتشار آلایندهها و تولید پسماندهای خطرناک را کاهش دهد.
در این مسیر، هر مجوز صنعتی باید با ارزیابی محیطزیستی واقعی همراه باشد. توسعه صنعتی پس از توافق نباید به معنای بازگشت کارخانههای آببر به دشتهای خشک یا افزایش صنایع آلاینده در شهرهای نفسگرفته باشد. تصویر مطلوب آن است که صنعت ایران از یک مصرفکننده سنگین آب و انرژی به بخشی از اقتصاد کمکربن و کمپسماند تبدیل شود. چنین تغییری، اگر جدی گرفته شود، میتواند هم اشتغال ایجاد کند و هم فشار بر محیطزیست را کاهش دهد.
سرمایه ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ فرصت تاریخی برای بازسازی سبز
اگر تعهد مربوط به ایجاد برنامه توسعه اقتصادی با تأمین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار عملی شود، ایران با یکی از بزرگترین فرصتهای مالی چند دهه اخیر روبهرو خواهد شد. این رقم میتواند مسیر محیطزیست کشور را تغییر دهد، اما فقط در صورتی که بهدرستی هزینه شود. پول بزرگ، اگر بدون برنامه محیطزیستی وارد اقتصاد شود، میتواند تخریب بزرگتر بسازد؛ سدهای بیشتر، صنایع آببرتر، جادههای مخربتر، معدنکاری گستردهتر و مصرف انرژی بالاتر. اما همین منابع، اگر در مسیر سبز هدایت شوند، میتوانند پایههای نجات سرزمین را تقویت کنند.
بخشی از این سرمایه باید به کاهش هدررفت آب، توسعه تصفیهخانهها، بازچرخانی پساب، انرژی خورشیدی و بادی، حملونقل عمومی برقی، احیای تالابها، مقابله با گردوغبار، پایش آنلاین صنایع، مدیریت پسماند و حفاظت از تنوع زیستی اختصاص یابد. در چنین حالتی، توافق فقط به رشد اقتصادی منجر نمیشود؛ به رشد باکیفیت منجر میشود. رشد باکیفیت یعنی توسعهای که هوا را آلودهتر، آب را کمیابتر و خاک را فرسودهتر نکند.
ایران سبزتر؛ امید مشروط به انتخاب درست
این توافق میتواند ایران را سبزتر و پرنفستر کند، اما میزان این تغییر به کیفیت تصمیمگیری داخلی وابسته است. رفع تحریمها ابزار میآورد، سرمایه میآورد، فناوری میآورد و امکان همکاری بینالمللی را افزایش میدهد؛ اما مسیر استفاده از این امکانات در داخل کشور تعیین میشود. اگر منابع آزادشده صرف توسعه فسیلی، پروژههای پرآببر و طرحهای فاقد ارزیابی محیطزیستی شود، فرصت تاریخی از دست میرود. اما اگر ایران از این گشایش برای بازسازی آب، خاک، هوا و انرژی استفاده کند، میتواند طی یک دهه چهرهای متفاوت از توسعه را تجربه کند.
در خوشبینانهترین چشمانداز، صبحهای شهرهای ایران میتواند با دود کمتر آغاز شود، تالابها میتوانند سهمی واقعی از آب بگیرند، دشتها میتوانند از سرعت فرونشست فاصله بگیرند، روستاها میتوانند به انرژی خورشیدی و معیشتهای کمآببر تکیه کنند و صنایع میتوانند با فناوری پاکتر فعالیت کنند. این همان نقطهای است که دیپلماسی از متن توافقنامه خارج میشود و به زندگی روزمره مردم، سلامت کودکان، آینده کشاورزی، امنیت آب و نفس شهرها وارد میشود.
توافقی که میتواند به نفع طبیعت تمام شود
تفاهمنامه اسلامآباد، اگر پایدار بماند و به رفع واقعی تحریمها، آزادسازی منابع مالی و برنامهریزی شفاف منجر شود، میتواند برای محیطزیست ایران یک پنجره نجات باشد. این توافق ظرفیت آن را دارد که آلودگی هوا را کاهش دهد، روند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را شتاب دهد، مدیریت آب را هوشمندتر کند، فرونشست را کندتر سازد، تالابها را به دستور کار بازگرداند و صنایع را به سمت فناوریهای پاکتر ببرد.
با این حال، سبز شدن ایران نتیجه خودکار توافق نیست؛ نتیجه انتخاب درست پس از توافق است. اگر کشور تصمیم بگیرد سرمایه تازه را به بازسازی سرزمین اختصاص دهد، این تفاهم میتواند آغاز دورهای باشد که در آن محیطزیست دیگر قربانی توسعه نیست، بلکه ستون اصلی توسعه ملی است. در چنین روایتی، ایران نه فقط از فشار تحریمها، بلکه از بخشی از فشارهای سنگین بر آب، خاک و هوا نیز رها میشود؛ سرزمینی که میتواند آرامآرام دوباره نفس بکشد.