کارگران ، کسب و کارهای کوچک و خصوصی نیازمند توجه جدی/ قطع اینترنت؛ مشاغل آنلاین را از مدارخارج کرده/ فرماندهی اقتصاد کمتر از فرماندهی جنگ نیست
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  در روزهایی که ایران زیر سایه جنگ ۴۰ روزه  نفس می‌کشید و در موقعیت آتش بس شکننده است، خط مقدم تنها در مرزها و آسمان‌ها شکل نگرفت. بخش خصوصی، کارگاه‌های کوچک و متوسط، اقتصاد اینترنت‌محور و جامعه کارگری غیررسمی، جبهه پنهانی بودند که سنگین‌ترین خسارت‌ها را جذب کردند. میدان جنگ، به سرعت از فضای درگیر نبرد به میزهای کار متروک، سوله‌های خاموش، مغازه‌های نیمه‌تاریک و صفحه‌کلیدهای خاموش کسب‌وکارهای آنلاین سرایت کرد؛ جایی که ضربه اقتصادی حتی از ضربه نظامی عمیق‌تر بود.

فروریزش تدریجی بنگاه‌های کوچک

سال ۱۴۰۵ از نخستین روزهای خود با موجی از درخواست‌های بیمه بیکاری ثبت شد؛ داده‌هایی که هرگونه تکذیب و انکار را می‌شکند. کارگاه‌ها که همیشه نخستین قربانیان بحران‌ها هستند، این‌بار با توقف کامل زنجیره تأمین، افت شدید درآمد و رشد غیرقابل مهار هزینه‌ها مواجه شدند. از شمال تا جنوب کشور، هزاران واحد تولیدی کوچک که پیش از جنگ هم در حداقل ظرفیت کار با موقعیت تورم در اقتصاد کار می‌کردند، به ناچار چراغ فعالیت خود را خاموش کردند.

کاهش ظرفیت تولید تنها بخشی از مشکل بود. تعدیل نیرو در بنگاه‌های کوچک به شکلی خزنده و پیوسته گسترش یافت. صاحبان این واحدها که توان تأمین سرمایه در گردش نداشتند، نیروی کار را نه از سر بی‌مهری، که از سر درماندگی کنار گذاشتند. مغازه‌هایی که سال‌ها مقاومت کرده بودند، در چند هفته به نقطه شکننده رسیدند. اقتصاد کشور بدون این سلول‌های کوچک، شبیه بدنی است که شریان‌های ریز آن مسدود شده باشد.

کارگران روزمزد؛ ارتشی بی‌نام که حتی در آمار هم ثبت نمی‌شود

بخش بزرگی از جامعه کارگری ایران اساساً در ساختار رسمی بیمه‌ای کشور جایی ندارد. کارگران روزمزد، فصلی، ساختمانی و کارگران بخش خدمات غیررسمی، در روزهای جنگ به محاق  بی توجهی فرو رفتند. آنها نخستین گروهی بودند که کارشان را از دست دادند و آخرین گروهی هستند که حتی امید بازگشت به شغل برایشان تعریف نشده است.

آنها تنها دارایی‌شان «روزانه کار کردن» بود؛ دارایی‌ای که با آغاز جنگ  از دست رفت. آن‌ها اکنون در وضعیتی قرار دارند که حتی توان ثبت اعتراض یا مطالبه‌گری نیز از آنها سلب شده است، زیرا اساساً در هیچ پایگاه رسمی که نشان‌دهنده وضعیت اقتصادی‌شان باشد، ثبت نشده‌اند.

خاموش اقتصاد دیجیتال

کسب‌وکارهای آنلاین در ایران در دهه گذشته توانسته بودند بخشی از فشار بیکاری و رکود را جذب کنند. اما «قطع اینترنت بین‌الملل از دقایق نخست جنگ» ضربه‌ای کاملاً مستقیم و ویرانگر بر آنها وارد کرد؛ ضربه‌ای که برخلاف دیگر بخش‌ها، حتی با پایان جنگ نیز به‌سادگی مرمت‌پذیر نیست.

کسب‌وکارهای اینترنتی ایران به خاطر نبود زیرساخت آزاد، عدم دسترسی به بازار بین‌المللی و وابستگی کامل به شبکه جهانی، در شرایط قطع اینترنت بین‌الملل عملاً از کار افتادند. در ۴۰ روز جنگ، صدها کسب‌وکار کوچک دیجیتال از فروش، ارتباط با مشتری، خدمات پس از فروش، فعالیت روزانه و حتی دسترسی به ابزارهای کاری محروم شدند. هم‌زمان موج گسترده‌ای از تعدیل نیرو در شرکت‌های فناوری و رسانه‌ای رخ داد. خبرنگاران و روزنامه‌نگاران نیز که وابسته به ارتباطات آزاد و سریع‌اند، با کاهش شدید درآمد و حذف از تحریریه‌ها مواجه شدند.

این بخش که زمانی موتور نوآوری کشور بود، اکنون یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های بیکاری شده است. اقتصاد دیجیتال ایران را نمی‌توان با وعده و شعار احیا کرد؛ بدون اتصال آزاد و پایدار به شبکه جهانی، هیچ برنامه حمایتی معنا پیدا نمی‌کند.

حمایت‌های عمومی کافی نیست؛ اقتصاد آسیب‌دیده نیاز به درمان متناسب دارد

الگوی دفاتر بحران‌های اقتصادی جهان نشان می‌دهد که «حمایت باید هم‌وزن میزان ضربه» باشد. در ایران، بخش‌هایی مانند تولید کوچک، خدمات خرد، کارگران روزمزد و کسب‌وکارهای اینترنتی ضربه‌ای به مراتب بزرگ‌تر از سایر بخش‌ها متحمل شدند. حمایت‌های عمومی و یکسان نه‌تنها کافی نیست، بلکه باعث از دست رفتن بخشی از ظرفیت‌های اقتصادی می‌شود که قابل بازسازی نیستند.

برای بازسازی واقعی این بخش‌ها نیاز است، طراحی بسته‌های حمایتی اختصاصی برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که بر اساس میزان خسارت واقعی و توقف عملیاتی آن‌ها تنظیم شود.

 ایجاد سازوکار اضطراری برای حمایت از کارگران فاقد بیمه، شامل پرداخت‌های کوتاه‌مدت معیشتی و ثبت وضعیت شغلی آنها برای جلوگیری از گم‌شدن این جمعیت در آمار نیاز است.

 بازگرداندن اینترنت بین‌الملل به وضعیت پایدار و بدون محدودیت، زیرا احیای اقتصاد آنلاین بدون این زیرساخت ممکن نیست.

 تدوین طرح بازتوانی رسانه‌ها، پایگاه‌های خبری و خبرنگاران که سهم مهمی در جریان اطلاعات دوران بحران دارند اما خود بی‌پناه مانده‌اند.

 ایجاد صندوق ویژه حمایت از کسب‌وکارهای اینترنت‌محور با امکان اعطای وام کم‌بهره، معافیت مالیاتی، و تسهیل دسترسی به ابزارهای دیجیتال.

اقتصاد پس از جنگ بدون احیای بخش خصوصی توان برخاستن ندارد

جنگ  با همه ویرانی‌های آشکار و پنهانش، یک واقعیت جدید را به اقتصاد ایران تحمیل کرده است، بدون احیای سریع بخش خصوصی، چرخه اقتصاد ملی به حرکت بازنخواهد گشت. بخش دولتی توان و ظرفیت جذب این حجم از بیکاری و رکود را ندارد. کارگاه‌های کوچک و متوسط، قلب واقعی اشتغال هستند و کسب‌وکارهای اینترنتی ستون اصلی اقتصاد آینده.

اگر سیاست‌های حمایتی در سطحی متناسب با خسارت‌ها طراحی نشود، اقتصاد ایران با موج جدیدی از بیکاری مزمن و کاهش توان تولید روبه‌رو خواهد شد که فقر می آفریند. 

یک میلیون تومان برای زیستن نیست؛ مُسکن کوتاه برای زخمی عمیق

در میانه این مشکلات گسترده، سیاست دولتی حمایت کالابرگی یک میلیون تومانی برای هر نفر، بیش از آنکه «راه‌حل» باشد، نشانه‌ای از شکاف عمیق میان ابعاد بحران و سطح پاسخ‌گویی است. این رقم، در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با بیکاری ناگهانی، تعطیلی کارگاه‌ها، سقوط درآمدهای آنلاین و از دست رفتن مشاغل غیررسمی مواجه شده‌اند، حتی کفاف ابتدایی‌ترین هزینه‌های معیشتی را نمی‌دهد.

یک میلیون تومان، نه پاسخ اجاره‌خانه‌ای است که ماه‌به‌ماه افزایش یافته، نه مرهمی برای بدهی‌های انباشته کارگاه‌های کوچک، نه تامین‌کننده شهریه مدرسه و هزینه درمان کودکان، و نه حتی پوشش‌دهنده سبد غذایی کامل یک خانوار. این عدد، در برابر موج بیکاری و افت درآمد، بیشتر شبیه مُسکنی کوتاه‌اثر است بر زخمی که نیاز به جراحی اقتصادی دارد.

امروز مسئله صرفاً پرداخت یارانه نیست؛ مسئله، بازگرداندن «امنیت شغلی و درآمدی» به جامعه‌ای است که در خط مقدم یک جنگ اقتصادی ایستاده و هنوز از زیر آوار آن بیرون نیامده است.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات