من ۷ سال است ازدواج کردم و یک پسر چهار ساله بی فعال دارم. همسرم تک پسر است و بسیار وابسته خانواده. الان که پیام میگذارم برای شما خونه مادرم هستم به خاطر مشکلاتی که با مادر همسرم دارم ایشان هم همیشه حق را به مادرش میدهد. الان نزدیک یک سال است که پدر همسرم فوت کرده در این مدت من ایشان را فقط در وعده های صبحانه میبینم بقیه روز را سرکار و طبقه بالا پیش مادر است. من باید چکار کنم ضمن اینکه سعی کردم با مادرش رابطه ام خوب باشد ولی دو تا خواهرهایش بسیار دیکتاتور هستند و همیشه بین ما مداخله میکنند.
شوهرم نمی گذارد با خانواده رفت و آمد کنم و سه سال است در زندگی زناشویی مشکل دارم.
پسری دارم ۱۶ ساله. در رشته ریاضی درسهای خوبی داشت ولی از وقتی که کرونا آمده و مدرسه ها حضوری نیستند سردرگم شده بعضی وقتها میگوید من بی ارزشم هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارم. از نظر روحی خیلی آسیب دیده و همیشه میگوید فکر و خیال های بیهوده دست از سرم برنمیدارند. خیلی سعی کردم با صحبت کردن یا حتی تفریحات معمولی وقتش را پر کنم ولی فقط همان لحظه خوب است و بعد دوباره حالت غمگینی و ناراحتی دارد. لطفا راهنمایی کنید.
من کارمند علمی کاربردی بودم ده سال سابقه کار در آموزش دانشگاه و ۸ سال سابقه تدريس دانشگا ه دارم. بنا به دستور رییس جمهور مراکز علمی کاربردی تعطیل شدند و کارمندانش هم بیکار شدند ولی من به بانك برای کار معرفی شدم که از بهمن ۹۸ بعد از طی همه مراحل گزینش حراست باید سرکار میرفتم ولی همکارم برای اینکه بیکار مانده بود به مدیریت شعب بانک میرود و مرا تخریب میکند و ادعا میکند تعادل روحي ندارم .حالا من بیکارم همکارم سر کار است. مرا برای نقشه ذهنی به تهران فرستادند آنجا هم چون از شهرستان می آمدم خسته و پر از استرس بودم نقشه ذهنی ام خوب نشد دکتر روانشناس تایيد استخدام مرا نداد و این موضوع بعد از ۱۰ سال سابقه کار چندين سال فعالیت علمی تدریس گران برايم تمام شد و روحيه ام را تضعيف کرد.
پسری 13 ساله دارم که با کوچکترین برخوردی عصبانی می شود و پرخاشگر است.