«هیچ» برنامه مؤثر و موفقی برای مهار فرونشست در کشور وجود ندارد / دشت‌های ایران زیر بار ۶۰ سال برداشت بی‌رویه آب فرو می‌نشینند/ زنگ خطر فرونشست در مسیر منتهی به حرم امام رضا + صوت
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، فرونشست زمین به‌عنوان یک پدیده ژئوتکنیکی ـ هیدروژئولوژیکیِ گسترده‌مقیاس، برآیند برهم‌کنش پیچیده میان برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها، افت تراز پیزومتریک، افزایش تنش مؤثر در محیط متخلخل و در نهایت تراکم‌پذیری و تحکیم لایه‌های ریزدانه (به‌ویژه سیلت‌ها و رس‌های آبرفتی) است که می‌تواند به تغییرشکل‌های تجمعی، ایجاد ترک‌ها و شکاف‌های کششی، و در مراحل پیشرفته به فرو‌افتادگی‌های موضعی و فروچاله‌های مخاطره‌آمیز منجر شود.

متن پیشِ‌رو در گفت و گوی رکنا با ناصر خلقی پژوهشگر عرصه آب با تفکیک مفهومی «نشست»، «فرونشست» و «فروچاله» و با تکیه بر شاخص‌هایی نظیر کسری مخزن آبخوان، وضعیت دشت‌های ممنوعه/ممنوعه بحرانی و الگوی مکانی ـ زمانی تغییرشکل سطح زمین، ابعاد بحرانی این ناپایداری زمین‌ساختیِ القاشده توسط انسان در دشت‌های ایران را واکاوی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه استمرار مدیریت ناپایدار منابع آب، از مقیاس دشت تا بافت‌های شهری و زیرساخت‌های راهبردی، ریسک ژئومکانیکی را به‌صورت غیرخطی و تصاعدی افزایش می‌دهد.

پژوهشگر آب: برای مهار فرونشست هیچ برنامه مؤثری اجرا نشده است

یکی از مباحث بسیار مهمی که اکنون در کشور وجود دارد، موضوع فرونشست زمین است و اینکه ابعاد این پدیده هر سال گسترده‌تر می‌شود. آخرین آمار و سنجش‌های موجود درباره میزان فرونشست در ایران چیست، کدام مناطق بیشتر درگیر این پدیده هستند و علت آن چیست؟

ناصر خلقی، پژوهشگر عرصه آب در پاسخ گفت: ابتدا لازم است مقدمه‌ای را مطرح کنم و یک موضوع را روشن کنم. ما باید تفاوت اساسی میان «نشست»، «فرونشست» و «فروچاله» را در نظر بگیریم. هر کدام از این موارد پدیده‌های متفاوتی هستند. این پدیده‌ها بی‌ارتباط با مسائل زمین‌شناسی نیستند، اما لزوماً وابستگی مستقیم به فرایندهای ژرف‌زمین‌شناختی ندارند.

برخی از این عوارض در نتیجه فرایندهای طبیعی و زمین‌شناختی طی ده‌ها هزار یا حتی صدها هزار سال بر روی پوسته زمین شکل گرفته‌اند. برای مثال، فروچاله‌ها، گودال‌ها، آبراهه‌ها و سایر عوارض ژئومورفولوژیک از جمله پدیده‌هایی هستند که در نقاط مختلف جهان، در رشته‌کوه‌ها، دامنه‌ها و مناطق گوناگون مشاهده می‌شوند و موضوع جدیدی محسوب نمی‌شوند.

اما دسته دیگری از پدیده‌ها وجود دارند که ظاهری مشابه نشست و فروچاله دارند، اما منشأ آن‌ها با پدیده‌های طبیعی و تاریخی ژئومورفولوژیک متفاوت است. این موارد عمدتاً در نتیجه بهره‌برداری بیش از حد انسان از منابع آب، به‌ویژه منابع آب زیرزمینی، به وجود آمده‌اند. در واقع سطح آب‌های زیرزمینی به شدت کاهش یافته و این افت شدید موجب شده است ذرات و دانه‌هایی که آبرفت‌های زیر سطح دشت‌ها را تشکیل می‌دهند، دچار تغییر در ساختار تخلخل و تراکم شوند. در نتیجه، فضای خالی میان این ذرات از بین می‌رود، پوک‌شدگی و فشردگی رخ می‌دهد و نشست زمین به صورت طبیعی در این مناطق حادث می‌شود.

کشور ایران از نظر نرخ نشست، فرونشست و در ادامه شکل‌گیری فروچاله‌ها وضعیت مطلوبی ندارد. این پدیده‌ها معمولاً به دنبال یکدیگر رخ می‌دهند؛ به این معنا که ابتدا نشست افزایش پیدا می‌کند، سپس فرونشست شکل می‌گیرد و در نهایت، در برخی نقاط به صورت موضعی یا محلی، فروچاله‌های خطرناک ایجاد می‌شوند.

متأسفانه کشور ما به دلیل سیاست‌گذاری‌های نادرست طی حدود ۶۰ سال گذشته در حوزه مدیریت منابع آب، عملکرد موفقی در این زمینه نداشته است و میزان نشست و فرونشست در بسیاری از مناطق کشور بسیار بالاست. به گونه‌ای که بخش قابل توجهی از دشت‌های ایران، به‌ویژه دشت‌هایی که از نظر منابع آب زیرزمینی در گروه دشت‌های ممنوعه و به‌خصوص دشت‌های ممنوعه بحرانی قرار گرفته‌اند، کاملاً با مسئله فرونشست انطباق دارند.

در واقع هر جا که بهره‌برداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی صورت گرفته و دشت در وضعیت ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار گرفته است، پدیده نشست و فرونشست نیز به طور گسترده مشاهده می‌شود.

 کدام دشت‌ها بیشتر درگیر هستند؟

ناصر خلقی، پژوهشگر عرصه آب: بسیاری از دشت‌های ایران از جمله دشت ورامین، دشت قزوین، دشت‌های موجود در استان تهران، دشت‌های استان فارس، استان کرمان، استان اصفهان، استان خراسان رضوی، خراسان جنوبی و تا حدودی خراسان شمالی با این پدیده مواجه هستند. حتی دشت‌های موجود در استان هرمزگان نیز تحت تأثیر فرونشست قرار گرفته‌اند.

البته باید میان «شدت فرونشست» و «گستردگی فرونشست» تفاوت قائل شد. برای مثال، استان خراسان رضوی از نظر تأمین آب وابستگی بسیار شدیدی به منابع آب زیرزمینی دارد، زیرا منابع آب سطحی قابل توجهی در اختیار ندارد. این استان پس از فارس و کرمان، یکی از بالاترین میزان‌های بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی را دارد.

اما از نظر کسری مخزن آب‌های زیرزمینی، رتبه نخست کشور را به خود اختصاص داده است. به عبارت دیگر، سالانه بیش از یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت و ذخایر آب زیرزمینی دشت‌های ۳۷گانه استان خراسان رضوی برداشت می‌شود.

این به چه معناست؟ به این معناست که هر سال ما در حال استفاده از آب‌های غیرقابل تجدید هستیم. وقوع پدیده نشست نیز کاملاً با چنین دشت‌هایی انطباق دارد. اگر بخواهید دشت‌هایی را که در آن‌ها پدیده نشست و فرونشست رخ می‌دهد شناسایی و رصد کنید، کافی است دشت‌هایی را بررسی کنید که نرخ کسری مخزن در آن‌ها بالاست. تقریباً به طور قطع، هر دشتی که با کسری شدید مخزن آب زیرزمینی مواجه باشد، در معرض نشست و فرونشست نیز قرار خواهد گرفت.

بسیاری از دشت‌های استان اصفهان، بسیاری از دشت‌های استان فارس، دشت‌های استان کرمان، دشت‌های استان تهران و همچنین دشت‌های استان خراسان رضوی با این وضعیت مواجه هستند. بنابراین رابطه مستقیمی میان برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی و بروز فرونشست وجود دارد.

البته وضعیت نشست در دشت‌های مختلف یکسان نیست و از نظر وسعت و شدت تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد. برای مثال، استان خراسان رضوی از نظر گستره فرونشست، وسیع‌ترین پهنه‌های نشست را در کشور دارد. یعنی اگر بخواهیم صرفاً وسعت مناطق درگیر را ملاک قرار دهیم، خراسان رضوی در صدر قرار می‌گیرد. اما باید توجه داشت که گسترده‌ترین فرونشست الزاماً به معنای شدیدترین فرونشست نیست.

از نظر شدت، برخی دشت‌های استان خراسان رضوی، به‌ویژه در محدوده مشهد، نیشابور و کاشمر، شرایط نگران‌کننده‌ای دارند و گستره فرونشست در آن‌ها بسیار وسیع است، اما شدت فرونشست در برخی از دشت‌های استان اصفهان همچنان بیشتر است. با این حال، فرونشست در خراسان رضوی نیز در زمره پدیده‌های خطرناک قرار می‌گیرد.

درباره فرونشست در اصفهان همواره گفته می‌شود که این پدیده به مناطق بسیار حساس و  راهبردی  نزدیک شده و حتی بافت شهری را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به اینکه فرمودید خراسان رضوی گسترده‌ترین پهنه‌های فرونشست را دارد، این پدیده در کدام بخش‌های این استان بیشتر مشاهده می‌شود؟

ناصر خلقی، پژوهشگر عرصه آب در پاسخ گفت: در حال حاضر یکی از شهرهایی که به شدت تحت تأثیر مسئله فرونشست قرار گرفته، شهر بزرگ اصفهان است. این شهر اکنون با آثار جدی فرونشست مواجه است؛ به گونه‌ای که در بسیاری از محله‌ها آثار گسترش و توسعه این پدیده مشاهده می‌شود. این وضعیت حتی آثار تاریخی و باستانی کشور را که بخشی از سرمایه فرهنگی و تاریخی ملت ایران محسوب می‌شوند، تحت تأثیر قرار داده است.

امروز فرونشست به بسیاری از مناطق و محلات اصفهان رسیده و این مسئله شرایط را پیچیده‌تر و دشوارتر کرده است.

اما درباره خراسان رضوی باید به یک نکته توجه کرد. زمانی که از فرونشست صحبت می‌کنیم، منظور ما هر نوع فروریزش یا فرو‌افتادگی موضعی در سطح شهر نیست. من از دوران کودکی خودم به یاد دارم که در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، کرج و مشهد گاهی در بخشی از خیابان یا کنار پیاده‌رو ناگهان حفره یا فرو‌افتادگی ایجاد می‌شد. این پدیده‌ها لزوماً همان فرونشستی نیستند که امروز درباره آن صحبت می‌کنیم.

بسیاری از این فرو‌افتادگی‌های موضعی ناشی از آب‌شستگی، تخریب شبکه‌های فاضلاب، شکستگی لوله‌های آب یا حرکت لایه‌های نرم خاک بر روی بسترهای سخت‌تر هستند. بنابراین نباید آن‌ها را با پدیده گسترده و منطقه‌ای فرونشست که ناشی از افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی است، یکسان دانست.

برای مثال، در نیشابور ممکن است هنوز آثار فرونشست به شکل گسترده وارد بافت شهری نشده باشد، اما هنگامی که به دشت‌های اطراف و مسیرهای ارتباطی نگاه می‌کنیم، موضوع کاملاً متفاوت است. در حدود ۷۰ تا ۹۰ کیلومتر از مسیر راه‌آهن تهران ـ مشهد، شکاف‌های بسیار بزرگی مشاهده می‌شود که در امتداد دشت‌ها شکل گرفته‌اند.

زمانی که این شکاف‌ها را بررسی می‌کنیم، کاملاً مشخص است که با عوارض طبیعی ژئومورفولوژیکی تفاوت دارند. این‌ها پدیده‌هایی نیستند که طی ده‌ها هزار یا صدها هزار سال شکل گرفته باشند، بلکه پدیده‌هایی جدید هستند که در سال‌های اخیر ایجاد شده‌اند و منشأ آن‌ها برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی است.

به عبارت دیگر، این شکاف‌ها را طبیعت به وجود نیاورده است؛ بلکه ما انسان‌ها با نوع بهره‌برداری خود از منابع آب، زمینه ایجاد آن‌ها را فراهم کرده‌ایم.

همین وضعیت را در کاشمر و بردسکن نیز می‌توان مشاهده کرد. شاید هنوز آثار فرونشست در داخل شهرها به اندازه‌ای نباشد که زندگی روزمره مردم را مختل کند، اما فشار ناشی از فرونشست از دشت‌های اطراف در حال نزدیک شدن به محدوده‌های انسانی است و این احتمال وجود دارد که در سال‌های آینده آثار آن به طور مستقیم بر زندگی مردم نمایان شود.

در مشهد نیز شرایط مشابهی وجود دارد. هنگامی که به میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی نگاه می‌کنیم، مشاهده می‌شود که فشار بسیار سنگینی بر آبخوان‌های منطقه وارد شده است و همین مسئله سبب شده بخش‌های وسیعی از دشت مشهد نیز در معرض فرونشست قرار بگیرد؛ متأسفانه تأمین منابع آب دومین کلان‌شهر ایران پس از تهران، به حفر چاه‌ها وابسته شده است. این موضوع یک فاجعه و یک تراژدی بزرگ در مدیریت منابع آب کشور محسوب می‌شود.

وقتی به بخش غرب و شمال‌غرب دشت مشهد نگاه می‌کنید، یعنی محدوده حدفاصل چناران تا شهر مشهد، از بلوار شاهنامه و محدوده آرامگاه فردوسی گرفته تا منزل‌آباد و سایر مناطقی که اتفاقاً تراکم چاه‌های کشاورزی و همچنین چاه‌های تأمین آب شرب شهر مشهد در آن‌ها بسیار زیاد است، به‌تدریج آثار نشست زمین را مشاهده می‌کنید.

من از این پدیده با عنوان «هاله نشست» یاد می‌کنم. این هاله نشست به تدریج در حال گسترش به سمت مناطق نزدیک‌تر به شهر مشهد است؛ مناطقی مانند بلوار اندیشه، قاسم‌آباد و سایر نواحی پیرامونی. این روند در حال توسعه است و می‌تواند به محدوده‌هایی برسد که در تقسیمات شهری مشهد در منطقه ۱۱ قرار دارند؛ محدوده‌ای که منطقه ۱۷ شهریور نیز در آن واقع شده است و فاصله چندانی با حرم مطهر امام رضا(ع) ندارد.

این منطقه از جمله مناطق بسیار پرتراکم شهر مشهد است که تعداد زیادی مسافرخانه، هتل و مراکز اقامتی در آن فعالیت می‌کنند. همچنین رشد جمعیت و میزان بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی در آن بالاست. طبیعی است که در چنین شرایطی، آثار نشست زمین نیز می‌تواند خود را زودتر نشان دهد.

البته به اعتقاد من هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم که مثلاً در یک محدوده دارای هزاران واحد مسکونی، ساختمان‌ها، مدارس، پمپ‌بنزین‌ها، تأسیسات شهری و سایر زیرساخت‌ها به شکلی گسترده تحت تأثیر قرار بگیرند و کار به جایی برسد که شهرداری ناچار شود برای تخلیه یک محله یا منطقه در بازه زمانی شش‌ماهه یا یک‌ساله هشدار صادر کند. هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم.

اما در عین حال نباید بیش از حد خوش‌بین یا امیدوار باشیم، زیرا این پدیده ممکن است ناگهان و به‌صورت تصاعدی خود را نشان دهد. متأسفانه فرونشست از یک روند خطی و ساده تبعیت نمی‌کند، بلکه ماهیتی تصاعدی دارد.

منظورم این است که اگر نرخ نشست از ۱۸ سانتی‌متر به ۲۰ سانتی‌متر برسد، لزوماً به این معنا نیست که فقط دو سانتی‌متر به شدت بحران اضافه شده است. ممکن است میزان تخریب ناشی از آن دو یا سه برابر شود. به بیان دیگر، آثار تخریبی فرونشست از یک روند منظم، خطی و قابل پیش‌بینی پیروی نمی‌کند و می‌تواند به‌صورت جهشی افزایش یابد.

با توجه به اینکه سال‌هاست درباره بحران آب و فرونشست هشدار داده می‌شود، می‌خواستم بدانم وزارت نیرو، وزارت راه و شهرسازی، سازمان زمین‌شناسی و سایر نهادهای مسئول چه برنامه‌ای برای جلوگیری از گسترش فرونشست در کشور داشته‌اند؟

ناصر خلقی، پژوهشگر عرصه آب در پاسخ گفت: اگر بخواهم در یک کلام پاسخ دهم، پاسخ من «هیچ» است؛ هیچ برنامه مؤثر و موفقی.

متأسفانه سخنرانی‌ها، همایش‌ها، سمینارها و نشست‌های تخصصی بسیار زیادی برگزار می‌شود. مقالات فراوانی نیز در این زمینه نوشته شده است، اما زمانی که وارد میدان عمل و عرصه اجرایی می‌شویم، مشاهده می‌کنیم اتفاق قابل توجهی رخ نداده است.

واقعیت این است که ما جامعه‌ای چندان عمل‌گرا نیستیم. این یک واقعیت تلخ است که باید آن را بپذیریم. من نیز خود را جزئی از همین جامعه می‌دانم. واقعیت امر این است که در حوزه اجرا و در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور، به‌ویژه در زمینه کنترل و مدیریت مصرف منابع آب، عملکرد موفقی نداشته‌ایم.

این موضوع را باید صادقانه بپذیریم؛ زیرا آینده منابع آب کشور وابسته به مدیریت منطقی و علمی این منابع است. ما باید قبول کنیم که در این حوزه‌ها با شکست مواجه شده‌ایم و نتوانسته‌ایم به اهداف مورد نیاز دست پیدا کنیم.

از سوی دیگر، وزارت جهاد کشاورزی همواره تلاش کرده میزان تولید محصولات کشاورزی را افزایش دهد و این افزایش تولید را به عنوان یک موفقیت مطرح کند، اما در بسیاری از موارد توجه کافی به این مسئله نشده که منابع آب مورد نیاز این افزایش تولید از کجا تأمین می‌شود و چه فشاری بر سفره‌های آب زیرزمینی وارد می‌کند.

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که من به وزارت نیرو دارم این است که طی دهه‌های گذشته، به عنوان متولی اصلی تأمین، انتقال و مدیریت منابع آب کشور، به‌ویژه در حوزه آب شرب و همچنین صدور مجوزهای بهره‌برداری، اقدام اساسی برای تعیین دقیق وضعیت آبخوان‌های کشور انجام نداده است.

منظورم تعیین دقیق «ضخامت لایه اشباع» در دشت‌های کشور است؛ مسئله‌ای که از نظر من اهمیت بسیار زیادی دارد.

به اعتقاد من، وزارت نیرو باید با اجرای مطالعات گسترده زمین‌شناسی، ژئوفیزیکی، حفاری‌های اکتشافی و بررسی‌های دقیق علمی، وضعیت تمامی دشت‌های کشور را مشخص کند: اینکه در هر دشت چه میزان ذخیره آب باقی مانده، ضخامت لایه اشباع چقدر است و روند کاهش این ذخایر با چه سرعتی ادامه دارد. بدون چنین اطلاعاتی، مدیریت منابع آب کشور همچنان بر پایه حدس و گمان خواهد بود.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات