چرا بعضی‌ها باید در هر بحثی برنده شوند؟ / روانشناسی افراد حق به جانب !

رکنا: بعضی ها حتی وقتی بحث تمام شده، هنوز در ذهنشان مشغول دفاع از خودشان هستند. اگر اشتباه کرده باشند، دنبال توجیه می گردند؛ اگر طرف مقابل ناراحت شده باشد، باز هم می خواهند ثابت کنند حق با آنها بوده و اگر کسی فقط نظر متفاوتی بدهد، اختلاف نظر را مثل یک حمله شخصی تجربه می کنند. برای این افراد، مسئله فقط درست یا غلط بودن یک حرف نیست. مسئله این است که نباید بازنده باشند.

در ظاهر ممکن است چنین رفتاری اعتماد به نفس بالا به نظر برسد، اما همیشه این طور نیست. گاهی نیاز شدید به برنده شدن در بحث با دشواری فرد در تحمل اشتباه، ابهام، انتقاد یا احساس تهدید شدن ارتباط دارد. فردی که می گوید من اشتباه کردم، لزوما ضعیف نیست. اتفاقا پذیرش اشتباه نیازمند توانایی تحمل یک تجربه ناخوشایند است: اینکه برای چند لحظه بپذیریم برداشت ما درست نبوده است. اما برای بعضی افراد همین لحظه بسیار دشوار است. آنها ممکن است اشتباه را فقط یک اشتباه نبینند؛ بلکه آن را نشانه بی کفایتی، بی اعتباری یا پایین آمدن جایگاه خود بدانند. در نتیجه، مغز به جای اصلاح اطلاعات، وارد حالت دفاعی می شود.

آنهایی که باید در هر بحثی برنده شوند؛ چرا قبول کردن اشتباه برایشان غیرممکن است؟ 3

 دفاع از باورها

افراد در مواجهه با اطلاعات ناسازگار با باورهای خود همیشه صرفا بر اساس شواهد جدید تصمیم نمی گیرند و عوامل هویتی و انگیزشی نیز می توانند در نحوه پردازش اطلاعات نقش داشته باشند. در برخی شرایط، فرد بیشتر به دنبال حفظ یک تصویر منسجم از خودش و باورهایش است تا صرفا پیدا کردن پاسخ درست.

به همین دلیل است که یک بحث ساده درباره سیاست، تربیت فرزند، پول، رانندگی یا حتی اینکه چه کسی یک کار را انجام داده، می تواند ناگهان به دعوایی درباره شخصیت افراد تبدیل شود. موضوع بحث عوض می شود. از این کار درست بود یا غلط بود می رسیم به تو همیشه همین طوری هستی. از من اشتباه کردم می رسیم به تو هیچ وقت نمی فهمی. از اختلاف نظر می رسیم به تو به من احترام نمی گذاری. در این لحظه، گفت وگو دیگر درباره مسئله اصلی نیست. هر دو نفر در حال دفاع از خود هستند.

یکی از عواملی که می تواند این چرخه را تشدید کند، احساس تهدید نسبت به هویت است. وقتی فرد احساس کند پذیرفتن نظر مخالف یعنی زیر سؤال رفتن شخصیت یا ارزش او، احتمال دفاع شدیدتر افزایش پیدا می کند.

نیاز به پیروزی در بحث

 انگیزه های هویتی می توانند روی پذیرش یا رد اطلاعات اثر بگذارند. نیاز به پیروزی در بحث فقط درباره باورهای سیاسی یا اجتماعی نیست. در رابطه عاطفی هم زیاد دیده می شود. یک نفر می گوید من از حرفت ناراحت شدم. طرف مقابل به جای اینکه ابتدا ناراحتی را بشنود، پاسخ می دهد اما تو هم هفته قبل همین کار را کردی. بعد نفر اول می گوید بحث من این نبود و نفر دوم دوباره شروع می کند به اثبات اینکه چه کسی مقصرتر است. نتیجه؟

هیچ کس احساس شنیده شدن نمی کند، اما هر دو نفر احساس می کنند باید از خودشان دفاع کنند. در روابط نزدیک، این الگو می تواند بسیار فرساینده باشد؛ چون رابطه به جای حل مسئله تبدیل به دادگاه می شود. هرکس مدرک جمع می کند. پیام های قدیمی را به یاد می آورد. اشتباه های سال های قبل را بیرون می کشد و هدف دیگر فهمیدن نیست. هدف پیروز شدن است.

آنهایی که باید در هر بحثی برنده شوند؛ چرا قبول کردن اشتباه برایشان غیرممکن است؟ 1

چرا بعضی افراد تحمل جمله من اشتباه کردم را ندارند؟

یکی از احتمالات، تجربه های قبلی فرد است. اگر فرد در محیطی بزرگ شده باشد که اشتباه کردن با تحقیر، تنبیه یا شرم همراه بوده، ممکن است در بزرگسالی نیز اشتباه را چیزی بدتر از یک خطای معمولی تجربه کند. البته نمی توان از روی یک رفتار، درباره گذشته یا شخصیت فرد نتیجه قطعی گرفت. گاهی هم موضوع ساده تر است: فرد عادت کرده همیشه کنترل بحث را در دست داشته باشد و با مخالفت راحت نیست. گاهی کمال گرایی نقش دارد. گاهی ناامنی. گاهی رقابت طلبی و گاهی هم فرد واقعا معتقد است اگر کوتاه بیاید، دیگران از او سوءاستفاده خواهند کرد. پس هر آدمی که زیاد بحث می کند، لزوما فرد ناامنی نیست.

یک علامت مهم 

آیا فرد می تواند بعد از پایان بحث بگوید ممکن است من اشتباه کرده باشم؟ اگر پاسخ همیشه نه باشد، مسئله از خود موضوع بحث بزرگ تر شده است.

توانایی تغییر نظر یکی از نشانه های انعطاف شناختی است. انسان سالم قرار نیست همیشه نظر ثابتی داشته باشد؛ قرار است بتواند وقتی اطلاعات جدیدی دریافت می کند، نظرش را بازبینی کند. در مقابل، ذهنی که هر عقب نشینی را شکست می داند، برای حفظ موضع قبلی انرژی زیادی مصرف می کند. حتی اگر در نهایت خودش هم بداند که اشتباه کرده است.

به همین دلیل گاهی فرد در بحث پیروز می شود اما رابطه را می بازد. ممکن است ثابت کند حق با او بوده، اما طرف مقابل دیگر احساس امنیت نکند که با او حرف بزند. ممکن است استدلالش درست باشد، اما شیوه دفاعش باعث شود هیچ گفت وگویی ادامه پیدا نکند.

در رابطه سالم، هدف هر گفت وگویی پیدا کردن یک برنده نیست. گاهی هدف فقط این است که دو نفر بتوانند بدون تحقیر شدن، بدون ترس و بدون تبدیل اختلاف نظر به حمله شخصی، بفهمند چرا متفاوت فکر می کنند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250876
  • فیلم / احمدی‌نژاد کجا از خطوط قرمز عبور کرد ؟! / رونمایی از علت خانه نشینی وقتی حتی طاقت اطاعت نداشت !