سال 75 رئیس کلانتری شهرری بودم و درآن زمان کلانتری 113 آبان نیز زیر نظر کلانتری 131 شهر ری فعالیت می‌کرد.

به گزارش رکنا، ساعت 23 یکی از شب های پاییزی با تماس یکی از شهروندان در جریان سرقت مسلحانه‌ای در جاده قم پشت آسیاب قرمز قرار گرفتیم.

بلافاصله به همراه گروهی از ماموران به محل حادثه رفتیم که یک انبار نگهداری مواد اولیه رنگ بود.

شش نگهبان که در این انبار فعالیت می‌کردند در تحقیقات اعلام کردند چند سارق مسلح به همراه یک کامیون وارد انبار شدند و با تهدید آن ها مقدار زیادی مواد اولیه رنگ را که بسیار گران قیمت است، به سرقت بردند.

در پی ادعای این نگهبان ها، از آن جایی که به اظهارات شان مشکوک شده بودم از آن ها خواستم صحنه سرقت را بازسازی و نحوه وارد شدن سارقان و کامیون را برای ما تشریح کنند.

هر کدام از آن ها به طور جداگانه صحنه سرقت را بازسازی کردند. در زمان بازسازی صحنه سرقت به تناقض گویی آن ها پی بردم و متوجه شدم سرقت با نقشه قبلی صورت گرفته است.

سپس شش نگهبان افغانی را تحت بازجویی‌های فنی قرار دادیم که آن ها به سرقت با همدستی چند افغانی دیگر اعتراف کردند و مشخص شد همدستان شان پس از سرقت مواد اولیه رنگ‌ها آن ها را به محمد آباد کرج منتقل کرده‌اند.

از آن جایی که فرصت هماهنگی با قاضی نبود، بلافاصله به همراه سرهنگ یوسف آقازاده و گروهی از ماموران و متهمان به باغی در محمد‌آباد کرج رفتیم و سه نفر از سارقان را داخل همان باغ بازداشت کردیم.

با بازداشت سارقان در بازجویی از آن ها متوجه شدیم کامیون‌ حاوی مواد اولیه رنگ‌ها در باغی در همان نزدیکی‌ها قرار دارد که بلافاصله با استفاده از اصل غافلگیری‌ و قبل از این که کامیون به طرف شهر زاهدان حرکت کند، آن را توقیف و همدستان دیگر آن ها را بازداشت کردیم.

پس از بازداشت همه سارقان، آن ها علاوه بر سرقت از انبار نگهداری مواد اولیه رنگ به سرقت انبار بزرگ پوشاک در منطقه جوانمرد تهران نیز اعتراف کردند و وقتی ما صاحب انبار پوشاک را که از افسران‌ ارشد آگاهی پلیس بود از ماجرا مطلع کردیم باور نمی‌کرد که ماموران کلانتری بتوانند سارقان انبار او را دستگیر کنند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

سرهنگ حسن‌خان محمدی

آیا این خبر مفید بود؟