سرگذشت تلخ دزد کریستالی !
حوادث رکنا: جوان ۴۰ سالهای که اعتیاد را از کودکی و در سایه خانوادهای گرفتار مواد مخدر آغاز کرده بود، پس از سالها مصرف، زندان و سرقت، بار دیگر به اتهام دستبرد به خودرو در مشهد دستگیر شد؛ مردی که حالا نهتنها آینده خود، بلکه سرنوشت فرزندانش نیز در هالهای از ابهام قرار دارد.
به گزارش رکنا، ساله بودم که برای اولین بار لب به مواد مخدر زدم چرا که پدر و مادرم معتاد بودند و من براثر کنجکاوی از موادمخدر پدرم برداشتم و پنهانی آن را مصرف کردم .آرام آرام کار به جایی رسید که دیگر به یک معتاد حرفه ای تبدیل شدم و پدرم نیز براثر عوارض مواد مخدر جان خود را از دست داد. از روزی که حمایت های مادی پدرم به پایان رسید من هم برای تامین هزینه های اعتیادم رو به سرقت آوردم به طوری که تاکنون ۱۰ بار سابقه سرقت و مواد مخدر دارم ...
جوان ۴۰ ساله ای که به اتهام دستبرد به اموال داخل یک دستگاه سمند توسط نیروهای کلانتری گلشهر مشهد دستگیر شده است در ادامه سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت:چندبار تلاش کردم تا اعتیادم را ترک کنم اما موفق نبودم و دوباره مصرف مواد مخدر را شروع می کردم . در این میان فقط یک بار که توسط نیروی انتظامی به مرکز ترک اعتیاد اجباری معرفی شدم ۸ ماه مواد مصرف نکردم و لی بعد از آن بازهم وسوسه های استعمال مواد به سراغم آمد وبه روزهای سیاه گذشته ام بازگشتم. آخرین بار زمانی که به جرم سرقت از خودروها دستگیرشدم۳ سال درزندان بودم اما بعد ازآزادی دوباره به پاتوق های مصرف موادمخدر صنعتی رفتم و به مصرف کریستال ادامه دادم. طی ۱۰ سال گذشته ۲ بار ازدواج کردم. همسر اولم به بیماری قند مبتلا بود و از دنیا رفت که فرزند او را نزد مادرم گذاشتم اما مادرم نیز به خاطر اعتیادش توان مراقبت از سهیلا را ندارد و دخترم فقط در خانه او روز و شب را می گذراند. بعد از او با زن مطلقه دیگری ازدواج کردم که الان در کشاکش طلاق هستیم چرا که او نیز نمی تواند شرایط مرا تحمل کند. او با یکی از فرزندانم جدا زندگی می کند وپسرم نیز در حال حاضر کنار من مانده است ولی اکنون که دوباره دستگیر شده ام نمی دانم سرنوشت پسرم چه خواهد شد.
خودم خوب می دانم وقتی دوستان و همکلاسی های پسرم او را به خاطر اعتیاد من سرزنش و یا مسخره می کنند چه حالی دارد به طوری که اجازه نمی دهد حتی به مدرسه اش ندیک شوم ولی من چاره ای جز سرقت نداشتم .آن روز هم در خیابان وقتی چشمم به یک دستگاه سمند افتاد که سبدی پر از لوازم درون آن بود خیلی وسوسه شدم و آن سبد را به سرقت بردم. مقداری تنقلات و بیسکویت که درون سبد بود به دخترم دادم و قصد داشتم بقیه اموال را بفروشم که ماموران انتظامی کلانتری گلشهر به سراغم آمدند و مرا در حالی دستگیر کردند که هنوز مدارک مالباخته در دستم بود اما ای کاش ...
تحقیقات افسران دایره تجسس کلانتری گلشهر در حالی برای کشف سرقت های احتمالی دیگر این سارق کریستالی ادامه دارد که با دستور ویژه سرهنگ ابراهیم عربخانی(رئیس کلانتری گلشهر مشهد) اقدامات روان شناختی برای ترک اعتیاد این جوان در دایره مددکاری اجتماعی نیزآغاز شد.
بر اساس ماجراهای واقعی درزیرپوست شهر
ارسال نظر