مصرف زیاد قند با افسردگی ارتباط دارد؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، خسته ایم و یک خوراکی شیرین می خوریم؛ طعم خوشایند آن برای لحظه ای روز را بهتر می کند. اما اگر این انتخاب بارها تکرار شود و جای غذاهای متنوع را بگیرد، پرسش دیگری مطرح می شود: آیا مصرف زیاد قند با حال روانی ارتباط دارد؟ پژوهشگران این موضوع را بررسی کرده اند، ولی پاسخ با مقصر دانستن یک تکه کیک به دست نمی آید. باید میان لذت کوتاه مدت، عادت غذایی طولانی و اختلال افسردگی تفاوت گذاشت. همچنین لازم است روشن کنیم وقتی از قند حرف می زنیم، منظور کدام غذا و چه نوع مصرفی است.

پژوهش چه نشان داده است؟

در مطالعه وایت هال دو، منتشرشده در سال ۲۰۱۷، مصرف بیشتر قند از غذاها و نوشیدنی های شیرین در مردان با شانس بیشتر بروز اختلالات روانی شایع در پیگیری پنج ساله همراه بود. مطالعه مشاهده ای بود و نتیجه آن را نباید به ابتلای قطعی به افسردگی در همه مصرف کنندگان تعمیم داد.

پیگیری در گذر زمان، اطلاعات مهمی می دهد، اما همه علت های احتمالی را حذف نمی کند. خواب، فشار زندگی و دیگر انتخاب های غذایی ممکن است در نتیجه سهم داشته باشند. همچنین تعریف پیامد روانی در پژوهش اهمیت دارد؛ هر شاخصی برابر تشخیص بالینی افسردگی نیست. بنابراین گزارش دقیق باید نوع مطالعه و نتیجه واقعی آن را حفظ کند، بدون اینکه از ارتباط آماری یک قانون قطعی بسازد.

همه قندهای غذا یک گروه نیستند

سازمان جهانی بهداشت، قند افزوده به غذا و نوشیدنی و قند موجود در عسل، شربت ها و آب میوه را در گروه قندهای آزاد قرار می دهد. این تعریف با قند موجود در میوه کامل یکسان نیست. برای کاهش مصرف، باید به نوشابه، چای شیرین، شیرینی و نوشیدنی های مشابه توجه کرد؛ نه اینکه تمام میوه ها یا منابع کربوهیدرات از برنامه حذف شوند.

طبیعی نامیدن عسل یا آب میوه، به معنای مصرف نامحدود نیست. از سوی دیگر، نان، برنج و حبوبات را هم نباید فقط به دلیل داشتن کربوهیدرات هم ردیف نوشابه دانست. شکل غذا، فیبر، مقدار و ترکیب وعده تفاوت ایجاد می کنند. برنامه متعادل بهتر است گروه های غذایی را بشناسد و از ممنوعیت های گسترده ای که تامین نیاز را دشوار می کنند، فاصله بگیرد.

توصیه کاهش قند، نسخه درمان افسردگی نیست

سازمان جهانی بهداشت کاهش قندهای آزاد به کمتر از ده درصد انرژی روزانه را توصیه می کند. پشتوانه اصلی این توصیه، پیامدهایی مانند سلامت دندان و وزن است. نباید آن را به تضمین درمان افسردگی ترجمه کرد. کسی که نشانه های روانی مداوم دارد، با کاهش قند همچنان ممکن است به ارزیابی و درمان نیاز داشته باشد.

این تمایز، ارزش اصلاح تغذیه را کم نمی کند. کم کردن نوشیدنی شیرین می تواند انتخابی مفید در برنامه عمومی سلامت باشد، حتی وقتی اثر مستقیم آن بر خلق فرد معلوم نیست. بهتر است هدف روشن باشد: کیفیت بهتر غذا و مصرف متناسب. وعده ای که هر تغییر غذایی را درمان روان معرفی کند، ممکن است انتظار غیرواقعی بسازد و در صورت بهتر نشدن حال، احساس شکست ایجاد کند.

از تغییر کوچک شروع کنیم

اگر بیشتر روزها چند لیوان نوشیدنی شیرین مصرف می کنید، می توانید از کم کردن یک سهم شروع کنید. مقدار شکر چای را تدریجی کاهش دهید یا برای بخشی از روز آب و نوشیدنی بدون شکر انتخاب کنید. میوه کامل هم می تواند یکی از گزینه های میان وعده باشد. لازم نیست همه شیرینی ها یکباره حذف شوند. تغییر قابل ادامه، از برنامه سختی که چند روز بیشتر دوام ندارد عملی تر است.

هم زمان، ببینید شیرینی چه نقشی در روز دارد. آیا به دلیل گرسنگی و نداشتن غذا مصرف می شود؟ آیا تنها فرصت لذت و استراحت است؟ اگر علت دیده نشود، جایگزینی ساده ممکن است کافی نباشد. غذای کافی، استراحت و شیوه های دیگر مراقبت هم باید در برنامه جا بگیرند. مصرف غذا نباید به میدان سرزنش درباره اراده یا ارزش شخصی تبدیل شود.

یک شیرینی، سرنوشت سلامت روان را تعیین نمی کند

مراقبت از خلق به خواب، شرایط جسمی، روابط و رسیدگی به فشار روانی هم وابسته است. کاهش مصرف زیاد قند می تواند بخشی از انتخاب های سالم باشد، اما تمام مسئولیت حال بهتر بر دوش آن نیست. اگر بی علاقگی یا افت عملکرد ادامه دارد، پیگیری را به امید حذف شیرینی عقب نیندازید. آنچه ارزش بررسی دارد، الگوی معمول زندگی است؛ نه یک خوراکی در یک روز متفاوت.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1260567
  • فیلم/ جمله تلخ کاوه گلستان درباره مرگ فروغ فرخزاد / وقتی فروغ فرخزاد مُرد، انگار پدر منم مُرد